مسافر امید در دلنوشته خود بیان کرد:
به نام قدرت مطلق
چندین سال بود که به واسطهی مصرف، دچار تخریبهای گستردهای شده بودم و به دنبال راهی برای ترک میگشتم و اصلا اصطلاح درمان در ذهنم نبود. راههای زیادی را امتحان کردم و شاید یکی از بدترین تجربههایی که در زندگی داشتم، همین دوران تلاش برای ترک مواد مخدر بود. در میان تمام این تجربهها، تجویزهای پزشکان روانپزشک برای من از همه سختتر و تلختر بود؛ انگار هر بار که تصمیم به ترک میگرفتم، به جای آنکه چیزی از این بار سنگین تخریب و فرسایش کم شود، باری دیگر بر آن افزوده میشد.
تا اینکه عزیزی، راه کنگره را به من پیشنهاد کرد. در ابتدا تصور میکردم این هم یکی دیگر از همان مسیرهای سخت و بینتیجهی گذشته خواهد بود و چندان فکر مثبتی نسبت به آن نداشتم.
اما زمانی که وارد کنگره شدم، در همان سفر اول، هم حس و حال و فضای کنگره در نقطهی شروع برایم جذاب و شیرین بود و هم اینکه بهعنوان فردی تحصیلکرده که در آن زمان منیت زیادی داشتم، فضای علمی کنگره مرا به خود جذب کرد. این فضای علمی در جایجای سفر به من کمک کرد و بسیار خوشحالم که با چنین محیط و انسانهایی آشنا شدم. شاید بهترین گواه این احساس، همین باشد که چقدر برای افراد مختلفی که در کنارم هستند آرزو کردم راهی برای ورود به کنگره پیدا کنند و بتوانند از این دریای عظیم آموزش بهره ببرند.
در طول سفر اول، با مخاطرات و چالشهای زیادی دستوپنجه نرم میکردم و سؤالات بسیاری در ذهنم وجود داشت. نمیدانستم قرار است این حدود یک سال چگونه بگذرد و در نهایت این مسیر به کجا خواهد رسید؟ اما تمام این دلمشغولیها، با فرمانبرداری از راهنمای عزیزم، سرانجام به نتیجهای نیک رسید.
بسیار خوشحالم که به این حس اعتماد کردم و راهنمای خودم را تماماً سرلوحهی مسیر و سفرم قرار دادم. در انتهای این مسیر، چه نتیجهی شیرینی انتظارم را میکشید!
در مورد سفر نیکوتین نیز دوست دارم به این نکته اشاره کنم که در ابتدا هرگز قصدم این نبود که از این بند رها شوم؛ چراکه با توجه به دانش و آگاهی اندکی که در آن زمان داشتم، اساساً چنین نیازی را احساس نمیکردم. اما در ادامه متوجه شدم که از این دریای عمیق و پر از گوهر، هرچه برداشت کنی، باز هم کم است.
با افزایش بار جهانبینی، از این بند نیز آزاد و رها شدم؛ رهاییای که شاید تأثیر شگرف آن بر زندگیام را بهسختی بتوانم توصیف کنم.

امروز سفر دیگری را آغاز کردهام و برای تغذیهی سالم و افزایش آگاهی در زمینهی جسم و سلامتیام، در حال تلاش و آموزش هستم. امیدوارم این سفر نیز مانند دو سفر گذشته، با نتیجهای زیبا همراه باشد و برای رهایی از این بند، بار دیگر جناب مهندس عزیز را ملاقات کنم و فرمان رهایی را از ایشان دریافت نمایم.
دلنوشته: مسافر امید رهجوی راهنما مسافر ابراهیم (لژیون سوم)
رابط خبری، ویرایش و ارسال: مسافر مجتبی رهجوی راهنما مسافر ابراهیم (لژیون سوم)
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
117