جلسه چهاردهم از دوره چهارم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صادق قم به استادی ایجنت محترم همسفر لیلا، نگهبانی راهنما همسفر فاطمه، دبیری همسفر لیلا با دستور جلسه «از سایت فضای مجازی و هوش مصنوعی چگونه در کنگره ۶۰ استفاده میکنم» روز یکشنبه ۲۹ شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خوش آمد میگویم خدمت عزیزانی که فرمانبردار بودند و به موقع در جلسه حضور پیدا کردند. از نگهبان سردار متشکرم که به من اجازه خدمتگزارای دادند و خداقوت میگویم خدمت همه خدمتگزاران، مرزبانان، نگهبان سردار، دبیر سردار و خزانه دار.
دستور جلسهی این هفته مربوط به بچههای خدمتگزار سایت میشود که از سایت و فضای مجازی که منظور همان اینستاگرام و هوش مصنوعی است به چه صورت استفاده میشود. سایت عامل آشنایی خیلی از ما با کنگره۶۰ بوده و همهی ما میدانیم که چه اهمیتی دارد.خدمتگزارانی که در سایت هستند چراغ خاموش دارند زحمت میکشند و خیلی این خدمت نور دارد، به همهی آنها تبریک میگوییم و انشاالله در جایگاه از آنها تقدیر میکنیم
اگر جلسهی چهارشنبه آقای مهندس را پیگیری کرده باشید که گوش کردن به صحبتهای ایشان وظیفهی همه ما است، چیزی که برای من در این جلسه بار آموزشی داشت این بود که استفاده از هوش مصنوعی که الآن یک باب جدیدی بین ما است؛ ولی استفاده نمیکردیم و یا در دسترس ما نبود.
الان در دسترس همه است ولی در آن زمان که اینستاگرام تازه باب شده و در اینستاگرام همه اکسپلورگردی میکردند، بدون اینکه به کاربران آموزش داده شود که در این فضای جدیدی که وارد میشوند چه ویژگیهایی دارد، چگونه باید از آن استفاده کنند و چه آسیبهایی دارد.
در این مرحله بودیم که آقای مهندس یک حرمت برای فضای مجازی تعریف کردند. این موضوع را به من آموزش میداد که فضای مجازی از هر فضای حقیقی، حقیقیتر است؛ یعنی اگر حرفی آنجا زده میشود، کاری انجام میشود و استیکری و ایموجی فرستاده میشود، واقعی است و آن فردی که من برایش ایموجی میفرستم مثلاً اگر فرد نامحرم باشد نمیتوانم هر نوع استیکری را برای او بفرستم. اینها را آقای مهندس به ما آموزش دادند که از فضای مجازی چگونه باید استفاده کنیم. چیزی بود که خیلی از افراد بلد نبودند. من هم اطلاعاتی در موردش نداشتم و از آقای مهندس آموختم.
چیزی که امسال خیلی مهم است این است که یاد بگیرم چگونه از هوش مصنوعی استفاده کنم. یک ابزار است که در اختیار بشریت قرار گرفته و با خوب و بد آن کاری نداریم؛ چون هر آنچه که وارد میشود ما ناگزیر هستیم، آدابش را یاد بگیریم.
اگر من هم نخواهم، فردا خواهم دید که فرزندم از هوش مصنوعی استفاده میکند، اگر استاد دانشگاه باشم میبینیم که دانشجوهای من مقالههایشان را با هوش مصنوعی میسازند و همه چیز تغییر میکند؛ بنابراین اگر آموزش نگیرم از اجتماع جا میمانم؛ پس بایستی همهی ما آموزش بگیریم که چگونه از آن استفاده کنیم. نکتهای که در صحبتها وجود دارد این است که برای استفاده کردن از هوش مصنوعی به یک هوش انسانی نیاز است؛ یعنی اگر من، انسان نادانی باشم و دانش و اطلاعاتی نداشته باشم و بخواهم همه را به هوش مصنوعی بسپارم، اطلاعاتی که به دست میآورم میتواند ناسالم و ناصحیح باشد و آنوقت برای من ناکارآمد است. پس طبق صحبت آقای مهندس (ما باید همیشه از گفتارها و نوشتارها جلوتر باشیم تا متوجه باشیم و بتوانیم به صحت و سقم آنها پی ببریم.)
