جلسه ششم از دوره چهارم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کریمان کرمان به استادی راهنمای تازهواردین همسفر زهره، نگهبانی راهنما همسفر زهره و دبیری همسفر سمیه با دستورجلسه «از سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره۶۰ چگونه استفاده میکنم؟» روز دوشنبه ۳۰ شهریورماه ۱۴٠۵ ساعت ۱۴:۳٠ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر که این فرصت در اختیارم قرار گرفت که در جمع عشق و محبت در کنار شما خوبان و دوستان عزیز امروز بتوانم انرژی و آرامش بگیرم. به رسم ادب از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تشکر میکنم که این بستر را فراهم کردند تا من زهره بتوانم بیایم، آموزش بگیرم و حال خوب دریافت کنم. از راهنما مسافر سینا و همسفر سلیمه تشکر میکنم که حال خوب امروز خودم و خانوادهام را مدیون این عزیزان هستم، تشکر میکنم از نگهبان لژیون سردار و دبیر که امروز اجازه دادند من در این جایگاه بنشینم و آموزش بگیرم، از شما عزیزان که با حضورتان به من کلی انرژی دادید تشکر میکنم. انشاءالله که بتوانیم در کنار هم جلسه پرباری برگزار کنیم.
همانطور که میدانید دستورجلسه «از سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره60 چگونه استفاده میکنم؟» است. جا دارد بنده هفته سایت را به تمام خدمتگزاران چراغ خاموشی که عاشقانه و بدون منت خدمت میکنند تبریک عرض کنم. امروزه تکنولوژی و فضای مجازی بخشی از زندگی ما را به خود اختصاص داده است، اگر فضای مجازی نباشد؛ حتی بعضی از کسبوکارها مختل میشود و ما نمیتوانیم آن را نادیده بگیریم. بنده خودم قبل از کنگره از فضای مجازی به عنوان سرگرمی و اوقات فراغت استفاده میکردم؛ بعد از حضور در کنگره متوجه شدم آموزشهای کنگره مربوط به حضور در نمایندگی نمیشود و کنگره یک سایت دارد که من میتوانم از دریایی، از آموزشهای کنگره و آموزشهای سایت استفاده کنم.
در نوشتارهای کنگره ما میخوانیم، کنگره در دو حرکت درونی و بیرونی به کار خود ادامه میدهد، حرکات درونی کنگره همین کلاسهای کنگره و حضور در جلسات میباشد که ما حضور داریم و استفاده میکنیم، حرکت بیرونی کنگره سایت و فضای مجازی میباشد که همایشهای آقای مهندس، کنفرانسها، مقالههای آقای مهندس و مشارکتها و دلنوشته شما عزیزان که روی سایت قرار میگیرد و میتواند پیام رهایی را به یک دردمند برساند. یکی از زیباییهای سایت این است که اگر فردی در یک شهر یا روستایی قرار داشته باشد و شعبهای از کنگره آنجا نباشد میتواند از آموزشهای سایت استفاده کند و یک آشنایی پیدایی کند و همین باعث شود مسیرش به راه درست و درمان باز شود. من بهعنوان یک همسفر بارها برایم پیش آمده در لحظاتی آن انگیزه و امید را از دست دادم و نیاز به یادآوری مطالب کنگره داشتم و چیزی که به من کمک کرد سایت کنگره بود. من میتوانم زمانی که در نمایندگی حضور ندارم از مطالب سایت استفاده کنم و آن امید و انگیزه در من بهوجود بیاید، شاید کلامی، نوشتاری در یک مشارکت بتواند امید و انگیزه را در وجود کسی زنده کند.
امروزه ما باید از هوش مصنوعی بهعنوان یک ابزار استفاده کنیم؛ اما باید بدانیم چیزی نمیتواند جای تجربه، خدمت، عشق و آموزشهای ناب کنگره را بگیرد. هوش مصنوعی کمککننده است؛ اما چیزی که به نوشتهها و مطالب ما جان میدهد حس و تجربهای است که در کنگره بهدست آوردهایم. ما برای نوشتن دلنوشته و مشارکت میتوانیم از هوش مصنوعی کمک بگیریم؛ اما وقتی با حس خودم دلنوشته مینویسم باعث میشود که این پیام را بتوانم به دیگران هم انتقال بدهم.
تجربههایی که خودم در خدمت سایت داشتم را برایتان بیان میکنم، مدتی رابط خبری بودم، تایپیست بودم و دبیر سایت و در ادامه مرزبان خبری پارک بودم، واقعاً خدمتی پر از حس و حال خوب و پر از آرامش است. زمانی که من دبیر سایت بودم هر مشارکت و دلنوشتهای که ویرایش میکردم؛ باور کنید اینقدر حس خوب دریافت میکردم که انگار دلنوشته زنده است و دارد با من صحبت میکند؛ وقتی آن نوشته با حس خوب باشد، مطمئناً میتواند حس خوب به دیگران منتقل کند. وقتی در پارک از بچهها عکس میگیرم، اینقدر آن عکس حس و حال خوب دارد که ناخودآگاه در ذهن من ماندگار میشود و میتواند این حس خوب به دیگران انتقال بدهد.
