دهمین جلسه از دور شصت و نهم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران آقا در نمایندگی پرستار با استادی راهنمای تازه واردین محترم مسافر رسول، نگهبانی مسافر روزبه و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه «سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی »
چهارشنبه بیست و اول مهر ماه 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان رسول هستم یک مسافر
.JPG)
پیش از هر چیز، از خداوند سپاسگزارم که این فرصت در اختیار من قرار گرفت تا روی این صندلی بنشینم. واقعاً بابت آن از آقای مهدی، دوست عزیزم و راهنمای محترم، سپاسگزارم که امروز نوبت ایشان بود و فرصت خود را در اختیار من گذاشتند. از ایشان نیز تشکر میکنم.
بهطور کلی، دستور جلسات در کنگره ۶۰ با هوشمندی خاصی توسط آقای مهندس پشت سر هم چیده شده است. همانگونه که میدانیم، هفته گذشته دستور جلسه دربارهٔ رمز و راز کشف حقیقت و یافتن راه بود و این هفته نیز بیربط به جلسهٔ هفتهٔ گذشته نیست؛ موضوع دربارهٔ فضای مجازی، سایت و اینگونه مسائل است که خودش رمزها و پیچیدگیهای بسیاری دارد.
دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم، دائماً در حال تغییر است. یکی از بزرگترین تغییراتی که در این چند دههٔ اخیر شاهد آن بودهایم، رشد بسیار زیاد فضای مجازی است. در گذشته بسیار مرسوم بود که خانوادهها نقش آموزش را بر عهده داشتند؛ مثلاً اگر پدر یا مادری علمی میدانست، اگر مادر گلدوزی یا قالیبافی بلد بود، به فرزندش — به دخترش — یاد میداد. پدر نیز اگر نجاری یا هنری بلد بود، به فرزندش آموزش میداد. همین موضوع باعث ایجاد پیوندی بسیار خوب بین پدر و مادر و خانواده و فرزندان میشد. اما چیزی که الان در جامعه کمی کمرنگ شده، این است که نقش آموزش توسط پدر و مادر کاهش یافته و بیشتر فضای مجازی آن را بر عهده گرفته است.
فضای مجازی تنوع بسیار زیادی دارد. کودک نمیداند و علم کافی ندارد که مطلب درست را از آن یاد بگیرد. همین مسئله باعث میشود که ناخودآگاه بین خانواده و فرزندان شکافی ایجاد شود. پدر و مادر وظیفه دارند همهچیز را به عهدهٔ فضای مجازی نگذارند. در جاهایی ما باید خودمان فرمان کار را به دست بگیریم، مشغول شویم و کمی تلاش کنیم. خیلی راحت پدر و مادرها میگویند: «بچهٔ من نابغه است و همهچیز را یاد میگیرد؛ از ما گذشته و برای من مشکل است که وارد فضای مجازی شوم و علمش را یاد بگیرم.» در حالی که من تنبلی خودم را به گردن این میاندازم. آن بچه اصلاً نابغه نیست؛ او فقط کمی وقت بیشتری گذاشته، خودش را درگیر کرده و آموزش دیده است. اگر ما هم این کار را انجام دهیم، خیلی راحت میتوانیم از آن بهرهمند شویم و همین باعث میشود که این شکاف کمی کمرنگتر شود.
سایت نیز مانند شعبهای که الان ما در آن هستیم، شعبهای از کنگره است. سایت مرزبان خود را دارد و ایجنتش را دارد. همانگونه که میدانیم، آبروی هر شعبهای به سفر اولیها و سفر دومیهایش است. آبروی سایت کنگره نیز بهعنوان یک شعبهٔ بسیار مهم از کنگره، بر عهدهٔ کسانی است که از آن سایت بازدید میکنند. گاهی ما با یک بازدید ساده از سایت میتوانیم خدمت بزرگی به سایت کنگره بکنیم. ممکن است یک بازدید از ما باعث شود بازدید آن سایت بالا برود و اگر فردی خارج از کنگره دنبال درمان اعتیاد باشد و بخواهد وارد کنگره شود، با این صفحههای زرد و امثال آن مواجه نشود. یک بازدید سادهٔ ما میتواند باعث این کار شود.
بخش دیگری از جلسه دربارهٔ هوش مصنوعی است. ما همیشه باید به هوش مصنوعی بهعنوان یک دستیار نگاه کنیم، نه بهعنوان رئیس. حرف آخر را باید خودمان بزنیم، چون هوش مصنوعی احساس ندارد. درست است که از نظر هوشی شاید بسیار بهتر از ما عمل کند، ولی آن احساس انسان را ندارد. خیلی وقتها ممکن است تصمیمی که میگیرد، خارج از دایرهٔ احساس باشد و تصمیمی بگیرد که چندان خوشایند نباشد. وظیفهٔ ماست که به هوش مصنوعی بهعنوان یک دستیار نگاه کنیم و همیشه تصمیم آخر را خودمان بگیریم و همهچیز را به عهدهٔ آن نگذاریم.
من سعی میکنم پرحرفی نکنم. در ادامه از مشارکت عزیزان استفاده میکنم. ممنون که به صحبتهایم گوش کردید.
عکس: مسافر مضطفی لژیون نهم
تایپ و ویرایش: مسافر علی لژیون ششم
بارگزاری: مسافر کوشیار لژیون نهم
وبلاگ نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
86