از خداوند خودم تشکر میکنم، خدایی که این فرصت را به من داد تا وارد کنگره۶۰ شوم، آموزش بگیرم و طعم حال خوش را تجربه کنم. وقتی صحبت از کنگره میشود، یاد روزی میافتم که بعد از رهایی مسافرم وارد کنگره شدم. من همزمان با مسافرم سفرم را آغاز نکردم؛ زیرا باوری اشتباه داشتم و فکر میکردم این سفر فقط برای مسافرم ضروری است و او باید سفر کند تا به درمان برسد. روزی که مسافرم به رهایی رسید از من خواست همراهش به کنگره بیایم و در جشن رهاییاش حضور داشته باشم.
وقتی برای اولین بار وارد کنگره شدم از شدت استرس و اضطراب قلبم به تپش افتاده بود و دست و پایم را گم کرده بودم. با خودم میگفتم: حالا من چهطور میتوانم در حضور این همه انسان صحبت کنم و رهایی مسافرم را اعلام کنم؟ خیلی هول شده بودم؛ اما خدا را شکر همهچیز به خوبی پیش رفت. به یاد دارم روز رهایی مسافرم همزمان با هفته بنیان کنگره۶۰ بود. حال و هوای اعضاء کنگره بسیار زیبا و سرشار از عشق و انرژی بود. آن حال خوب به من هم منتقل شد و همانجا جرقهای در وجودم زده شد که تصمیم بگیرم سفر خودم را آغاز کنم.
سفرم را شروع کردم و در طول سفر، با گرفتن آموزشها کمکم به درون خودم پی بردم و متوجه شدم چقدر در تاریکیها غرق بودهام. افسوس میخوردم که چرا با آن باور اشتباه که سفر فقط برای مسافرم است و من نیازی به سفر ندارم، باعث شدم یک سال دیرتر قدم به کنگره بگذارم. به هر حال، سعی کردم آموزشها را به خوبی دریافت کنم بهموقع در جلسات حاضر شوم و هر آنچه راهنمایم میگفتند، با تمام وجود به کار بگیرم و فرمانبردار باشم. خدا را شکر توانستم سفرم را به پایان برسانم و به رهایی برسم.
اگر بخواهم از حس و حال خدمت در سایت بگویم، باید به این نکته اشاره کنم که خدمت در سایت برای من یکی از زیباترین و بهترین لحظات حضورم در کنگره است. وقتی شروع به ویرایش یک دلنوشته میکنم، غرق در حرفها و احساسات نویسنده میشوم و حس عجیبی پیدا میکنم. با ویرایش هر دلنوشته، آموزشهای زیادی دریافت میکنم؛ زیرا هر شخص از آگاهی، تجربههای زندگی و معجزههایی که در کنگره برایش اتفاق افتاده است، مینویسد. خواندن این نوشتهها باعث میشود عشق من نسبت به کنگره روزبهروز بیشتر و شعلهورتر شود و اشتیاقم برای ماندن و خدمت کردن افزونتر گردد. دوست دارم در کنگره بمانم و خدمت کنم هم برای اینکه خودم به حال خوش بیشتری برسم و هم بتوانم ذرهای در حال خوش دیگران سهیم باشم.
در پایان از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر و قدردانی میکنم؛ همچنین از راهنمای خوبم، همسفر امالبنین صمیمانه سپاسگزارم چراکه حال و هوای امروز من را مدیون آموزشها، حمایتها و راهنماییهای ایشان میدانم. ایشان با محبت و صبوری مرا راهنمایی کردند تا بتوانم مسیرم را پیدا کنم، به حال خوش برسم و خدمتگزاری برای کنگره باشم. امیدوارم بتوانم با ماندن و خدمت کردن، ذرهای از دین خود را نسبت به کنگره۶۰ ادا کنم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر امالبنین (لژیون هفدهم)
عکاس: همسفر یوکابد رهجوی راهنما همسفر امالبنین (لژیون هفدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی فرشته (سمنان)
- تعداد بازدید از این مطلب :
184