English Version
This Site Is Available In English

پل های نامرئی

پل های نامرئی

دومین جلسه از دوره نود و دوم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی شادآباد با استادی راهنمای محترم مسافر حسین، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر صابر با دستور جلسه «از سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره ۶۰ چگونه استفاده میکنم» روز شنبه ۲۸ شهریور ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، حسین هستم، یک مسافر.
از خداوند بزرگ سپاسگزارم که یک بار دیگر روزی من شد تا در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم. این لطف خداوند را هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم؛ چراکه ما از یک دنیای تاریکی رها شدیم و همین موضوع، برای من جای شکر و سپاس فراوان دارد.
دستور جلسه امروز «سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی؛ چگونه از آن استفاده می‌کنم؟» است و بخش دوم جلسه نیز به اولین سال تولد امیرحسین عزیز اختصاص دارد.
نکته جالب برای من این است که حدود هشت سال پیش، در اولین سال رهایی خودم نیز همین دستور جلسه را داشتیم. امیدوارم این تقارن دارای حکمتی باشد و ان‌شاءالله که خیر باشد؛ و قطعاً خیر خواهد بود.
در رابطه با سایت، چند نکته یادداشت کرده‌ام که امیدوارم برای عزیزان مفید باشد.
استاد امین بارها اشاره کرده‌اند که دنیای ما دائماً در حال تغییر است. امروز تغییرات بسیار بنیادی و سریعی در اینترنت و فضای مجازی اتفاق افتاده و ما نیز باید خودمان را با این تغییرات به‌روز کنیم.
یکی از وظایف ما این است که از دنیای مجازی و سایت کنگره ۶۰ عقب نمانیم. باید دانش و نگرش خودمان را به‌روز کنیم و بتوانیم همراه با این دنیای جدید حرکت کنیم.
آقای مهندس در سال ۱۳۷۸ کنگره ۶۰ را تأسیس کردند و از همان سال‌های ابتدایی، به اهمیت اینترنت و فضای مجازی توجه داشتند. در سال‌های ۱۳۸۰ و ۱۳۸۱، سایت کنگره به‌صورت آزمایشی راه‌اندازی شد و در سال ۱۳۸۲ فعالیت رسمی خود را آغاز کرد.
در سال ۱۳۸۶ نیز لژیون سایت مجازی تشکیل شد و آقای حامد رحمتی مسئولیت آن را بر عهده داشتند. من نیز در همان سال در کنار ایشان آموزش و تجربه کسب کردم.
تالار گفت‌وگو نیز در همان سال راه‌اندازی شد، اما به دلیل مسائلی که به وجود آمد و همچنین نبود نظارت کافی، فعالیت آن متوقف شد. آقای مهندس در یکی از صحبت‌های خود به این موضوع اشاره کردند و فرمودند که وقتی نظارت کافی وجود نداشته باشد، ممکن است درِ آن مجموعه بسته شود.
امروز سایت کنگره ۶۰ تحت نظارت مستقیم آقای مهندس فعالیت می‌کند و وظیفه اصلی آن، تولید و انتشار محتوا در زمینه درمان ، رهایی و پیشگیری از اعتیاد است.
گزارش‌های ورزشی، تولد رهاشدگان، دستور جلسات، مراسم و مناسبت‌های مختلف و مطالب آموزشی، بخشی از فعالیت‌های سایت کنگره هستند که به‌صورت مستمر به‌روز می‌شوند و در اختیار اعضا قرار می‌گیرند.
در دوران کرونا و همچنین در مقاطعی که به دلیل شرایط خاص امکان حضور فیزیکی محدود شده بود، سایت و فضای مجازی نقش بسیار مهمی داشتند. اعضای کنگره توانستند از طریق فضای مجازی همچنان تحت آموزش باشند و ارتباط خود را با سیستم آموزشی کنگره حفظ کنند. این موضوع اهمیت فضای مجازی را به‌خوبی نشان می‌دهد.
در مورد اینستاگرام نیز باید بگویم که یکی از شبکه‌های اجتماعی بسیار در دسترس و پرمخاطب است و می‌توان از آن در جهت آموزش و پیشگیری استفاده کرد.
رهایی افرادی که با روش DST به درمان رسیده‌اند، وقتی در فضای مجازی به نمایش گذاشته می‌شود، می‌تواند پیام امید را به افراد زیادی منتقل کند. به‌خصوص جوانانی که امروز ممکن است با مسئله اعتیاد مواجه باشند، می‌توانند با دیدن این مطالب با مفهوم درمان و پیشگیری آشنا شوند.
از طرف دیگر، افرادی که در شهرستان‌ها یا نقاط دوردست زندگی می‌کنند و دسترسی مستقیم به کنگره ۶۰ ندارند، می‌توانند از طریق سایت و صفحات فضای مجازی با آموزش‌های کنگره آشنا شوند.
به اعتقاد من، سایت هر مجموعه‌ای به نوعی شناسنامه آن مجموعه است. سایت کنگره ۶۰ نیز بخش مهمی از آموزش‌های مربوط به صورت مسئله اعتیاد را در اختیار اعضا قرار می‌دهد؛ موضوعاتی مانند جسم، روان و جهان‌بینی که دائماً به ما یادآوری می‌کنند درمان فقط مربوط به یک بخش از وجود انسان نیست، بلکه مجموعه‌ای از عوامل باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
در هفته سایت، مطلبی نوشته بودم با این مضمون:
«هفته سایت، هفته تجلیل از آنانی است که بی‌ادعا قلم را در خدمت رهایی قرار داده‌اند؛ عزیزانی که پشت پرده این فضای مجازی، همچون پل‌های نامرئی، دانش کنگره را از قلب کارگاه‌های آموزشی به قلب خانواده‌های دوردست پیوند می‌زنند.»
من همین‌جا از تمام بچه‌های سایت، ایجنت محترم، مرزبانان محترم و بچه‌های سایت خبری شعبه تشکر می‌کنم؛ عزیزانی که شاید خیلی وقت‌ها دیده نشوند، اما در سکوت و بدون ادعا در حال خدمت هستند.
دست تک‌تک این عزیزان را می‌بوسم و به گرمی می‌فشارم. به نظر من وظیفه ماست که هر جا این عزیزان را دیدیم، چه در شعبه و چه در جای دیگر، از زحماتشان تشکر کنیم و این هفته را به آنها تبریک بگوییم.

