English Version
This Site Is Available In English

نکات و خلاصه سی‌دی «باتلاق»

نکات و خلاصه سی‌دی «باتلاق»

نکات و خلاصه سی‌دی «باتلاق» ـ دکتر امین

«شاکر خداوند هستم که در جمع شما حضور دارم. حضور انسان در مکان‌ها، خودش بالاترین نعمت و توفیق است. من خودم بارها احساس کردم بعضی‌ها می‌گفتند: “چه کار کنیم تا خوب شویم؟”

می‌گفتم کار خاصی لازم نیست انجام شود؛ فقط کافی است حضور داشته باشید. وقتی به مراسم، مسجد یا عروسی می‌روید، از شما پذیرایی می‌کنند. مهم نیست با چه حال و احوالی یا با چه لباسی به آنجا رفته باشید؛ چای، خرما، غذا و هر چیزی را که در آن مجلس باشد، دریافت می‌کنید. بنابراین، شرط اول، حضور است.

این‌که چه حال و احوالی دارید، بدهکار هستید، اخراج شده‌اید یا شاغل هستید، هیچ اهمیتی ندارد. کسانی که این موضوع را متوجه شوند، دیگر آن صندلی را رها نمی‌کنند و حاضر نیستند جایگاه خود را از دست بدهند. اما من خودم زمانی که تفکراتم متفاوت بود، می‌گفتم: “من باید حالم خیلی خوب باشد؛ اگر همه‌چیز خوب باشد و همه‌چیز سر جای خودش باشد، آن‌وقت می‌روم.” درست مانند آدمی که می‌خواهد از خانه بیرون برود و حتی نباید خطی روی پیراهنش باشد؛ همه‌چیز باید مرتب و دقیق باشد تا بیرون برود. این، یک حجاب است؛ حجاب بسیار بزرگی است.

من افراد بسیاری را می‌شناسم و در طول این سال‌ها در کنگره دیده‌ام که دردمند و بیمار هستند، اما برای درمان خود مراجعه نمی‌کنند و مکان‌ها و کارهایی را که برایشان مفید است، به‌راحتی از دست می‌دهند. نیروهای منفی به زیباترین شکل وارد می‌شوند و می‌گویند: “هر وقت همه‌چیزت مرتب شد، آن‌وقت بیا.”

شخصی می‌گفت: “وقتی نماز می‌خوانم، افکار بسیار زشت و بدی به ذهنم می‌آید؛ به همین دلیل نماز نمی‌خوانم.” من گفتم: “تو به‌خاطر این‌که افکارت خراب است، باید نماز بخوانی.” چه حقه جالبی! تو هیچ‌وقت قرار نیست افکارت درست شود؟ یا چون جسمت ضعیف است، نباید ورزش کنی؟ اتفاقاً چون جسمت ضعیف است، باید ورزش کنی.

یکی از دوستانم انسان بسیار خوبی است و خیرش به افراد زیادی می‌رسد. او برای چند صد نفر کارآفرینی کرده و باعث ایجاد رزق و روزی شده است، اما چیزی به خودش نمی‌رسد؛ چون تصورش این بود که ابتدا باید تمام کارها و برنامه‌هایش مرتب شود و بعد به کنگره بیاید و درمان شود، درصورتی‌که قضیه کاملاً برعکس است. وقتی حرکت را شروع می‌کنید، این مسائل به‌تدریج درست می‌شوند.

من بسیار خوشحال هستم که پارک لاله پنهان نمی‌ماند و افراد زیادی در آن حضور دارند. باید تعداد نمایندگی‌هایی که در این مکان حضور پیدا می‌کنند نیز افزایش یابد.

