جلسه دوم از دوره هجدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی نائین، به استادی مسافر امیرحسین و نگهبانی راهنمایتازهواردین مسافر محمد و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من» سه شنبه ۲۴ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان امیرحسین هستم، یک مسافر
اول از همه خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز در این جلسه حضور دارم و میتوانم آموزش بگیرم.
قبل از اینکه در مورد دستور جلسه بخواهم صحبت کنم، یک نکته از صحبتهای آقای اشکذری بگویم. «دیدهبان» که آمده بودند شعبه ما، میگفتند مشارکت باید دلی باشد تا اینکه بیشتر از فکرمان استفاده کنیم. برای مشارکت در نوشتارها هم آمده که از تجربه و دانش خودمان تلفیق بدهیم و مشارکت کنیم.
اما در مورد دستور جلسه وادی هفتم و تأثیر آن روی متن «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم».در سیدی هفته «ملک لامکان» است و بیشتر در مورد همین دستور جلسه صحبت میکند. آقای مهندس میگویند که شکر خدا که حرکت بسیار عظیم داشتیم؛ منظورشان از کنگره بوده است.
قبل از اینکه بیاییم به مسیر کنگره را پیدا کنیم و مصرفکننده بودیم، مسیرهای زیادی رفتهایم. من، امیرحسین، زمانی که مصرفکننده بودم، دنبال راه چارهای بودم که راههای زیادی را امتحان کردم. حتی چند بار سقوط آزاد رفتم، حتی خودم را چند روز زندانی میکردم و دوباره برمیگشتم در دنیای کار و زندگی، با یک عالمه ترس و یک عالمه استرس و اضطراب و درد و خماری.تنها چیزی که بود این بود که فقط مواد مصرف نمیکردم.
آقای مهندس در کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» میگویند که بیشترین چیزی که از دست دادم، زمان ترک مواد بوده و خیلی سخت است، واقعاً.
در انجیوهای دیگر، کسی که ترک میکند دیگر نباید با شخصی که با هم مصرف میکردند در تماس باشد یا پیش طرف هم صحبت بشود که مبادا دوباره مصرف کند. اگر شخصی در خانه خود یا رفیقی که مصرف کرده، برادر یا فامیل درجه یک باشد، یعنی نباید دیگر با آن هم صحبت شود و همدیگر را نباید ببینند.این جزوه قوانین انجیوهای دیگر است و باید رعایت کنند و سخت است این مدل ترک کردن.
اینها همه برمیگردد به اینکه رمز و رازش را پیدا نکردهاند. آقای مهندس میگوید اگر یک گاوصندوق را حساب کنید که ما کلیدش را داریم و میتوانیم درست استفاده کنیم، ولی بقیه این رمز و راز را کشف نکردهاند، این گاوصندوق را با چکش و زور میخواهند باز کنند که موفق نمیشوند.صحبت دیگری که آقای مهندس در این سیدی میکنند، راجع به دامهای شیطان و حرکتهای شیطانی است.
مثلاً اواخر سفرم بودم که یکی از دوستان گفت: «دهنت را باز کن» و یک مقدار مواد انداخت در دهان من و چاینبات هم به ما داد. این داستان ادامه داشت؛ چند سری رفتیم پیش این طرف، مواد به ما میداد و من میگذاشتم زیر انگشترم و میگفتم خوردم. این یک حرکت شیطانی است که به هر نوعی خودش را نشان میدهد.
من، امیرحسین، در سفر ویلیام «سیگار» که بودم، یک رفیق داشتم. هر موقع میخواست سیگار بکشد، یکی هم به من تعارف میکرد تا اینکه دیگر در اتاق کارم را بر روی دوستم باز نمیکردم تا اینکه دست از سر ما برداشت.
اینها را گفتم که نیروهای بازدارنده و شیطانی این نیست که به یک مدل بیاید جلو؛ نه، به هر نحوی که بگویم خودش را نشان میدهد. حتی در جلد یک دوست یا یک آشنا بیاید و دام را پهن کند و آن آرامشی که داری، میخواهد از ما بگیرد.این یعنی یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنی.
چه چیزی باید برداشت کنیم خیلی مهم است. یک رهجو میبینید چند سال میآید و میرود و هنوز نتوانسته سفر اولش را تمام کند، ولی یک رهجو هم در ۱۰ ماه سفر ایکس انجام میدهد، هم درمان سیگارش را.حتی در لژیون کاهش وزن میرود و کلی وزن هم کم میکند.
آقای منصوری میگفتند ۵۰ کیلو وزن کم کردهام به روش دژاکام. خیلی جالب است؛ بدون اینکه عمل کوچک کردن معده یا کوچکترین جراحی انجام بدهم، واقعاً یک معجزه است.انشاءالله که بتوانیم بیشترین استفادهها را از این آموزشهای کنگره بگیریم و بتوانیم رهایی و آرامشی که به دست میآوریم حفظ کنیم.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، سپاسگزارم.
عکاس: مسافر جلال (لژیون چهارم)
تایپیست: مسافر جلال (لژیون چهارم)
ویرایش، تنظیم و ارسال: همسفر علیرضا (لژیون ششم) و مرزبان خبری مسافر امیرحسین (لژیون دوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
102