English Version
This Site Is Available In English

تکنولوژی نباید به هدف تبدیل شود

تکنولوژی نباید به هدف تبدیل شود

تکنولوژی یکی از مهمترین دستاوردهای بشر در طول تاریخ است. انسان همواره تلاش کرده است با شناخت قوانین طبیعت و به‌کارگیری دانش، ابزارهایی ایجاد کند که زندگی را آسان‌تر، سریع‌تر و قابل‌کنترل‌تر نماید. از ابزارهای ابتدایی انسان‌های نخستین گرفته تا فناوری‌های پیشرفته امروزی، یک اصل مشترک وجود داشته است که تبدیل دانش و تجربه به روش و ابزاری برای حل مشکلات است. یکی از زمینه‌هایی که این دیدگاه در آن اهمیت زیادی پیدا می‌کند، مسئله اعتیاد و درمان آن است. اعتیاد تنها یک عادت ساده یا یک مشکل اخلاقی نیست، بلکه پدیده‌ای چند وجهی است که جسم، روان و جهان‌بینی فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ بنابراین برای حل آن نیز به یک روش جامع نیاز است؛ روشی که بتواند هم‌زمان ابعاد مختلف انسان را مورد توجه قرار دهد.

برای درک بهتر دیدگاه آقای‌مهندس دژاکام، ابتدا باید میان علم و تکنولوژی تفاوت قائل شد. علم به‌دنبال شناخت قوانین و واقعیت‌ها است؛ اما تکنولوژی بیشتر به استفاده از این شناخت برای انجام یک کار مشخص مربوط می‌شود. برای مثال شناخت ساختار بدن انسان یک موضوع علمی است؛ اما زمانی‌که این شناخت در قالب یک روش درمانی منظم مورد استفاده قرار می‌گیرد، به حوزه تکنولوژی نزدیک می‌شود؛ بنابراین می‌توان گفت تکنولوژی پلی میان دانستن و انجام دادن است. ممکن است شخصی اطلاعات زیادی درباره یک موضوع داشته باشد؛ اما اگر نتواند این اطلاعات را به یک روش صحیح و عملی تبدیل کند، دانش او الزاماً منجر به حل مشکل نخواهد شد.

یکی از نکات مهم در اندیشه آقای‌مهندس دژاکام این است که برای حل مسائل پیچیده، صرفاً داشتن اطلاعات کافی نیست؛ بلکه باید روش درست نیز وجود داشته باشد. یکی از مهمترین زمینه‌های مطرح‌شده در کنگره۶۰ مسئله درمان اعتیاد است. در نگاه کنگره برای درمان واقعی اعتیاد نمی‌توان تنها به قطع مصرف مواد توجه کرد؛ زیرا مصرف طولانی‌مدت موادمخدر می‌تواند سیستم‌های مختلف بدن، به‌خصوص سیستم تولیدکننده مواد شبه‌افیونی طبیعی را تحت تأثیر قرار دهد. در نتیجه ممکن است پس از قطع مصرف با مشکلات جسمی و روانی مختلفی مواجه شود. اگر تنها مصرف ماده مخدر متوقف شود؛ اما آسیب‌های ایجاد شده در سیستم جسمی و روانی ترمیم نشوند، احتمال بازگشت مشکلات وجود خواهد داشت.

در اینجا مفهوم روش درمانی اهمیت پیدا می‌کند. کنگره۶۰ با ارائه روش DST تلاش کرده است مسئله درمان را از زاویه‌ای متفاوت بررسی کند. در این روش درمان به‌صورت تدریجی انجام می‌شود و هدف آن فراهم کردن فرصت برای بازسازی و تنظیم مجدد سیستم‌های آسیب‌دیده بدن است. در این نگاه زمان نیز بخشی از فرآیند درمان محسوب می‌شود. همان‌گونه که ایجاد آسیب در بدن در طول زمان اتفاق افتاده است، بازسازی نیز به زمان نیاز دارد. روش DST در کنگره۶۰ بر پایه کاهش تدریجی مصرف مواد در یک دوره مشخص شکل گرفته است. در این روش تلاش می‌شود مصرف شخص به‌صورت منظم و برنامه‌ریزی‌ شده کاهش پیدا کند تا بدن فرصت سازگاری و بازسازی داشته باشد.

