English Version
This Site Is Available In English

از صفحه گوشی تا پناهگاه امید

از صفحه گوشی تا پناهگاه امید

اوایل ورودم به کنگره، سایت همسفران و مسافران یک خانه‌ مشترک بود؛ خانه‌ای کوچک اما روشن که همه‌ ما زیر سقفش جمع می‌شدیم؛ تا روزی رسید که به‌خاطر تلاش و حضور چشمگیر همسفران، اجازه دادند سایت‌ها جدا شوند. انگار برای ما دری تازه باز شد و هویت‌مان بیشتر دیده شد، انگار صدایمان بلندتر شد. آن روز گفتند: «از این به بعد فعالیت‌تان باید جدی‌تر باشد.» و همین جمله، مثل جرقه‌ای، مسیر تازه‌ای را در دل من روشن کرد.

برای هر لژیون یک رابط خبری و یک مسئول نگارش انتخاب کردند و من با این‌که سفر‌اولی بودم، توفیق پیدا کردم مسئول نگارش شوم. این خدمت‌ها معمولاً مخصوص سفر‌دومی‌ها بود؛ اما چون تازه‌تأسیس بودیم، اجازه دادند سفر‌اولی‌‌ها هم پا به میدان بگذارند.
آن روز فکر می‌کردم نگارش را خوب بلدم؛ اما وقتی وارد این خدمت شدم، فهمیدم نگارش فقط نوشتن نیست، یک جهان یادگیری است، یک مسئولیت، یک دقت!

بعد از نگارش خدمت‌های دیگری مثل رابط لژیون، تایپیست سخنان استاد، عکاس را تجربه کردم و امروز خدمت دبیری را انجام می‌دهم. چهار سال و اندی گذشته و من هنوز سفر‌اولی هستم. گاهی با خودم می‌گویم: اگر این خدمت‌ها نبود آیا هنوز در کنگره بودم؟ راستش را بخواهم بگویم، همین خدمت‌ها مرا پابند کنگره کرد؛ مثل نخ‌هایی که آرام‌آرام دور دلم پیچیدند و نگذاشتند در سخت‌ترین روزها رها شوم.

و مگر سفر‌اولی بودن آسان است؟ سفر‌اولی؛ یعنی ایستادن در نقطه‌ای که هنوز هیچ‌چیز تثبیت نشده؛ یعنی روزهایی که خدمت‌ها کم و فرصت‌ها محدود است و آدم باید خودش را با دل، عشق و تلاش وصل نگه دارد. سفر‌اولی؛ یعنی گاهی با دست‌های خالی، اما با قلبی پر، درِ کنگره را باز کنی و بگویی: «من هستم، حتی اگر سخت باشد.» سفر‌اولی؛ یعنی ساختن خود در تاریکی‌های کوچک، تا روزی بتوانی در روشنایی خدمت‌های بزرگ بایستی.

اما قصه‌ من با کنگره، خیلی قبل‌تر از این خدمت‌ها شروع شد؛ در یک شب معمولی، پشت صفحه‌ گوشی، در میان شلوغی فضای مجازی. شخصی را که خیلی قبولش داشتم و او را دنبال می‌کردم، پیج کنگره را معرفی کرده بود و زیرش نوشته بود: «تنها راه درمان اعتیاد اینجاست.» و من، منی که راه‌های دیگر را رفته بودم و بارها امید بسته و ناامید شده بودم، با خواندن همین جمله، انگار یک‌باره نفسی تازه کشیدم، انگار کسی از پشت صفحه‌ گوشی، دستی روی شانه‌ام گذاشت و گفت: «این‌بار راه درست را پیدا کردی.»

اگر آن روز فضای مجازی نبود، شاید هیچ‌وقت این‌جا را پیدا نمی‌کردم؛ برای همین همیشه با خودم می‌گویم: من پیدا کردن کنگره را مدیون فضای مجازی هستم؛ پس وظیفه دارم در همین فضا خدمت کنم تا افراد بیشتری این‌جا را پیدا کنند.
شاید یک نفر، درست مثل من، پشت یک صفحه‌ کوچک، دنبال یک امید باشد و یک دلنوشته، یک عکس، یک محتوا چراغ راهش شود.

در این مسیر، آدم‌هایی بودند که چراغ راه من شدند. از خانم افسانه نگهبان سایت که با صبر، دقت و مهربانی‌اش خیلی چیزها از او یاد گرفتم تا خانم فروزنده، دبیر دیگر سایت که همراهی‌اش همیشه قوت قلب بود.
خدا را شکر با وجود سفراولی بودن این خدمت نصیب ما شد؛ اما همین سفر‌اولی بودن، همین تلاش‌های کوچک، همین دل‌های مشتاق، ما را تبدیل کرده به یک تیم کوچک اما هماهنگ، یک گروه که با عشق کار می‌کند و با عشق یاد می‌گیرد. گاهی فکر می‌کنم زیبایی کار ما همین است؛ این‌که با وجود سختی‌ها، با وجود فاصله‌ها باز هم کنار یکدیگر ایستاده‌ایم و چراغ سایت را روشن نگه داشته‌ایم.
و ما ایستاده‌ایم تا به همه کسانی که در شرایط ما هستند نشان بدهیم که امید را نباید کشت. ایستاده‌ایم تا بگوییم: حتی اگر مسیر سخت باشد، حتی اگر فرصت‌ها کم باشد، حتی اگر گاهی احساس کنی دیده نمی‌شوی، باز هم می‌شود ادامه داد، باز هم می‌شود ساخت، باز هم می‌شود رشد کرد. ما ایستاده‌ایم تا ثابت کنیم سفراولی بودن محدودیت نیست.

روزهایی بود که ناامید می‌شدم، روزهایی که فکر می‌کردم نمی‌توانم ادامه بدهم؛ اما چون خدمت داشتم باید می‌آمدم و چه خوب که باید می‌آمدم؛ چون همین «باید آمدن» بارها ذهنم را از افکار منفی آزاد کرد، بارها مرا بلند کرد و نجاتم داد.

سایت برای من فقط یک صفحه‌ اینترنتی نیست؛ یک مسیر رشد است، یک کلاس جهان‌بینی، یک پناهگاه، یک دلیل برای آمدن، یک چراغ برای روشن نگه داشتن امید.

من در این چهار سال یاد گرفتم که خدمت فقط کمک کردن نیست؛ خدمت یعنی ساختن خود، یعنی ماندن و رشد کردن، یعنی دوباره برخاستن.

هفته سایت را به همه‌ خدمتگزاران این مسیر، چه در بخش فارسی و چه انگلیسی تبریک می‌گویم. به همه‌ کسانی که چراغ این خانه را روشن نگه می‌دارند؛ مخصوصاً کسانی‌ که در سخت‌ترین روزها با همین خدمت‌ها ماندند، ساختند و رشد کردند.

رابط خبری: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
نویسنده و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...