هشتمین جلسه از دور چهل و پنجمین کارگاه های آموزشی خصوصی ۶۰ شعبه نیمایوشیج بهشهر به استادی مسافر بابک و نگهبانی مسافر ایرج ودبیری مسافر سبحان با دستور جلسه (هفته سایت و چگونه از هوش مصنوعی استفاده کنم) مورخ ۱۴۰۵/۶/۲۹ روز یکشنبه ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود
.jpg)
مشارکت مسافر بابک
سلام دوستان، بابک هستم، یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که یک بار دیگر توانستم در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم.
از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم و از راهنمای محترم، آقا میثم، تشکر میکنم که به من اجازه دادند در این جایگاه آموزش بگیرم.
واقعاً خدا را شاکرم که با کنگره آشنا شدم. شاید این جمله تکراری به نظر برسد؛ اینکه بگوییم «من گرفتار اعتیاد بودم و خدا را شکر که با کنگره آشنا شدم»، اما واقعاً وقتی انسان در انتهای تاریکی قرار دارد و بعد با روشنایی آشنا میشود، تازه متوجه میشود که روشنایی چیست.
یکی از راهنماها جملهای میگفتند که برای من جالب بود. میگفتند: «اگر امروز درمان شدهای، تازه تبدیل به یک انسان عادی شدهای. انسانهای عادی چگونه زندگی میکنند؟ تو هم باید همانگونه زندگی کنی.»
چون ما در گذشته در ته چاه بودیم و تازه بیرون آمدهایم، حالا باید ببینیم چگونه میتوانیم زندگی کنیم. اگر میخواهیم به قلههای بالاتر دست پیدا کنیم، باید زحمت بکشیم. هیچ چیزی بهصورت رایگان به دست نمیآید. چه در مسیر درست قدم برداریم و چه مسیر اشتباه را انتخاب کنیم، هر دو مسیر بهایی دارند و بهای آن را باید پرداخت کنیم.
به قول معروف، «به بهانه نمیدهند، به بها میدهند.» فکر میکنم این جمله را آقای شریعتی گفتهاند و واقعیت هم همین است.
ما در کنگره آموزش میبینیم. اگر وقت میگذاریم و از خیلی چیزها میگذریم، در مقابل، اگر کمی دقت کنیم، متوجه میشویم که چیزهای زیادی به دست میآوریم.
همین نوشتن سیدیها، نشستن در کارگاه و حضور در لژیون، همگی آموزش هستند. اگر کمی حواسمان را جمع کنیم، میبینیم که در تمام این مراحل در حال یادگیری هستیم.
حتی فردی که تازه وارد کنگره شده است، برای گفتن مطالبی دارد و ما میتوانیم از صحبتهای او آموزش بگیریم. ممکن است بگوییم: «این فرد تازه وارد است، هنوز با محیط کنگره، سیدیها و آموزشهای کنگره آشنا نیست»، اما حرفی که میزند میتواند برای ما یک آموزش باشد.
باید از یکدیگر یاد بگیریم؛ چون هیچکدام از انسانها شبیه یکدیگر نیستند و افکار انسانها نیز با هم متفاوت است. اگر دقت کنیم، حتی در یک جمع بزرگ، بهندرت کسی را پیدا میکنیم که دقیقاً همان حرف دیگری را تکرار کند.
کل دنیا و طبیعت نیز همینگونه است. شما در یک جنگل، دو درخت پیدا نمیکنید که دقیقاً از نظر اندازه، تعداد برگها و شاخهها کاملاً شبیه هم باشند. همه با یکدیگر متفاوت هستند و ما باید از همین تفاوتها آموزش بگیریم.
خدا آن روز را نیاورد که بخواهیم بگوییم: «من همهچیز را میدانم.» به نظر من، همان روز میتواند روز سقوط انسان باشد. کسی که فکر میکند همهچیز را میداند، دیگر جایی برای یادگیری و حرکت رو به جلو برای خودش باقی نمیگذارد و ممکن است از مسیر رشد فاصله بگیرد.
در مورد سایت کنگره هم به نظرم باید حتماً در سایت فعالیت داشته باشیم؛ چون کنگره برای ما مانند یک دانشگاه است و آموزشهایی که در آن ارائه میشود، نوعی علم و دانش محسوب میشود. علم هم باید بهروز باشد.
امروز درباره هوش مصنوعی صحبت میشود. خود من تا به حال با هوش مصنوعی کار نکردهام و از این به بعد باید از آقا سبحان یاد بگیرم که چگونه با هوش مصنوعی کار کنم.
آقای مهندس هم در این جلسه درباره هوش مصنوعی صحبت کردند و اینکه اطلاعاتی که به آن میدهیم، میتواند در پاسخهایی که از آن دریافت میکنیم تأثیر داشته باشد.
تا جایی که من متوجه شدم، هوش مصنوعی هنوز روش درمان کنگره ۶۰ را بهطور کامل نمیشناسد. بنابراین این وظیفه ماست که اطلاعات درست را به آن معرفی کنیم تا اگر فردی در سایت یا فضای اینترنت درباره روش درمان کنگره ۶۰ جستوجو کرد، بتواند اطلاعات صحیح و کاملی دریافت کند.
این موضوع یکی از مسائلی است که باید یاد بگیریم و بتوانیم بهدرستی با آن کار کنیم.
البته هر چیزی را میتوان هم در مسیر درست و هم در مسیر نادرست استفاده کرد. امیدوارم ما بتوانیم یاد بگیریم که از فناوریهای جدید، از جمله هوش مصنوعی، در مسیر درست استفاده کنیم.
در پایان، از اینکه با سکوتتان به صحبتهای من گوش کردید، بسیار ممنونم.

عکس وتایپ: مسافر سبحان
بارگذاری: مسافر بابک
- تعداد بازدید از این مطلب :
57