English Version
This Site Is Available In English

دلنوشته

دلنوشته

سلام دوستان، مجتبی هستم، یک مسافر.
من با بیست سال تخریب وارد کنگره شدم. آخرین آنتی‌اکس مصرفی من  شیرۀ تریاک به‌صورت خوراکی بود و به روش DST در شعبه اردبیل، با راهنمایی آقا بهزاد، در حال درمان هستم. اینکه می‌گویم «مجتبی هستم، یک مسافر»، برای من معنای بسیار عمیقی دارد. مسافر بودن فقط به این معنا نیست که از نقطه‌ای به نقطه دیگر حرکت کنم؛ من باید مسافری باشم که در مسیر درست حرکت می‌کند و در نهایت به قدرت مطلق نزدیک می‌شود، نه مسافری سرگردان که در هر راهی قدم بگذارد و در پایان سر از ناکجاآباد دربیاورد.من از همان روز اول مسافر بودم. خداوند راه را برای انسان‌ها مشخص کرده است، اما من در گذشته از بیراهه می‌رفتم. با این حال، خداوند را شکر می‌کنم که به من فرصت بازگشت داد و کمکم کرد تا کنگره ۶۰ را پیدا کنم.به نظر من، هر مسافری باید نقشه راهی داشته باشد تا بتواند از بدی‌ها دور شود و در مسیر مستقیم حرکت کند. راه مستقیم، راهی سرشار از نور، محبت و عشق است و کسی که در این مسیر قدم بگذارد، عاقبت‌به‌خیر خواهد شد.من که تازه در این مسیر قدم گذاشته‌ام، هرچه جلوتر می‌روم، راه را روشن‌تر و نورانی‌تر می‌بینم.قبل از اینکه کنگره ۶۰ را پیدا کنم، یک مسافر سرگردان بودم. در مسیری حرکت می‌کردم، اما اصلاً فکر نمی‌کردم در کدام راه هستم. فقط می‌خواستم هرچه زودتر به مقصد برسم و به عاقبت کار و نتیجه انتخاب‌هایم فکر نمی‌کردم.اما وقتی وارد کنگره شدم و آموزش دیدن را آغاز کردم، تازه متوجه شدم که راهی که در گذشته می‌رفتم، راه درستی نبوده است. حالا احساس می‌کنم مسیرم را پیدا کرده‌ام؛ مسیری که پر از نور، محبت و عشق است.هرچه بیشتر در این راه حرکت می‌کنم، دل و جانم آرام‌تر می‌شود و حال خوشی پیدا می‌کنم که وصف‌کردنی نیست. قبل از پیدا کردن کنگره ۶۰، چنین حال خوشی را تجربه نکرده بودم.به نظر من، این راه پایانی ندارد؛ هرچه بیشتر در آن قدم بردارم، بیشتر به قدرت مطلق نزدیک می‌شوم. تازه متوجه شده‌ام که این راه نورانی همیشه در وجود خود من بوده و فقط آن را کشف نکرده بودم. حالا به کمک خداوند و با آموزش‌هایی که در کنگره دریافت می‌کنم، توانسته‌ام این مسیر را بهتر ببینم و در آن حرکت کنم.امیدوارم نیروهای اهریمنی از من دور باشند؛ چون به نظر من، این نیروها تلاش می‌کنند راه مستقیم را سخت و راه آسان را به انسان نشان دهند، در حالی که راه آسان ممکن است در ظاهر شیرین باشد، اما همیشه به مقصد درست نمی‌رسد.امیدوارم خداوند به من توفیق بدهد که در این مسیر ثابت‌قدم باشم و بتوانم به بندگان خوب خداوند خدمت شایانی کنم.من باور دارم که انسان‌ها برای خدمت کردن به یکدیگر آفریده شده‌اند و بسیاری از مخلوقات نیز برای خدمت و کمک به انسان در این جهان قرار گرفته‌اند.امیدوارم بتوانم با آموزش گرفتن، حرکت در مسیر مستقیم و خدمت به دیگران، از یک مسافر سرگردان به مسافری تبدیل شوم که راه خود را پیدا کرده و در مسیر درست حرکت می‌کند.

نویسنده:مسافر مجتبی(لژیون سوم)

ویراستاری و ارسال :مسافر حامد(لژیون سوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...