داشتم فکر میکردم سایت کنگره چه ارتباطی میتواند با لژیون سردار داشته باشد که وقتی من یک مشارکت یا دلنوشتهای مینویسم، باعث میشود ماندگار شود، مثل همان خدمت مالی که من انجام میدهم و میتواند اثرگذار باشد. من اینجا صحبتی انجام میدهم؛ اما فقط افرادی که اینجا حاضر هستند آن را متوجه میشوند؛ اما وقتی همین صحبت در سایت قرار میگیرد، میتواند بارها و بارها توسط افراد مختلفی خوانده شود؛ حتی اگر روی یک نفر تأثیر بگذارد مطمئناً حال خوبش را من هم دریافت میکنم و وظیفه من همسفر است که از سایت کنگره حمایت کنم، هر روز از سایت بازدید کنم، مطالب را بخوانم هم برای آموزش خودم و هم کمک برای گسترش کنگره است.
فضای مجازی همینطور که مفید است؛ باید رعایت اصول و حرمت کنگره در آن اجرا شود و باید قوانین کنگره در آن رعایت شود. اینکه من در کنگره خدمتی انجام میدهم از وقت خودم بخشش انجام میدهم، بخشش فقط در پرداخت پول نیست که من پولی پرداخت کنم؛ حتی وقتی من خدمتی را میگیرم از وقتم استفاده میکنم، واقعاً خدمت در سایت خدمت پر کاری است، وقتی در ابتدا من وارد سایت شده بودم، خیلی خدمت برایم سخت بود؛ اما چیزهای زیادی یاد گرفتم مثل اینکه در کارهایم برنامهریزی کنم، مسئولیتپذیر باشم. من در کنگره یاد گرفتم در هر جایگاهی که هستم سهمی در گسترش این مکان مقدس چه با خدمت مالی و چه با خدمت در فضای مجازی داشته باشم.
همه ما به دانش و خرد آقای مهندس دژاکام و به آموزشهای کنگره نیاز داریم؛ ولی این آموزشها چه عملکردی برای من میتواند داشته باشد؟ ما وقتی وارد کنگره میشویم هیچ دردی نداریم، دردهای ما همه بیرون از کنگره است، ما در بیرون با چالشهای زیادی روبهرو هستیم، اینکه من یاد بگیرم چگونه خشم خود را کنترل کنم، چگونه پول در بیاورم و چگونه پولم را خرج کنم. وقتی من توانمندی را در خودم زیاد میکنم که دردهای بیرونی درمان کنم آن زمان میتوانم بگویم که من کنگره را در بیرون هم با خودم دارم.
دیدهبان لژیون سردار مسافر علیرضا بسیار قشنگ میگویند: «وزنه و ارزش کنگره بسیار سنگین است.» گاهی بعضی از ما فقط ظاهر و بار کنگره را با خودمان حمل میکنیم و فقط صحبتهای آقای مهندس را بازگو میکنیم؛ اما عمل سالم خیلی سنگین و ارزشمند است. عمل سالم بها دارد و من باید بهایش را پرداخت کنم، بهای آن این است که من آزمون راهنمایی شرکت میکنم و شالهای خدمتی را میگیرم، همین که در لژیون سردار شرکت میکنم، همین که میدانم من یک تعهدی را دادهام و باید تهعدم را پرداخت کنم، آن زمان که بها را پرداخت کردم آن باور در وجود من جوانه میزند و آن زمان میتوانم کنگره را لمس کنم و میتوانم بخشش را درک کنم.
کنگره به پول ما نیاز ندارد، افراد زیادی هستند که خدمت مالی را انجام میدهند و چراغ کنگره را روشن میکنند. کنگره به درک و فهم من نیاز دارد اینکه من متوجه شوم پولی را که پرداخت میکنم برای چه پرداخت میکنم و میبخشم تا چه چیزی را پیدا کنم. انسانی که میآید از وقت، زمان، محبت و مال خود میبخشد؛ باید بتواند این سؤال را پاسخ دهد و بداند که نتیجهاش چه است؟ زمانی که من بدانم برای چه این کار را انجام میدهم آن زمان میتوانم به آن مداومت داشته باشم و آن زمان این بخشش در زندگی من جاری میشود. دیدهبان لژیون سردار مسافر علیرضا فرمودند: سفرهای پهن است و همه ما در کنار سفره نشستهایم امیدوارم کسی از سر این سفره گرسنه بلند نشود؛ یعنی آن معرفت را کسب کند و بتواند آن عمل سالم را انجام دهد. بار اولی که من عضو لژیون سردار شدم به گفته راهنمایم بود و من هیچ درکی از آموزشها نداشتم و شاید گاهی از سر اجبار بوده است یا اختیار؛ ولی در هر دو صورت بخشش در زندگی من جاری میشود؛ اما زمانی که من به درک و فهم برسم آن زمان است که اتفاقات خوبی برای من رخ میدهد و برکت و حال خوب در زندگی من جاری میشود.
