جلسه چهارم از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی نائین، به استادی مسافر ناصر و نگهبانی مسافر نعمتالله و دبیری مسافر مجید بادستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من » یکشنبه ۲۲ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان ناصر هستم، یک مسافر
جا دارد اول خداوند را شاکر باشم که در این جایگاه قرار گرفتم تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
در مورد دستور جلسه «وادی هفتم؛ رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم.»
در کنگره ۶۰، ۱۴ وادی داریم که قوانین درست زندگی کردن را به ما یاد میدهد. وقتی این وادیها را بفهمیم و درک کنیم، به آن حال خوش دست مییابیم.اوایلی که آمده بودم کنگره، همیشه به راهنما میگفتم: «من از این وادیها چیزی متوجه نمیشوم.» مثالی که برای من زد این بود که ساختمانی یا بنایی که میخواهی تشکیل بدهی، باید از مصالح مرغوب استفاده کنی. این وادیها همین مصالح مرغوب هستند. ۱۴ وادی اول، فونداسیون و ستونهای این ساختمان است که بهترین مسیر را به ما نشان میدهد.
خود آقای مهندس بارها گفتهاند که هر کس این ۱۴ وادی را درک کند و کاربردی کند، قطعاً به درمان و حال خوب میرسد؛ چون تفکر است. همه چیز از روی فکر و تفکر شروع میشود. کار خودم را بر دوش دیگران نگذارم، مسئولیت کارم را گردن خداوند نیندازم و امید داشته باشم در زندگیام.در وادی پنجم، تفکراتمان را باید به عمل دربیاوریم.وادی ششم، حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً ایجاد کنیم و در وادی هفتم هم پیدا کردن راه درست زندگی کردن را به ما نشان میدهد. این اختیار را خداوند به انسان داده که بتواند مسیر را خودش پیدا کند.این وادی به ما نشان میدهد که کدام راه درست و کدام راه بیراهه است. اگر بیراهه را انتخاب کنیم، هرچقدر تلاش کنیم، بیشتر از مقصد خودمان دور میشویم.
من در سفر اولم اگر حرکت خوبی داشته باشم، روی برنامه باشم و از مسیری که راهنما برایم مشخص میکند خارج نشوم، اندازه شربتم را رعایت بکنم، سر ساعت در جلسه حضور داشته باشم و اینها را رعایت کنم، یعنی سفر اولم را به راحتی پایان میرسانم و به آن حال خوش دست مییابم. برای رسیدن به درمان اعتیاد، یک راه وجود دارد و آن را همین کنگره ۶۰ میدانم.من ناصر راههای زیادی رفتهام. خیلی از شماها هم مسیرهای اشتباهی داشتهاید. برای اینکه بتوانیم راه درست را انتخاب کنیم، همان وادیهایی که پشت سر گذاشتهایم به ما کمک میکند؛ یعنی تفکر کردن.
خدا را شکر میکنم که آقای مهندس این راه را برای ما هموار و راحتتر کردهاند و همیشه راهنمای خوبم در لژیون میگفت: «راه کنگره مثل یک جاده چندبانده است؛ هم میتوان بنز سوار شد، هم خر لنگ، اما چگونه به مقصد برسیم مهم است؛ آیا سالم یا ناسالم به مقصد میرسیم؟»برای من هم این موضوع خیلی مهم است که چگونه تلاش کردن میتواند من را به مقصد نزدیکتر کند. اگر راه اشتباه باشد، هرچقدر تلاش کنم به مقصد نمیرسم و اگر بخواهم صلح و آرامش داشته باشم، باید یکییکی وادیها را کاربردی کنم و بتوانم به وادی چهاردهم که عشق و محبت است برسم.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، سپاسگزارم.
عکاس: مسافر جلال (لژیون چهارم)
تایپیست: مسافر جلال (لژیگگون چهارم)
ویرایش، تنظیم و ارسال: همسفر علیرضا (لژیون ششم) و مرزبان خبری مسافر امیرحسین (لژیون دوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
45