نهمین جلسه از دوره شصت و هفتم سری کارگاههای آموزشی - خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی یاس اصفهان، با استادی راهنما مسافر نیکی، نگهبانی مسافر سهیلا و دبیری مسافر فاطمه، با دستور جلسهٔ «از سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره ۶۰ چگونه استفاده میکنم؟» در روز شنبه مورخ ۲۸ شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان، نیکی هستم یک مسافر
سپاسگزارم از خداوند برای امروز و فرصت خدمت. خوشحالم که شما عزیزان را میبینم و دوباره زیر سقف کنگره ۶۰، در کنار یکدیگر هستیم. دستور جلسه هفته جاری، «از سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره ۶۰ چگونه استفاده میکنم؟» است. در ادامه، تولد یک سال رهایی خانم آتیش را در کنار هم جشن میگیریم. در درجهٔ اول میخواهم به آقای مهندس تبریک بگویم که همواره با درایت و تفکرات عمیق خود، باعث شدهاند کنگرهٔ ۶۰ سالیان سال از سایر NGOهایی که در زمینهٔ درمان اعتیاد فعالیت میکنند، جلوتر باشد.
قاعدتاً و طبیعتاً تمامی ما که کنگره را تشکیل میدهیم همراه با این کشتی که در حرکت است، روبهجلو هستیم و پیشرفت میکنیم. وقتی نگاه میکنم، متوجه میشوم که کنگرهٔ ۶۰ تا چه اندازه ابعاد و زوایای مختلف وجود منِ انسان را مورد بررسی قرار داده و بر تمامی جوانب زندگی شخصیام، رفتارم و ویژگیهایم تأثیرگذار بوده است. حتی نحوهٔ صحبتکردن، لباس پوشیدن، غذاخوردن، داستان اعتیادمان و سیگارمان، آداب معاشرتمان، طرز صحبتکردنمان با یک خانم یا آقا و حتی چگونه راهرفتنمان؛ همهٔ اینها بررسی شده است.
در بخشهای دیگری نیز کمک میکند و آموزش میدهد؛ بخش بسیار عمده و عظیمی که امروز در زندگی من انسان جاری است، استفاده از فضای مجازی و اینترنت است. نظر شخصی بنده این است که در جوامع مختلف، زمانی مسئلهای تخریب ایجاد میکند که برای ورود تکنولوژی، آموزش و بسترسازی نشده باشد و تکنولوژی وارد جامعه شود. هنگامی که من سواد استفاده از آن تکنولوژی را نداشته باشم و استفاده از آن ابزار را ندانم، قطعاً من را به سمت پایین سوق میدهد.
درصورتیکه فضای مجازی، اینترنت و هوش مصنوعی میتواند مثل مثالی باشد که آقای مهندس بارها در موردش در سیدیهایشان از آن استفاده کردند و آن هم مثال چاقو است. موقعی که چاقو دست پزشک حاذق باشد، میتواند نجاتدهنده جان یک انسان باشد. با آن جراحی کند و یک انسان را از مرگ نجات بدهد، ولی همان چاقو اگر در دست یک بزهکار، خلافکار، قاتل یا یک آدم شر که در جامعه مشروب میخورد یا هر چیز دیگری قرار بگیرد، میتواند آلت قتاله باشد و یک انسان را از زندگی ساقط کند. پس فضای مجازی و اینترنت هم مثل بقیه چیزها سکهای است که دو رو دارد و بستگی دارد که من چقدر سواد داشته باشم؛ سواد استفاده درست و بهینه از این مسئله را داشته باشم.
ما یک حرکت درونی داریم و یک حرکت بیرونی. همه ما میدانیم که در کنگره ۶۰، زیر سقف این مکان، همان حرکت درونی را انجام میدهیم. از نگهبان کنگره ۶۰ تا نگهبان نظم، شخصی که در قسمت آشپزخانه چایی درست میکند، ایجنت، مرزبان و همه افرادی که در این مجموعه قرار دارند، همگی دستبهدست یکدیگر دادهایم و با آموزشهایی که از منبع اصلی، یعنی آقای مهندس، به دستمان میرسد، زنجیرهای از عشق و آگاهی فراهم کردهایم و روی خودمان کار میکنیم. زنجیره و دایرهای فراهم آمده است که هر فردی پیام کنگره ۶۰ را به هر طریقی گرفته باشد و از این در وارد شود، در این زنجیره قرار میگیرد و به درمان میرسد.