همانطور که میدانید هر عمل، عکسالعملی دارد و بخشش از این قائده مستثنی نیست؛ اما قرار نیست این برکت حتماً مالی باشد. آقای مهندس میفرمایند: «خوش به حال کسی که میبخشد و دنبال باز پس گرفتن نیست.» اگر من پولی را بخشیدم و یک لحظه در ذهنم بهوجود آمد که حتماً باید در ازای آن یک دریافتی داشته باشم بدانم که دنبال باز پس گرفتن هستم؛ حتی اگر فقط به ذهن من بیاید باید بدانم که بخشش من مشکل دارد. همه در بیرون از کنگره دنبال راهی هستند که مشکلشان حل کنند؛ اما نمیدانند که تمام مشکلات با بخشش حل میشود. استاد امین در سیدی باتلاق خیلی زیبا میگویند: «زمانی که میبخشیم و به دنبال باز پس گرفتن آن نیستیم در جهان یک نیروی دوبارهای به دست میآوریم.» گذشت یعنی نیاز خود را برطرف میکنید و از نیاز خودتان به بقیه هم کمک میکنید تا آن فرد هم نیازش برطرف شود.
کسی که در سفر اول عضو لژیون سردار میشود آن عضویت یک دارو و یک درمان برای فرد است. یادم میآید 6 ماه سفر بودم و جشن گلریزان بود و من هنوز کامل آموزش نگرفته بودم، خیلی با خودم فکر کردم من خودم را در حد عضویت در لژیون سردار نمیدیدم؛ خیلی بیشتر از یک عضویت برداشت داشتم و تواناییاش را هم داشتم، قبل از آن قصد داشتم برای خودم گوشی بخرم وقتی دیدم جشن گلریزان است، تصمیم گرفتم که چرا باید گوشی مدل بالا بخرم وقتی همین گوش کارم را راه میاندازد و فهمیدم که میتوانم این پول را جای بهتری سرمایهگزاری کنم؛ وقتی من این پول را برای دنوری به لژیون سردار دادم، باور نمیکنید که من چهقدر حس خوب دریافت کردم که هر وقت به آن فکر میکنم یا در موردش صحبت میکنم ناخودآگاه آن حال خوب و انرژی به سراغ من میآید.
بخشش معامله نیست که من بگویم چیزی دادم حتماً باید در مقابلش چیز دیگری دریافت کنم نه همین که برکت آن در زندگی من جاری شود کافی است، برکت همیشه پول نیست، همین که بچه 20 ساله من وارد کنگره میشود و آموزشها را میپذیرد، برکت است یا وقتی دختر کوچک من پولی در خانه میبیند اولین جایی که به ذهنش میرسد آن را خرج کند سبد کنگره است همینها برای من برکت است. همین که بچههای من آموزشهای کنگره را میگیرند؛ همین که حس خوب در زندگی من جاری است، همین که آرامش دارم این برکت لژیون سردار است، نترسید بچهها گذشت داشته باشید، ترس را کنار گذاشته و بخشش داشته باشید با درک و فهم، اگر با درک و فهم باشد، خدا ما را سورپرایز میکند و برکت وارد زندگی میشود.
گلریزان نزدیک است همینطور که گفتم کنگره به پول ما نیاز ندارد؛ ولی ساختمان حاجیآباد که دارد ساخته میشود؛ (مسافر من خدمت مالی آنجا را انجام میدهد) وقتی مسافرم میگفتند؛ این پول را به ما دادند و گفتند به جز این پولی ندارید و باید صبر کنید تا موجودی شما شارژ شود و باید کار را تعطیل کنید؛ من اینقدر دلم قرص بود و میگفتم بچههای سردار هستند؛ اصلاً نگران نباش و واقعاً هم همینطور بود؛ وقتی پول خرج میشد و درخواست وجه میدادند، میرفتند تهران میدیدند درخواست وجه همان مقداری است که پول است و به آنها میدادند تا خرج کنند. خدا را شکر کار ساختمان به مرحله خوبی رسیده و در چند ماه آینده میتوانیم از ساختمان حاجیآباد بهره ببریم.

تایپیست: همسفر سمیه (ش) رهجوی راهنما همسفر سیما (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کریمان کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
283