English Version
This Site Is Available In English

هر جمله یک تکه از زندگی یک انسان

هر جمله یک تکه از زندگی یک انسان

اوایل که خدمتی در کنگره۶۰ به من پیشنهاد می‌شد، دلشوره داشتم و با خود می‌گفتم: نکند نتوانم درست انجام دهم و خراب کنم؛ ولی کم‌کم فهمیدم این دلشوره بد نیست. این یعنی برایم مهم است و جدی می‌گیرم. وقتی دل‌نوشته‌ها و برداشت‌های بچه‌ها را می‌خوانم و ویرایش می‌کنم، حس خیلی خوبی دارم. انگار پای درد دل‌شان نشسته‌ام. هر جمله‌ای که می‌خوانم، یک تکه از زندگی یک انسان است. انسانی که روزی حال او بد بوده است و الان از حال خوب خود می‌نویسد و این‌که چه‌قدر از بودن در کنگره۶۰ خوشحال است. موقعی که اسم خودم را به‌عنوان رابط خبری می‌بینم، از ته دل خوشحال می‌شوم؛ چون این توانایی را از بودن در کنگره۶۰ یادگرفتم، همین که می‌توانم این نوشته‌ها را بخوانم و به بقیه برسانم، به من حال خوبی می‌دهد. آن دلشوره اول کار، کم‌کم تبدیل به یک حس شیرین می‌شود، حس این‌که کاری مفید انجام می‌دهم. کاری که شاید کوچک باشد؛ ولی پشت هر کلمه آن یک زندگی واقعی بوده است.

وقتی نوشته‌های رهجوها را می‌خوانم، می‌فهمم چه‌قدر حال‌شان خوب است. چه‌قدر از بودن در کنگره۶۰ راضی‌ هستند و این به من می‌گوید که در راه درستی هستم. این خدمت فقط یک کار نیست؛ بلکه یک فرصت است. فرصتی برای این‌که من هم گوشه‌ای از این حال خوب را بگیرم. کنگره۶۰ به من یاد داد خدمت کردن فقط وقت گذاشتن نیست، دل گذاشتن است. سعی می‌کنم دلم را بگذارم؛ حتی اگر اولش دلشوره داشته باشم؛ چون می‌دانم، به حال خوب آخر آن می‌ارزد؛ امیدوارم در این مسیر ثابت قدم بمانم و لیاقت خدمت در جايگاه‌های بالاتر را داشته باشم تا روز به روز هم به دانایی خودم اضافه کنم و هم گوشه‌ای از دینی که به کنگره۶۰ دارم را ادا کنم.

نویسنده: همسفر خورشید رهجوی راهنما همسفر فاطیما (لژیون یازدهم) رابط خبری
ویرایش: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...