اهمیت این موضوع در آن است که درمان به یک فرآیند تبدیل می‌شود، نه یک تصمیم لحظه‌ای. در این چارچوب شخص باید علاوه بر کاهش مصرف، آموزش ببیند، در جلسات شرکت کند و نسبت به تغییر نگرش و رفتار خود نیز اقدام نماید. به همین دلیل درمان در کنگره۶۰ تنها یک اقدام دارویی یا جسمی تلقی نمی‌شود، بلکه فرآیندی چند بعدی است. در کنار آن جسم، روان و جهان‌بینی نیز مورد توجه قرار می‌گیرند. این موضوع نشان می‌دهد که یک تکنولوژی درمانی زمانی می‌تواند مؤثر باشد که بتواند مسئله را از ابعاد مختلف بررسی کند. یکی از مفاهیم شناخته‌شده در کنگره۶۰ توجه هم‌زمان به جسم، روان و جهان‌بینی است. جسم به وضعیت فیزیولوژیک و عملکرد بدن مربوط می‌شود. روان شامل احساسات، افکار و وضعیت روحی فرد است و جهان‌بینی به نوع نگاه انسان نسبت به خود، دیگران و جهان مربوط می‌شود.

از این دیدگاه اگر تنها جسم فرد مورد توجه قرار گیرد، بخش مهمی از مسئله نادیده گرفته می‌شود؛ همچنین اگر تنها به مسائل روانی پرداخته شود؛ اما جسم فرصت بازسازی پیدا نکند، درمان کامل نخواهد بود؛ بنابراین یک روش جامع باید بتواند این سه بخش را در کنار یکدیگر مورد توجه قرار دهد. یکی از ویژگی‌های مهم هر تکنولوژی، ارتباط آن با تجربه و آزمایش است. بسیاری از فناوری‌هایی که امروزه در اختیار انسان قرار دارند نتیجه سال‌ها تجربه، خطا، اصلاح و تکامل هستند. در موضوع درمان اعتیاد نیز نمی‌توان بدون شناخت مسئله و مشاهده نتایج، یک روش را به‌عنوان راه‌حل قطعی معرفی کرد. تجربه‌های متعدد می‌توانند به شناسایی نقاط قوت و ضعف یک روش کمک کنند. از این منظر، تجربه برای تبدیل یک ایده به یک روش عملی اهمیت زیادی دارد.

کنگره۶۰ نیز بر انتقال تجربه میان افراد تأکید دارد. شخصی که مسیر درمان را طی کرده است، می‌تواند تجربیات خود را در اختیار دیگران قرار دهد و به آن‌ها کمک کند تا این مسیر را بهتر بشناسند. تکنولوژی اگرچه برای حل مشکلات انسان ایجاد شده‌است؛ اما استفاده نادرست از آن می‌تواند مشکلات جدیدی ایجاد کند. امروزه تلفن همراه، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی بخش مهمی از زندگی انسان شده‌اند. این ابزارها می‌توانند ارتباطات، آموزش و دسترسی به اطلاعات را آسان کنند؛ اما وابستگی بیش از حد به آن‌ها نیز می‌تواند بر روابط اجتماعی و سبک زندگی اثر بگذارد؛ بنابراین مسئله اصلی فقط وجود تکنولوژی نیست، بلکه نوع استفاده انسان از آن است. این موضوع با دیدگاه کلی کنگره۶۰ نیز قابل ارتباط است؛ زیرا ابزار به‌تنهایی تعیین‌کننده نتیجه نیست.

