یازدهمین جلسه از دوره هشتم کارگاههای آموزشی، خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی رازی به استادی مسافر مهدی و نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر هانی با دستور جلسه " ازسایت ، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره ۶۰ چگونه استفاده میکنم؟ " در روز دوشنبه مورخه 1405/06/30 رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر، خدا را بینهایت شکر میکنم که امروز در کنار شما هستم، برای من هر تازهواردی که وارد کنگره میشود یک پیام دارد، اینکه بیرون از این مسیر هیچ لذتی در مصرف مواد وجود ندارد، وقتی میبینم شخصی حتی در سن پنجاه سالگی وارد کنگره میشود بیشتر متوجه میشوم که مصرف مواد چیزی جز تاریکی و تخریب نیست.
من تقریباً بیست سال درگیر اعتیاد بودم، نمیگویم تمام روزهای آن دوران بد بود اما هیچوقت از خودم راضی نبودم و خانوادهام هم از من رضایت نداشتند، حتی زمانی که ازدواج کرده بودم پدرم برای نجات من تلاش زیادی میکرد و میخواست مرا برای آزمایش ببرد تا جلوی مصرف و تخریبم را بگیرد اما من با بهانههایی مثل سردرد از رفتن فرار میکردم، در خانه مصرف میکردم و همین موضوع باعث شده بود همسرم از نظر روحی از من فاصله بگیرد، بارها سعی کردم به تنهایی ترک کنم و حتی سراغ روشهای غیرعلمی رفتم اما نتیجهای نگرفتم، یک بار که فرزندم پنج یا شش سال داشت به دلیل عوارض ترک ناگهانی من حالش بد شد و او را به بیمارستان بردیم، وقتی فهمیدم فرزندم به خاطر شرایطی که من ساخته بودم آسیب دیده تکان شدیدی خوردم و دوباره تصمیم گرفتم برای درمان به مسیر درست برگردم، سفر اولم هم در ابتدا خوب پیش نرفت، یک روز در جلسه مشارکت کردم و گفتم سفرم را خراب کردهام، بعضی دوستان گفتند چرا این موضوع را مطرح کردی اما من دوست داشتم صادق باشم، نمیخواستم شعار بدهم یا خودم را بهتر از چیزی که هستم نشان بدهم، میخواستم واقعیت زندگی خودم را بگویم و از تجربهام صحبت کنم.

یکی از مهمترین تغییرات زندگی من تغییر سبک زندگی و ایجاد نظم بود، سالها عادت داشتم تا ظهر بخوابم و زندگیام کاملاً بینظم بود، وقتی تصمیم گرفتم سفرم را درست انجام بدهم و با توصیه راهنمایم برنامه پارک لاله و استخر را شروع کردم کمکم زندگیام تغییر کرد و باعث شد حال من بهتر شود و نظم به زندگی و خانه ما برگردد، در یکی از سیدیهای دکتر امین گفته شده انسان به تنهایی نمیتواند خودش را از باتلاق بیرون بکشد و لازم است کسی دست او را بگیرد، من هم اگر راهنما و دوستان عزیزم کنارم نبودند شاید نمیتوانستم در این مسیر پیش بروم، کمک گرفتن برای من نشانه ضعف نبود بلکه راه نجات شد.
یکی دیگر از چیزهایی که تجربه کردم تأثیر نظم من روی فرزندانم بود، زمانی دکتر چشمپزشک گفت فرزندم به دلیل دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن که از من تقلید میکرد دچار ضعف بینایی شده است، هیچوقت تصور نمیکردم سبک زندگی من چنین اثری روی فرزندم داشته باشد، وقتی خودم بیداری صبحگاهی را شروع کردم خواب و بیداری فرزندانم هم تغییر کرد، درباره سفر دوم هم ابتدا فکر میکردم بعد از سفر اول همه چیز تمام شده اما بعد فهمیدم سفر دوم هم مسیر مهمی است و به دقت آموزش استقامت و مراقبت بیشتری نیاز دارد، در پایان، بخشی از سخنان آقای مهندس در سیدی ایمان را به یاد میآورم که میفرمایند باید دوست بداری تا دوستت داشته باشند و باید ببخشی تا به تو ببخشند، چیزی را که نکاشتهای نمیتوانی درو کنی، این جهان کوه است و فعل ما ندا، سوی ما آید نداها را صدا، از اینکه به صحبتهای من گوش کردید از همه شما سپاسگذارم.


تایپ و عکس : مسافر فاضل
بارگذاری : مسافر هانی
مرزبان کشیک : مسافر مهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
101