اما شعاع کار ما بسیار برجستهتر و گستردهتر است؛ چراکه ما یک حرکت بیرونی هم داریم و این حرکت بیرونی شامل فضای مجازی، اینستاگرام، هوش مصنوعی و...میشود. یکی دو سال پیش، دیدهبان محترم، آقای سلامی، به شعبه ما تشریف آوردند و گفتند «آتیه سبز» رسمیتی ندارد. ما نیز همان لحظه، در کارگاه، از گروهی که کانال آتیه سبز بود خارج شدیم. دیروز خودم متوجه شدم پیج «شال نارنجی» در اینستاگرام را که دنبال میکردم، نیز رسمیتی ندارد. هر بار که به این صحبتها گوش میدهم، درمییابم گاهی تصور میکنم کاری را درست انجام میدهم، درحالیکه آگاهی کافی ندارم.
به همین دلیل، آقای مهندس میفرمایند: «از نوشتارها جلوتر باشیم.» دیروز فهمیدم شال نارنجی هم رسمیت ندارد و بهتر است فقط از صفحه اصلی کنگره ۶۰ که نماد آن را همه ما میشناسیم، حمایت کنم. روزی خواهرم مصرفکننده شیشه بود و حالوروز خوبی نداشت به کنگره ۶۰ آمد، تغییر کرد و به درمان رسید. من دریافتم که جایی وجود دارد که میتواند انسانها را تا این اندازه متحول کند؛ اما ممکن است فرد دیگری در خانوادهاش مصرفکنندهای نداشته باشد و شخصی نباشد که از او الگو بگیرد یا تغییراتش را ببیند؛ بنابراین، بسیار مستأصل و درمانده باشد.
ما میدانیم افراد زیادی در رنج اعتیاد و درماندگی به سر میبرند؛ برخی مانند موردی که گفتم و برخی نیز حتی نمیتوانند بگویند که مصرفکننده هستند. شخصاً میتوانم پیام کنگره ۶۰ را به چند نفر برسانم، اما معذوراتی وجود دارد. آقای مهندس میفرمایند: «اساتید من تا سالها سربسته به من میگفتند اعتیاد داری.» چگونه میتوان به فردی گفت: «اعتیاد داری، بیا!» بسیاری در انکارند؛ همانطور که ما نیز درگذشته در انکار بودیم پس باید فضا و بستر مناسبی برای آگاهی آنها فراهم کنیم.
به تمام خدمتگزاران سایت و اینستاگرام و همه اعضای کنگره ۶۰ تبریک میگویم؛ زیرا هر یک از ما میتوانیم با بازدید، بازخورد و نظرات مثبت خود بدون دغدغه و دردسر در این خدمت سهیم باشیم. من نیز آگاهی نداشتم و از فضای مجازی نادرست استفاده میکردم. یکسری پیجها را دنبال میکردم و پستهایشان را لایک میکردم که باعث تخریب میشد. حالا میگوییم اولین جبران خسارت، خسارت جدید نزدن است؛ بنابراین، فضای فکری خود را در فضای مجازی تغییر میدهم.
همه میدانند من کنگرهای هستم و پستهای کنگره ۶۰ را لایک میکنم و برایم مسئلهای ندارد؛ اما ممکن است بعضیها معذوریتهایی داشته باشند. این افراد میتوانند به شکلهای مختلف از سایت استقبال کنند؛ مثلاً کنگره ۶۰ را با عناوین مختلف جستوجو کنند تا بازدید سایت بیشتر شود. ما میتوانیم خیلی اثرگذار باشیم. من سال گذشته هم در همین دستور جلسه، در شعبه تهران، استاد بودم. روز تولد رهجویم بود و برایم سؤال شد که چرا باید این اتفاق برای من بیفتد. دو سال است که هم حمایت میکنم و هم وقتی دبیر بودم، کارم را خیلی خوب انجام دادم؛ پس گره کار من کجاست؟
امروز یادم افتاد که یک روز به من پیشنهاد خدمت در سایت داده شد و اولین و آخرین خدمتی بود که قبول نکردم. هر خدمتی که به من پیشنهاد شده بود، باکمالمیل میپذیرفتم، اما خدمت در سایت را رد کردم. بعد از دو سال پیاپی که استاد این جلسه بودم، در تولد رهجویم متوجه شدم که انگار میخواهد به من بگوید: «اشتباه کردی؛ بایستی میآمدی و حرکت میکردی.
