English Version
This Site Is Available In English

عشق را باید به عمل تبدیل کنیم

عشق را باید به عمل تبدیل کنیم

گاهی خداوند راه را پیش از قدم‌های ما نشان نمی‌دهد، انگار بعضی مسیرها فقط با رفتن خودشان را آشکار می‌کنند. من این راز را آرام‌آرام در مسیر نقش همسفر یاد گرفتم. آموختم که زندگی همیشه منتظر تصمیم‌های بزرگ نمی‌ماند. گاهی یک قدم کوچک آغاز یک دگرگونی بزرگ است. گاهی یک حضور ساده دریچه‌ای به سوی روشنایی می‌شود و گاهی یک دل خسته فقط به کمی امید نیاز دارد. من روزهایی را دیده‌ام که راه تاریک و دور به نظر می‌رسید.

روزهایی که نگرانی تمام پنجره‌های دلم را پوشانده بود؛ اما در همان روزها صدایی در درونم می‌گفت حرکت کن، حتی اگر هنوز مقصد را نمی‌بینی. حرکت کن، حتی اگر قدم‌هایت لرزان است؛ زیرا راه سهم کسانی است که از جای خود برمی‌خیزند. در کنگره آموختم که هیچ تغییری با انتظار به دنیا نمی‌آید. تغییر، فرزند حرکت و حرکت، فرزند امید است. همسفر بودن به من یاد داد که برای رسیدن، باید صبور بود. صبر یعنی در دل طوفان ریشه‌هایمان را محکم‌تر کنیم، یعنی به جای جنگیدن با زمان از زمان درس بگیریم، یعنی بدانیم هر بذری فصل خودش را برای جوانه زدن دارد.

من فهمیدم مسافر را نمی‌توان به جای خودش به مقصد رساند؛ اما می‌توان کنار او ایستاد و چراغی روشن نگه داشت. می‌توان با محبت جاده را برای هر دو روشن‌تر کرد. می‌توان به جای ترس، ایمان را در دل پرورش داد، گاهی یک کلمه محبت‌آمیز، خستگی یک روز را از بین می‌برد و یک نگاه پر از باور انسان را دوباره به خودش بر می‌گرداند. من در این مسیر خودم را نیز دوباره پیدا کردم. فهمیدم گاهی باید از نو به خودم نگاه کنم؛ باید غبار سال‌ها گذشته را از پنجره دل کنار بزنم؛ باید باور کنم که هیچ شبى تا همیشه ماندگار نیست. پشت هر شب، صبحی آرام در انتظار طلوع است پشت هر رنج، اگر درست نگاه کنیم، دانه‌ای از آموزش پنهان است و پشت هر قدم، فرصتی برای نزدیک‌تر شدن به خویشتن وجود دارد. من دیگر از طولانی بودن راه نمی‌ترسم؛ چون فهمیده‌ام رسیدن یک اتفاق ناگهانی نیست.

رسیدن، جمع تمام قدم‌هایی است که با عشق برداشته‌ایم، حتی قدم‌هایی که کسی ندیده و برایشان دست نزده است و اشک‌ها که بی‌صدا از گوشه چشممان گذشته‌اند، حتی روزهایی که فقط با امید، خودمان را به فردا رسانده‌ایم امروز می‌دانم خداوند در دل حرکت‌ها نشانه می‌گذارد، نشانه‌هایی که شاید در آغاز ساده و کوچک به نظر برسند؛ اما وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، معنای بزرگشان را می‌بینیم. می‌بینیم که یک قدم، قدم بعدی را به ما هدیه داده است. یک انتخاب درست، مسیر زندگی‌مان را تغییر داده است. من به راهی ایمان دارم که با حرکت آشکار می‌شود.

به نوری که از دل تاریکی آرام‌آرام متولد می‌شود به انسانی که می‌تواند از ویرانی دوباره آباد شود و به دلی که می‌تواند بعد از سال‌ها دوباره آرام بگیرد. همسفر بودن برای من یعنی یاد گرفتن همین زیبایی‌ها، یعنی همراه بودن، بدون آنکه راه دیگری را به جای او برویم، یعنی عشق را به عمل تبدیل کنیم، نه فقط به کلمات یعنی هر روز سهم خودمان را از این سفر ادا کنیم گاهی کافی است امروز کمی بهتر از دیروز باشیم و یا یک قدم در مسیر درست برداریم. من به فردا دل بسته‌ام، نه از سر خیال، بلکه از سر ایمان. ایمان دارم هیچ حرکت صادقی در جهان بی‌اثر نمی‌ماند. هر قدم درست چراغی برای ادامه راه روشن می‌کند و هر دل امیدوار می‌تواند آغاز یک طلوع باشد؛ پس اگر راه را نمی‌بینم نمی‌ایستم، اگر مقصد دور است، باز هم قدم برمی‌دارم؛ چون آموخته‌ام با حرکت راه نمایان می‌شود.

نویسنده: همسفر الهام رهجو راهنما همسفر صفورا (لژیون چهاردهم) 
عکاس: همسفر منیره رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون نهم) 
ویراستاری و ارسال: همسفر زهرا رهجو راهنما همسفر سمیرا (لژیون بیست و چهارم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...