منظور از اینکه عقل بهکار نیفتاده یا از دسترس خارج شده است چیست؟ زمانی که انسان وارد تاریکی میشود، حس او آلوده میگردد. حس در وجود انسان، عامل حرکت است؛ اگر حس آلوده شود، حرکت متوقف میگردد و دیگر فرد نمیتواند درست فکر کند. انسانی که وارد تاریکی شده و احساسش آلوده گشته، مانند کسی است که سوار چرخوفلک شده و در تمام جهات در حرکت است؛ او نیروهایی را حس میکند و دیدی به اطراف دارد که یک انسان معمولی قادر به درک آن نیست.
نگاه او تحتتأثیر چرخش چرخوفلک تغییر میکند و زمانی که از مشاهدات خود، با اطرافیانش صحبت میکند، آنها قادر به درک یا حتی باور آن نیستند، در اینجا عقل کاملاً وجود دارد؛ اما عاملی که باعث تغییر نگاه شده، آلودگی حس است، که باید ذرهذره پالایش یابد تا به تعادل برسد و نگاه فرد، واقعی شود. حسی که پالایش یافته باشد، تشخیص میدهد که چه مسائلی را نمیتواند حل کندو باید آنها را کنار بگذارد و چه مسائلی را میتواند حل کند و باید به آن بپردازد.
یکی از آن تاریکیهایی که حس با ورود به آن آلوده میشود، اعتیاد است. مصرفکننده مواد، مانند کسی است که سوار بر چرخوفلک است و تحتتأثیر مواد، نگاهش به اطراف تغییر کرده است؛ تا جایی که کسانی که اعتیاد را تجربه نکردهاند یا فرد معتادی در نزدیکی خود نداشتهاند، گمان میکنند او دچار توهم شده است. همانطور که بار اول سوار شدن بر چرخوفلک لذتبخش است، مصرف مواد در دفعات نخست نیز لذتبخش است؛ اما مصرف مکرر، دیگر آن حس لذت را ایجاد نمیکند.
استاد امین بیان میکنند: «اینکه میگوییم معتادان عقل ندارند، جمله درستی نیست؛ باید بگوییم مصرفکنندگان به محیط پیرامون نگاه درستی ندارند؛ زیرا نگاه آنها تحتتأثیر مواد، تغییر کرده و نامعقول شده است». عقل در مصرفکنندگان نیز وجود دارد؛ اما حس آنها بر اثر استفاده از مواد آلوده شده است و بایستی این آلودگی ذرهذره از بین برود تا به تعادل برسد. عقل دارای مدلی به نام قلعهی عقل است و سربازان آن، دانایی هستند.
کار عقل، قضاوت کردن است و اگر نماینده آن را یک قاضی در نظر بگیریم، عقل یک فرمانده کامل است؛ چراکه تمام امور انسان را با درایت فرماندهی میکند. در اینجا لازم است بدانیم دامنه تأثیرگذاری این فرمانده، به فرمانهایی که صادر میکند بستگی دارد. اگر این فرمانده آسیب ببیند، تمام امور فرد از تعادل خارج شده و ساختار وجودیاش به هم میریزد؛ اگر فرمانده از بین برود، شخصیت نیز از بین رفته است. شخصیت، چیزی است که انسان با آن زندگی میکند و به معنای باور موجودیتها و استعدادها است.
زمانی که شخصیت آسیب ببیند، شخص دیگر نمیتواند به زندگی عادی بازگردد. این قاضی نماینده عقل و نماد شخصیت از سه طریق بیلیاقتی، احساس گناه و تهدید میتواند آسیب ببیند. کسانی که ضلع بیلیاقتی آنها آسیب دیده است، برای اثبات تواناییهایشان به دنبال جمعآوری مدرک هستند؛ به حرفههای گوناگون روی میآورند و مدارک متعدد میگیرند؛ اما شکافی که در درون آنها ایجاد شده، همچنان باقی است.
فردی که تهدید شده است، از انجام خیلی از کارها در زندگیاش میترسد و همیشه دستبهعصا حرکت میکند. این ترس ایجادشده با تنفر همراه است؛ زیرا انسان همیشه باید تعادل را حفظ کند چراکه هر جا خماری هست، نئشگی هم هست. بنابراین، لایهای از ترس به لایهای از نفرت نیاز دارد تا همدیگر را خنثی کنند و جمعشان صفر شود. از این رو، کسی که از ضلع تهدید آسیب دیده باشد، همیشه به دنبال کسب قدرت است؛ چون فکر میکند اگر قدرتمند باشد، هیچکس نمیتواند او را تهدید کند.
منبع: سیدی مثلث شخصیت
نویسنده: همسفر الناز رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر الناز رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی صائب تبریزی
- تعداد بازدید از این مطلب :
77