پیام تولد:
خانم آتیش؛
ما در انسانها قدرتهایی میبینیم که نمیداند باید آنها را بیدار و به کار بگیرد، در صدد استحکام خود محکم قدم بگذارید.
سخنان استاد در خصوص تولد یکسال رهایی مسافر آتیش:
تولد یک سال رهایی خانم آتیش را به بنیان کنگره ۶۰، خانواده محترم ایشان، دیدهبان خانمهای مسافر، خانم مونا، ایجنت محترم، کادر محترم مرزبانی، خدمتگزاران و خود آتیش و همچنین لژیون بیست تبریک میگویم. به تکتک شما و به راهنمای عزیزم تبریک میگویم؛ چراکه در هر اتفاقی که برای خانم آتیش میافتد، شما نیز سهمی دارید. از آتیش راضی هستم و تغییرات بسیار خوبی داشته است، رهجوی بسیار سختی بود شاید بعضی رهجوها را از بیرون که نگاه میکنید، میبینید که چقدر خوب، مطیع و آرام هستند.
اما هر رهجویی سختیهای خودش را دارد، آتیش بسیار نازکنارنجی بود و اصلاً این که چه راهنمایی را هم انتخاب کرده بود، بماند. خیلی مشکل بود که بتوانم او را مدیریت کنم و کمکش کنم تا تغییر کند. مدتها باید در هالهای از ملاحظه با آتیش صحبت میکردم تا کمکم ببینم ریشهای پیدا کرده و یک پیوند محبتی بین ما ایجاد شده است و وقتی پیوند محبت شکل گرفت با همدیگر رشد کردیم. آتیش از آن دسته رهجوهایی بود که هر بار میآمد، با گریه میگفت: «گم شدم، مسیر را گمکرده بودم.» حتی بلد نبود از اپلیکیشن استفاده کند که بتواند با لوکیشن بیاید.
ولی امروز خیلی قوی، خوب و عالی پارکش را میآید، هر جایی که باشد آدرس را پیدا میکند و دیگر هیچ مشکلی ندارد. خیلی دختر قویای شده و دیگر از آن گریههای وقتوبیوقت خبری نیست. باوجوداینکه میزان سختیها و فشارها خیلی بیشتر شده، مقاومتش هم بیشتر شده است. خیلی به او تبریک میگویم و خوشحالم که من را انتخاب کردید تا در مسیر درمان در کنارتان باشم.
متشکرم که به صحبتهای من توجه کردید.
خواستهها:
خواسته اول: در دلشان بیان کردند.
خواسته دوم: امیدوارم افرادی كه در تاريكي هستند راهشان به كنگره۶۰ باز شود و به مسير روشنايي برسند.
اعلام سفر:
نام راهنما: خانم نیکی - آنتی ایکس مصرفی: انواع مواد مخدر - انواع روانگردان - روش درمان: DST - داروی درمان: OT - مدت سفر: ۱۰ ماه و ۱۰ روز - مدت رهایی: ۱ سال و ۳ ماه و ۸ روز - ورزش در کنگره: دارت -
سفر ویلیام؛
نام راهنما: خانم نیکی - آنتی ایکس مصرفی: انواع دخانیات - روش درمان: DST - داروی درمان: آدامس نیکوتین - مدت سفر: ۱۰ ماه و ۱۷ روز - مدت رهایی: ۱ سال و ۱ ماه و ۸ روز-
در ادامه سفر جونز انجام میدهم، با راهنما خانم رضوان ۳۷ کیلوگرم اضافهوزن داشتم و تا امروز ۲۶ کیلوگرم کاهش وزن داشتهام.