اگر انسان بفهمد که در بعضی مسائل توانایی کافی ندارد و به کمک نیازمند است، بسیاری از مسائل تغییر می‌کند. گاهی انسان فکر می‌کند باید همه‌چیز را خودش حل کند، اما این‌طور نیست. اگر در باتلاق بیفتید، نمی‌توانید پشت گردن خودتان را بگیرید و خودتان را نجات دهید؛ حتی اگر قوی‌ترین انسان روی زمین باشید. طبق قانون سوم نیوتن، این کار امکان‌پذیر نیست. باید شخص دیگری طناب یا وسیله‌ای برای شما بیندازد تا نجات پیدا کنید.

اگر در باتلاق بمانید و فقط تلاش کنید و تلاش کنید، روزبه‌روز بیشتر فرو خواهید رفت. تاریکی نیز همین‌گونه است. انسان باید بعضی مسیرها را خودش طی کند، اما در بعضی مسیرها به کمک نیاز دارد. بااین‌حال، غرور، منیت و تکبر اجازه نمی‌دهد که به او کمک شود و دست خود را برای یاری دراز کند.

در کنگره گفته می‌شود اگر کسی دست خود را دراز نکند، شما حق ندارید به او کمک کنید. اگر هم کمک کنید، آن کمک برایش فایده‌ای نخواهد داشت و هیچ‌وقت از تاریکی خارج نمی‌شود. انسان باید در زندگی به نقطه‌ای برسد که یاد بگیرد سر خم کند. ممکن است ما در بعضی مسائل انسان‌های توانمندی باشیم؛ مدیر، کارمند، استاد یا دانشجوی خوبی باشیم، اما در مسائل دیگری بسیار ناتوان باشیم و لازم باشد در آنجا دست خود را برای کمک دراز کنیم.

بعضی‌ها به من می‌گفتند: “شما خیلی موفق بوده‌اید.” من می‌گفتم: “من معلم‌های زیادی داشته‌ام.” هرکس معلم یا استاد بیشتری داشته باشد، یعنی یاریگران بیشتری در کارها دارد. هر استاد مانند دستی است که انسان را از تاریکی بیرون می‌کشد. پس هرچه تعداد این دست‌ها بیشتر شود، انسان رشد بیشتری می‌کند و از باتلاق‌های زندگی خارج می‌شود.

در جزوه جهان‌بینی آمده است:

«بار دگر مست شویم، حاصل صد دست شویم»

یعنی صد دست آمده است و هر دست مقداری انسان را از باتلاق بیرون می‌کشد. در این صورت، شما از گره‌های بسیار زیادی عبور خواهید کرد و طبیعی است که به انسانی موفق و توانمند تبدیل شوید. این توانمند شدن، از سر خم کردن و آموزش گرفتن عبور می‌کند.

این‌ها قوانینی هستند که بعضی انسان‌ها آن‌ها را می‌دانند و بعضی دیگر نمی‌دانند. بعضی تصور می‌کنند انسان موفق، بسیار خوش‌شانس بوده یا ژن خاصی داشته است؛ اما این‌طور نیست. او قوانین زندگی را می‌دانسته است؛ می‌دانسته کجا احترام بگذارد، کجا فروتنی کند و کجا کوتاه بیاید.

هیچ انسانی با هیچ قدرتی نمی‌تواند در برابر هستی قد علم کند. کسی که با هستی به تعادل می‌رسد، با مشکلات شروع به موج‌سواری و عبور از آن‌ها می‌کند؛ اما هیچ موج‌سواری، حتی اگر هزاران موج‌سوار هم باشند، نمی‌توانند جلوی امواج را بگیرند. بنابراین، اگر انسان در برابر امواج قرار بگیرد، خرد می‌شود و در زیر آن‌ها فرو خواهد رفت.

خداوند به هر انسانی، مانند بازی‌های کامپیوتری، یک جان می‌دهد. وقتی در بازی می‌بازید، از جان‌های شما کم می‌شود و با سوختن جان‌ها، از بازی حذف می‌شوید و باید از ابتدا شروع کنید. گاهی نیز با خوب بازی کردن، در طول بازی جان به دست می‌آورید. منظور از جان، همان رزق و روزی، نان و مال است.