آن دانشی که در هوش مصنوعی در اختیار کاربر قرار میگیرد از کجا میآید؟ زمانی که هوش مصنوعی تازه آمده بود و همه تحت عنوان چتجیبیتی آن را میشناختند، من رفتم و با آن صحبت کردم؛ اما چیزی نمیدانست، میپرسید یعنی چی که تو راهنما هستی؟ میخواستم با آن آشنا شوم؛ ولی هیچ دادهای نداشت؛ اما امروز وقتی میگویم من ایجنت کنگره۶۰ هستم، میگوید سلام لیلا به شما تبریک میگویم که شال زیتونی دارید، در شعبه صادق در فلان خیابان خدمتگزار هستید و همه چیز را میداند. این اطلاعاتی است که ما کاربرها به او دادهایم.
یک روز من رفتم اطلاعات دادم که کنگره۶۰ این است و برای درمان اعتیاد است، یک روز شخص دیگری و یکییکی وقتی ما وارد این فضا میشویم و میخواهیم از آن ایده بگیریم، دادهای به آن اضافه میکنیم. اگر دادهی ما صحیح باشد در آن سیستم ثبت میشود، جستجو میکند و بالا میآید. این میشود همان داستانی که اگر ما سایت کنگره۶۰ را حمایت کنیم. آقای مهندس فرمودند: هرچه شما بیشتر لایک بگذارید، هرکس در هرجا بدون آنکه اطلاعاتی داشته باشد، حتی در روستایی بدون اینکه هیچ علمی در مورد کنگره۶۰ داشته باشد، تا ترک اعتیاد را جستجو کند، کنگره۶۰ به آن پیشنهاد داده میشود. همان گونه که خیلی از ما با کنگره۶۰ این گونه آشنا شدیم.
هوش مصنوعی هم یک ابزاری است که در اختیار بچههای ما است و مدام از آن استفاده میکنند و اگر ما یاد نگیریم که از آن چگونه استفاده کنیم، عقب میمانیم مثل زمانی که کامپیوتر تازه وارد کشور شده بود و همه کلاس کامپیوتر ثبتنام میکردند. اگر نمیرفتی احساس میکردی بیسواد هستی؛ چون سواد کامپیوتر نیاز ما بود.
امروز هم سواد ما در این زمینه مورد نیاز است و بایستی یاد بگیریم که چگونه از آن استفاده کنیم. به طور مثال ما میخواهیم به رهایی جونز برویم، عکس قبل و بعد لازم داریم. من قبلاً ۹۰/۵ کیلو بودم، خودم میدانم چه شکلی بودم و همه من را در آن سالها دیدهاند. سفر جونز کردم حالا میخواهم به رهایی بروم که عکس نیاز دارم. اگر من بخواهم عکسی به هوش مصنوعی بدهم و بگویم من را چاق کن، آن موقع دروغ میشود و با واقعیت تطبیق ندارد؛ ولی زمانی هست که من عکس دارم؛ اما بیکیفیت است و میگویند برای روز رهایی نامناسب است. شما همین عکس را با کمک هوش مصنوعی با کیفیت میکنید، مثلا سیستم از من میخواهد یک دلنوشته در مورد سایت و دستور جلسهی امروز بنویسم. مثلاً میگویم من اسمم لیلا است، یک مقاله میخواهم که بابت آن تشویق شوم و بالا هم بروم. این با دروغ چه فرقی می کند؟ پس بایستی من دانش انسانی داشته باشم.
در مورد دستور جلسه در کارگاه آموزشی هم صحبت میکنیم؛ ولی اینجا لژیون سردار است و ما اینجا هستیم تا دین خودمان را به کنگره۶۰ با پرداختیهایمان در لژیون سردار ادا کنیم. طبق صحبتی که خانم خزانهدار داشتند در گزارش عملکردشان هنوز خیلی تسویه نشده و بدهکار در شعبه صادق داریم و این اصلاً مناسب نیست. ابتدا که ما لژیون سردار را در شعبه قم راه انداختیم، اصلاً قسطی نبود و همان روز باید پرداخت میکردیم. بعد در بالا اعلام میکردیم که من سردار هستم؛ ولی حالا به خاطر شرایط کشور، آقای مهندس به ما لطف میکنند و اجازه میدهند که تعهدی پرداخت شود؛ اما این تعهدی به این معنی است که پرداخت شود، نه اینکه من فقط در روز جشن بالا بیایم و اعلام دنوری و پهلوانی کنم و بعد آن را پرداخت نکنم. این جایگاه ما را خیلی متزلزل میکند.