صحبتهای مسافر آتیش:
سلام دوستان آتیش هستم یک مسافر
امروز خیلی خوشحال هستم. یکلحظه یادم رفت چه چیزی میخواستم بگویم. از آقای مهندس، دکتر امین و خانواده محترم ایشان تشکر میکنم که این راه تاریخی را برای ما روشن کردند و راه را به ما نشان دادند تا بتوانیم به این جا برسیم.من باورم نمیشود که امروز میتوانم روی این صندلی بنشینم و همیشه با خودم میگفتم: «آیا میشود من هم یک روز بروم آن بالا؟» دستم را روی میزها میکشیدم و میگفتم: «آیا میتوانم من هم یک روز بروم بالا و خودم را معرفی کنم؟» خیلی خوشحالم که این فرصت برای من فراهم شد.
از ایجنتهای قبلی و ایجنت فعلی، از مرزبانان قبل و فعلی و از همه اعضای کنگره ۶۰ تشکر میکنم که راه را برای ما هموار کردند تا بتوانیم به رهایی برسیم. از خانم نیکی عزیزم هم بسیار تشکر میکنم. برای من خیلی سخت بود و با گریههایم خیلی ایشان را اذیت کردم. واقعاً اگر خانم نیکی نبود، فکر نمیکنم امروز میتوانستم این جا بنشینم و ادامه بدهم.
راهنمایم واقعاً درست میگویند؛ خیلی نازکنارنجی و لوس بودم. از هم لژیونیهایم هم خیلی تشکر میکنم. از آقای صادقیان که اولین شخصی بود که در این راه سر راه من قرار گرفت و من را راهنمایی کرد و از آقا کامران که واقعاً همسفر خیلی خوبی بود و پابهپای من آمد و سختی کشید تا توانستم به رهایی برسم. ممنونم و متشکرم که به صحبتهای من گوش دادید.
صحبتهای مسافر احسان:
سلام دوستان، احسان هستم یک مسافر
اعلام سفر:
نام راهنما: آقای امیر ایزدان - آنتی ایکس مصرفی: شیره - تریاک - روش درمان: DST - داروی درمان: OT - مدت سفر: ۱۰ ماه و ۱۵ روز - مدت رهایی: ۴ سال و ۵ ماه - ورزش در کنگره: فوتبال -
خدا را شکر میکنم که در این جایگاه قرار گرفتم و از آقای مهندس، خانواده محترم ایشان و راهنمای مادرم تشکر میکنم که با صبوری، راههای درست را به ایشان آموزش دادند. تا موقعی که مادرم در مسیر کنگره ۶۰ قرار بگیرد، سختیهای زیادی را پشت سر گذاشتیم. چندین سال درگیر این موضوع بودم و در شعبه قبلی یاس، نیز به آن اشاره کردم. خوشحالم که مادرم به کنگره ۶۰ آمد و ادامه داد؛ زیرا خودش هم میدانست تنها راهی که میتواند به او کمک کند، کنگره ۶۰ است.
ممکن است در کنگره ۶۰ دیرتر به خواستههایمان برسیم؛ اما اگر در مسیر بمانیم، حتماً خواهیم رسید. راهی مطمئن است؛ شاید شش ماه، یک سال یا حتی دو سال زمان ببرد، اما با گوشدادن به صحبتهای آقای مهندس و راهنما و دنبالکردن آموزشها، رسیدن به اهداف امکانپذیر است.
برای مادرم بهترینها را آرزو دارم و امیدوارم بتواند به آن چیزی که واقعاً شایسته آن است، برسد. به مادرم گفتم؛ حداقل کاری که میتواند انجام دهد، گرفتن شال سبز است تا گوشهای از زحماتی را که برایش کشیده شده، جبران کند. داشتن خواستهای قوی، او را در این راه یاری خواهد کرد و امیدوارم روزی شال سبز را بر شانههایش ببینم. از این که به صحبتهایم گوش دادید، سپاسگزارم.
صحبتهای همسفر کامران:
سلام دوستان، کامران هستم یک همسفر
انشاءالله روزی مادرم را در جایگاه بالا ببینم و از برادرم، آقا احسان که همیشه جلودار مادرم بود، صمیمانه تشکر کنم.
تایپ: مسافر زینب - لژیون بیستم - نمایندگی یاس اصفهان
ویرایش: مسافر منا - لژیون بیست و یکم - نمایندگی یاس - اصفهان
عکس: مرزبان خبری همسفر مریم
بازبینی و ارسال:همسفر فاطمه
- تعداد بازدید از این مطلب :
0