انسان‌ها با جان‌هایی که در اختیار دارند، در مسیر زندگی حرکت می‌کنند و به چند گروه تقسیم می‌شوند:

گروه اول
گروه اول، کسانی هستند که از جانی که به آن‌ها داده شده، فقط و فقط برای لذت بردن و خوش‌گذرانی استفاده می‌کنند. همه‌چیز را برای خود و تفریحشان می‌خواهند و هیچ چیز دیگری برایشان اهمیتی ندارد. هیچ‌گونه انفاق یا بخششی ندارند. به این افراد «والضالین» یا گمراهان گفته می‌شود؛ زیرا راه را اشتباه می‌روند.


گروه دوم
گروه دوم، کسانی هستند که جانی را که در اختیار دارند، برای رسیدن به اهدافشان خرج می‌کنند، اما در ادامه کم می‌آورند. ممکن است انسان‌های پرتلاشی هم باشند، ولی اهداف و خواسته‌های نامعقولی دارند و جانی که در اختیارشان است، برای رسیدن به آن اهداف کافی نیست. بنابراین، جان دیگران را می‌گیرند و حال آن‌ها را خراب می‌کنند.

این موضوع هم در صور آشکار وجود دارد؛ مانند خوردن مال دیگران، و هم در صور پنهان؛ مانند جلوگیری از آموزش و پیشرفت دیگران. به این گروه «مغضوبین» گفته می‌شود؛ یعنی انسان‌هایی که مورد غضب خداوند قرار می‌گیرند.

گروه سوم
گروه سوم، کسانی هستند که از جان و نانی که خداوند به آن‌ها داده است، هم خودشان استفاده می‌کنند و هم به دیگران می‌بخشند. گاهی ممکن است حتی در سختی نیز ببخشند و از سیر شدن خود جلوگیری کنند تا دیگران گرسنه نمانند.

خوشا به حال کسانی که می‌بخشند و به فکر بازپس‌گیری نیستند. خداوند به این انسان‌ها جان و مال چندباره می‌دهد. به این دسته از انسان‌ها «انعمت علیهم» گفته می‌شود؛ یعنی کسانی که به آن‌ها نعمت بخشیده شده است.»

برداشت من (مسافر محمد آ "لژیون سوم") از سی‌دی باتلاق

سلام دوستان، محمد هستم، یک مسافر.

برداشت من از سی‌دی باتلاق این است که بعضی از انسان‌ها، وقتی مشکلی برایشان پیش می‌آید، منتظر هستند تا شخصی، دوست یا آشنایی پیدا شود و به آن‌ها کمک کند. ما باید یاد بگیریم مسئولیت تمام کارهای خودمان را بپذیریم و با جان و دل آن را قبول کنیم. نباید منتظر خداوند یا نیروی مطلق باشیم تا بیاید و مشکلات ما را حل کند. ما در وادی چهارم یاد گرفته‌ایم که مسئولیت کارهای خود را به خداوند واگذار نکنیم.

نکته مهم دیگری که استاد امین در این سی‌دی به آن اشاره می‌کند، حضور داشتن در مکانی است که از آن آموزش می‌گیریم؛ که برای ما، کنگره ۶۰ است. تا زمانی که در جلسات حضور نداشته باشم، می‌توانم از آموزش‌های کنگره بهره‌مند شوم. اگر حضور نداشته باشم، آموزش من متوقف می‌شود. حضور داشتن در کنگره، بخشی از درمان و حرکتی در جهت کمک به درمان ماست.

وارد شدن به مسیر درست، خودش نوعی تعیین مسیر است. همان‌طور که آقای مهندس این مسیر را پیدا کردند و آن را در کنگره پیش روی ما قرار دادند، ما نیز با حضور و آموزش در این مسیر سعی می‌کنیم تغییر کنیم و به انسان‌های بهتری تبدیل شویم.