انسان باید دانش و آگاهی لازم برای استفاده صحیح از ابزار را داشته باشد. یکی از مسائل مهم در زندگی انسان این است که دانستن یک موضوع، الزاماً به معنای توانایی انجام آن نیست. ممکن است شخصی درباره مضرات اعتیاد اطلاعات زیادی داشته باشد؛ اما همچنان نتواند مصرف خود را کنترل کند. ممکن است شخصی درباره ورزش و تغذیه سالم اطلاعات داشته باشد؛ اما در عمل نتواند سبک زندگی خود را تغییر دهد. این تفاوت میان دانش و عمل نشان می‌دهد که برای ایجاد تغییر، تنها اطلاعات کافی نیست، بلکه شخص به یک روش، برنامه و تمرین نیاز دارد. در این معنا تکنولوژی می‌تواند دانش را به عمل تبدیل کند. آموزش یکی از عناصر مهم در فرآیند تغییر است. شخص زمانی می‌تواند از یک روش استفاده کند که اصول و مراحل آن را یاد گرفته باشد.

در کنگره۶۰ حضور در جلسات و استفاده از آموزش‌ها بخشی از مسیر درمان محسوب می‌شود. شخص با شنیدن تجربیات دیگران و دریافت آموزش‌های مختلف، به‌تدریج دیدگاه خود را نسبت به مسئله اعتیاد تغییر می‌دهد. آموزش همچنین باعث می‌شود شخص نقش فعال‌تری در فرآیند درمان داشته باشد و صرفاً منتظر نباشد شخص دیگری مشکل او را حل کند. هر تکنولوژی در کنار امکاناتی که ایجاد می‌کند، مسئولیت‌هایی نیز به‌ همراه دارد. استفاده از یک ابزار بدون شناخت صحیح ممکن است نتیجه مطلوبی ایجاد نکند. برای مثال دارو می‌تواند در شرایط مناسب یک ابزار درمانی باشد؛ اما مصرف نادرست آن می‌تواند پیامدهای نامطلوبی داشته باشد.

به همین شکل فناوری‌های ارتباطی می‌توانند باعث افزایش آگاهی شوند؛ اما استفاده نادرست از آن‌ها نیز می‌تواند مشکلاتی ایجاد کند؛ بنابراین تکنولوژی باید در خدمت انسان قرار گیرد، نه این‌که انسان به ابزار تکنولوژی تبدیل شود. یکی از مفاهیم مهم در روش DST توجه به زمان است. بازسازی بسیاری از فرآیندهای طبیعی بدن به زمان نیاز دارد و نمی‌توان همیشه انتظار داشت که یک مشکل طولانی‌مدت، در مدت بسیار کوتاهی برطرف شود. این نگاه درمان را از یک اتفاق ناگهانی به یک فرآیند تدریجی تبدیل می‌کند. شخص در طول این فرآیند علاوه بر تغییر در میزان مصرف، فرصت پیدا می‌کند رفتارها و نگرش‌های خود را نیز اصلاح کند. در نتیجه تغییر تنها در یک روز اتفاق نمی‌افتد، بلکه به‌مرور شکل می‌گیرد.

یکی از نکات قابل توجه این است که تکنولوژی نباید به هدف تبدیل شود. هدف اصلی باید حل مسئله و کمک به انسان باشد. اگر یک ابزار پیچیده باشد؛ اما نتواند مشکل واقعی را حل کند، پیچیدگی آن به‌تنهایی ارزشی ایجاد نمی‌کند. گاهی یک روش ساده، اگر بر اساس شناخت صحیح و تجربه شکل گرفته باشد، می‌تواند کاربرد بیشتری داشته باشد. در حوزه درمان نیز اصل مهم این است که روش باید بتواند به شخص کمک کند تا مسیر بازگشت به زندگی سالم را طی کند. در نگاه کنگره۶۰ تغییر واقعی نیازمند حرکت تدریجی است. انسان نمی‌تواند تنها با تصمیم گرفتن تمام ویژگی‌ها و عادت‌های خود را در یک لحظه تغییر دهد. تغییر به آموزش، تجربه، زمان و حرکت نیاز دارد. از این نظر تکنولوژی درمانی زمانی ارزشمند است که بتواند مسیر تغییر را برای فرد روشن کند و مراحل آن را مشخص نماید.

منبع: سی‌دی تکنولوژی
نویسنده و رابط خبری: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ویرایش: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) دبیر سایت
ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی چرمهین

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...