جشن گلریزان جدید را در پیش داریم، آن روز یک شعفی دارد. من خودم با اینکه دنوریام را سال قبل (برای مسافرم که وصل بماند پرداخت کردم) باز میگویم جشن گلریزان کی میشود؟ در وجودم میگویم بروم اعلام دنوری کنم؛ آدم این حس را دوست دارد. باید خوب فکر کنیم آیا میتوانیم پرداخت کنیم؟
وقتی هنوز دنوری پارسال را پرداخت نکردهام چطور میتوانم این را پرداخت کنم؟ اگر سرداری پرداخت کنم کم است؛ بیشتر از ۶ تومان میتوانم بپردازم، لزومی ندارد اعلام دنوری کنم، انرژی و کلی عشق و تشویق بگیرم اما بعد نتوانم پرداخت کنم. میتوانم دو تا سرداری یا ۱۵ تومان! هیچ اجباری نیست تحت تأثیر راهنمایم، هیجان زده بشوم. بایسته و شایسته است آنچه اعلام کردیم، حتماً پرداخت کنیم و انشالله بدهی نماند.
من از لژیون سردار آموزش گرفتم و خداوند توفیق داد عضو سردار باشم، در زندگی سعی کنم و هدفم همیشه این بوده است، هر قدمی میدارم؛ خودم تزکیه شوم، وگرنه چه لزومی دارد که من به کنگره پولی پرداخت کنم، هدفم خودنمایی باشد، پولم از دست برود. حیف است آن پول را نگه میدارم، خودم استفاده میکنم.
آن جایی کارآمد است که من اگر پرداختی دارم، یک جایی از وجود خودم را بسازم؛ یعنی برای یک ساختمان پول میدهید، مصالح میخرید و با آن ساختمان میسازید. در واقع میخواهم خودم را با آن بسازم، تزکیه و پالایش شوم و ارتقا پیدا کنم.
هدف ما از اینکه میآییم همین است، مسافرهای ما درمان شدند، میتوانیم دیگر نیاییم.
پول برای من همیشه تمرین بخشندگی بوده و در لژیون سردار یاد گرفتم که چطور ببخشم. آقای مهندس همیشه به شوخی میگویند: طرف میگوید جانم را بگیر، پولم را نگیر. این شوخی است اما واقعیت دارد، بزرگی میخواهد که من بتوانم از پولم بگذرم.
چیزهایی در ذهن میآید که مثلاً میتوانم برای بچهام کامپیوتر بخرم یا با این پول به مشهد بروم. زمانی این پرداختی برای ما راحت میشود و آن لحظه میتوانیم با حس خوب کارت را بکشیم، که دریافتی داشته باشیم. دریافت من این است که یاد بگیرم بخشنده و باگذشت باشم و بتوانم از خودم چیزی را برای بهتر شدن یک سیستم، یک انسان و احیای دیگران ببخشم.
وقتی اینجا توانستم با خلوص نیت ببخشم و از خودم بگذرم بعد یاد میگیرم در زندگی آرام باشم، اجازه بدهم مسافرم سفرش را بکند، اجازه بدهم که فرزندم آزمون و خطا کند و یاد بگیرد؛ چون آن چیزی که من بخواهم با زور به فرزندم دیکته کنم، با آن چیزی که خودش تجربه میکند و متوجه میشود، مطمئناً ماندگاری بیشتری دارد. هدیهی کنگره۶۰، استاد سردار و آقای مهندس برای من تمرین بخشش و گذشت بوده است.
.jpg)
عکاس: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) دبیر اول سایت
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر افتخار (لژیون هشتم)
ویرایش: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صادق
- تعداد بازدید از این مطلب :
119