تصویری که از مفهوم باتلاق در ذهن ما شکل می‌گیرد، این است که وقتی انسان در باتلاق گرفتار می‌شود، هرچه بیشتر دست‌وپا بزند، بیشتر فرو می‌رود. این موضوع مانند بعضی از مشکلاتی است که در زندگی برای ما پیش می‌آید؛ سال‌ها درگیر حل کردن آن‌ها هستیم، اما به‌جای حل شدن، بیشتر در آن‌ها غرق می‌شویم و مشکلات سخت‌تر و بزرگ‌تر می‌شوند.

برای خروج از این باتلاق، به کمک و یک راهنما نیاز داریم تا به ما کمک کند نجات پیدا کنیم و مشکلمان را حل کنیم. به همین دلیل است که آموزش، حضور، حرکت و خواست فرد، در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند.

موضوع دیگری که استاد امین به آن اشاره می‌کند، این است که خداوند تمام سرمایه‌ای را که یک انسان برای درست زندگی کردن نیاز دارد، در اختیار او قرار داده است. این سرمایه فقط پول نیست؛ زمان، انرژی، توانایی، محبت و دانش نیز بخشی از سرمایه‌های ما هستند.

بعضی از انسان‌ها این سرمایه‌ها را فقط برای لذت، تفریح و آسایش خود استفاده می‌کنند، اما زمانی که باید مسئولیت و سختی را بپذیرند، کنار می‌کشند. باید قبول کنیم که لذت و تفریح در جای خود خوب است؛ اما زمانی که مشکلی به وجود می‌آید، باید از لذت‌های خود کم کنیم و به آن مشکل بپردازیم.

ما باید بخشی از توان و آسایش خود را برای رشد خویش و کمک به دیگران هزینه کنیم. افرادی هستند که تمام توان و انرژی خود را صرف خواسته‌های شخصی می‌کنند و مشکلات دیگران برایشان هیچ اهمیتی ندارد، اما وقتی خودشان با مشکل کوچکی روبه‌رو می‌شوند، انتظار دارند دیگران تمام وقت و انرژی خود را صرف حل مشکل آن‌ها کنند.

برداشت من از این سی‌دی این است که امکانات و توانایی‌هایی در اختیار من قرار داده شده است. مهم این است که با آن‌ها چه می‌کنم و در چه مسیری از آن‌ها استفاده می‌کنم. سعی می‌کنم از تمام توانایی و انرژی خود به‌درستی استفاده کنم و از باتلاق‌های زندگی‌ام به شکل صحیح عبور کنم؛ زیرا راه نجات انسان همیشه در بیشتر تقلا کردن نیست، بلکه در انتخاب راه درست و نزدیک شدن به آن است.

مانع اصلی در کمک و یاری رساندن به دیگران، غرور و منیت است؛ زیرا اجازه نمی‌دهد دست خود را برای درخواست کمک دراز کنیم. در کنگره تأکید می‌شود تا زمانی که فرد دست خود را برای کمک دراز نکرده است، هیچ‌کس حق ندارد به او کمک کند؛ زیرا کمکی که بدون خواست و درخواست فرد ارائه شود، فایده‌ای برای او نخواهد داشت و او را از تاریکی خارج نمی‌سازد.

انسان باید در زندگی به نقطه‌ای برسد که سر خم کند و آموزش بپذیرد. گاهی عمر انسان کفاف نمی‌دهد تا این تسلیم بودن و سر خم کردن را یاد بگیرد.

از این‌که به صحبت‌های من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.

 

منبع: سی‌دی «باتلاق» ـ دکتر امین
نگارش: مسافر محمد ص. ـ لژیون سوم / مسافر محمد آ. ـ لژیون سوم
رابط خبری: مسافر محمد ص. ـ لژیون سوم
تهیه، ویرایش و ارسال: مسافر سینا ـ لژیون یکم

گروه خبری نمایندگی محمدی‌پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...