سایت کنگره۶۰ جایی است که دیده نمیشود؛ اما اثر آن دیده میشود، به بهانه هفته سایت و فضای مجازی بر آن شدیم تا با یکی دیگر از همسفرهای فعال در این بخش گفتوگویی صمیمانه داشتهباشیم، قصد داریم با این مصاحبه با نحوه ورود، انگیزه و نوع خدمت و تجربههایی که کسب کردند، بیشتر آشنا بشویم.
خواهش میکنم در ابتدا خودتان را معرفی کتید و در مورد مسئولیتی که در سایت دارید، مختصری توضیح بدهید؟
با عرض سلام و خداقوت و تبریک هفته سایت به شما و کسانی که در این بخش مشغول فعالیت هستند.
تقریباً نزدیک به هفت ماه است که به عنوان عکاس شعبه مشغول خدمت هستم، عکاسی، یعنی ثبت یک لحظه از زمان، در قالب یک تصویر از آنجا که کنگره حاوی رویدادها و اخبار زیادی است و برای حفظ و انتقال مطالب، علاوه بر نگارش، ثبت اخبار و رویدادها نیاز به عکاسی برای درک بهتر مطالب، بهخوبی احساس میشود، من نیز در جایگاه یک عکاس سعی میکنم این رویدادها را تا جایی که قانون کنگره اجازه میدهد در قالب عکس ثبت کنم.
در ابتدای مسیر، چه تصویری از این خدمت داشتید، امروز نگاهتان چه تفاوتی کردهاست؟
تا قبل از ورود به کنگره، علاقهای به عکاسی نداشتم و اگر مجبور به انجام این کار می شدم بدون توجه به تنظیم فاصله دوربین، زمان و مکان و... شروع به عکسبرداری میکردم که نتیجه خوبی حاصل نمیشد و همیشه این ترس را داشتم که اگر این خدمت به من سپرده شود چگونه از عهده آن برآیم؛ اما وقتی در کنگره به من یاد دادند که خدمت، انسان را انتخاب میکند نه انسان خدمت را تصمیم گرفتم هر مسئولیتی که به من سپرده شد بیچون و چرا بپذیرم، این را هم بگویم که از نظر من کنگره روی نقاط ضعف فرد دست میگذارد تا شخص بتواند با آموزش، آگاهی و دانشی که در آن زمینه به دست میآورد آن نقطه ضعف را به نقطه قوت تبدیل کند که این قضیه دقیقاً برای من هم اتفاقافتاد، کمکم توانستم نقاط ضعف خودم را در این زمینه پیدا کنم، البته هیچ ادعایی در این مورد ندارم؛ اما به لطف خدا و آموزش دوستان توانستم در این مسیر به نحو قابلقبولی حرکتکنم، حالا که در انتهای مسیر این خدمت هستم، یادگرفتهام که با فراگیری آموزشهای مربوط به هر حرفهای و تلاش و تمرین هر ناممکنی ممکن میشود، هرکاری در ابتدا سخت به نظر میرسد و با خود ترس به همراه دارد، همانطور که دکتر امین دژاکام فرمودهاند: « برای مقابله با ترس باید به درون آن رفت.» من هم تصمیم گرفتم با این ضلع مثلث جهالت مبارزه کنم و با مقابله با آن، خودم را از این بند رهاسازم؛ اکنون عکاسی برایم بسیار شیرین و لذتبخش است و دیگر هراسی از انجام آن ندارم و این را مدیون زحمات تمام عزیزانی هستم که در این مسیر به من آموزش دادند.
به نظر شما یک تصویر خوب چه چیزی را باید به مخاطب انتقال بدهد؟
اولین وظیفه یک عکاس، انتقال واقعیت است، یک عکس باید در مخاطب این حس را به وجود بیاورد که انگار، خودش هم آنجا بوده است، یک تصویر باید یک رویداد را بدون فیلترکردن واقعیت، به مخاطب نشان دهد که وقتی مخاطب تصویر را میبیند احساس کند که یک لحظه با حقیقت روبرو شده است نه با یک صحنه چیده شده؛ اما مهمترین قسمت یک تصویر خوب این است که بتواند احساس را منتقل کند و یک حس یا پیام را در دل مخاطب ایجاد کند، من بهعنوان یک عکاس باید تلاش کنم مخاطب را از حالت تماشاگر خارج کرده و او را درگیر احساسات آن لحظه کنم، بهعنوان مثال اگر تصویری که من از یک همسفر در زمان رهایی میگیرم بتواند امید به درمان را به مخاطب منتقل کند، یعنی من موفق شدهام لازم است این نکته را هم یادآور شوم که حس من عکاس هم در کیفیت عکسی که میگیرم بسیار تأثیرگذار است، زمانی که حال جسمی یا روحی مناسبی ندارم نمیتوانم آن طور که باید تمرکز کنم و یک عکس خوب بگیرم.
برای کسی که بخواهد وارد این خدمت شود چه توصیهای دارید؟
من در جایگاهی نیستم که بخواهم به کسی توصیهای کنم؛ اما اگر از تجربه خودم بخواهم بگویم این است که شروع هر کاری با ترس و نگرانی همراه است و این از عدم شناخت کافی من از آن کار نشأت میگیرد اگر در هر کاری عشق به انجام آن کار و خواسته قوی و در کنار آن آموزش، تکرار و تمرین وجود داشته باشد میتوان با ترسی که ناشی از ناشناختههاست مبارزه کرد در آموزشهای جهانبینی دکتر امین دژاکام آموختهام که ترس، تفکر را میخورد پس در دل ترسهایم بروم و باور کنم که من هم میتوانم.
در پایان، امیدوارم هر مسئولیتی که به من واگذار میشود به بهترین شکل از عهدهاش برآیم و از این آموزشهای نابی که کنگره در اختیار من قرار دادهاست نهایت استفاده را ببرم.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سیرجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
113