سایت کنگره ۶۰ اهمیت بسیار زیادی دارد و به همین دلیل باید در تولید محتوا دقت کنیم. مطالب، عکس‌ها و اطلاعاتی که منتشر می‌کنیم باید تا حد امکان امیدبخش، ساده و قابل استفاده برای اعضا باشد.
آقای مهندس فرموده‌اند که فعالیت در سایت، خدمتی به خلق است. من نیز در نوشته‌ای آورده بودم که خدمتگزاران سایت، در واقع در حال ارسال سیگنال‌های نجات به افرادی هستند که در ناامیدی به سر می‌برند.
بنابراین اگر قرار است دل‌نوشته‌ای بنویسیم یا مطلبی در مورد یک دستور جلسه منتشر کنیم، باید بر پایه حقیقت و راستی باشد. مطلب باید از درون خود انسان سرچشمه گرفته باشد تا بتواند حس واقعی را منتقل کند.
هدف ما صرفاً جمع کردن مخاطب یا جذب افراد نیست. وقتی یک مطلب بر پایه حقیقت و احساس واقعی نوشته شود، آن حس می‌تواند به شخصی که آن را مطالعه می‌کند منتقل شود و شاید همین انتقال حس باعث شود انسانی در هر نقطه‌ای از دنیا با کنگره آشنا شود و مسیر درمان خود را پیدا کند.
اما در مورد هوش مصنوعی نیز نکته بسیار مهمی وجود دارد.
آقای مهندس در صحبت‌های خود اشاره کردند که باید با هوش مصنوعی در ارتباط باشیم، از آن سؤال بپرسیم و پاسخ‌های آن را بررسی کنیم.
هوش مصنوعی اطلاعات را از خودش به وجود نمی‌آورد؛ بلکه بر اساس اطلاعاتی که انسان‌ها در اختیار آن قرار داده‌اند، پاسخ تولید می‌کند. بنابراین اگر اطلاعات درست و دقیق درباره روش DST، درمان اعتیاد و آموزش‌های کنگره در اختیار هوش مصنوعی قرار بگیرد، می‌توانیم از این فناوری برای آموزش و انتقال صحیح اطلاعات استفاده کنیم.
امروز هوش مصنوعی با سرعت بسیار زیادی در حال پیشرفت است و به‌تدریج وارد بخش‌های مختلف زندگی انسان شده است. آقای مهندس نیز فرمودند که ان‌شاءالله بخشی از آموزش‌ها به هوش مصنوعی اختصاص پیدا خواهد کرد تا بتوانیم از این فناوری به شکل صحیح و مناسب استفاده کنیم.
این بخش از صحبت‌های من درباره سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی بود. ان‌شاءالله در جلسات آینده، عزیزان متخصص‌تر و آگاه‌تر می‌توانند مطالب بیشتری را در این زمینه ارائه کنند.
اما بخش دوم دستور جلسه، مربوط به اولین سال تولد امیرحسین عزیز است.
امیرحسین، لطفاً بایستید تا دوستان با شما آشنا شوند.
امیرحسین عزیز در تاریخ ۵/۱۲/۱۴۰۲ وارد لژیون بیست‌ونهم شد و در تاریخ ۱۹/۱۱/۱۴۰۳ به رهایی رسید. ایشان حدود بیست تا بیست‌وسه سال تخریب داشتند و خوشبختانه سفر بسیار خوبی را پشت سر گذاشتند.
واقعاً هر راهنمایی دوست دارد چنین رهجویی در لژیونش داشته باشد. البته امیرحسین منیت زیادی داشت، اما در کنار آن، گوش‌به‌فرمان خوبی هم بود.
از همان روزهای اول به من گفت: اگر جایی از مسیر، از خط خارج شدم یا گوش‌به‌فرمان نبودم، حتماً به من تذکر بدهید.
من هم واقعاً همین کار را انجام دادم.
امیرحسین در لژیون دبیر شد و در بسیاری از امور، کمک‌حال من بود. در پارک و در قسمت صبحانه نیز بسیار کمک می‌کرد و امروز هم همچنان در حال خدمت است.
ایشان در همان سفر اول عضو لژیون سردار شد و در اواخر سفر اول یا ابتدای سفر دوم به جایگاه دنور رسید و کمک خود را نیز پرداخت کرد. امروز هم در قسمت OT مشغول خدمت است.
امیدوارم در این مسیر همچنان ثابت‌قدم باشی، خدمتت ادامه‌دار باشد و ان‌شاءالله در آینده به جایگاه راهنمایی برسی و یکی از خدمتگزاران مؤثر کنگره ۶۰ باشی.
از خداوند برایت سلامتی، آرامش، موفقیت و سربلندی در ادامه این مسیر را خواستارم.
ممنون و متشکرم.

سلام دوستان، امیر حسین هستم، یک مسافر.
خداوند را شکر می‌کنم که این فرصت  را به من داد تا امروز در خدمت شما باشم. برای به دست آوردن این جایگاه، ۶۱۵ روز تلاش کردم. در این مدت بیش از دویست مشارکت داشتم و همیشه سعی کردم سرِ وقت در کارگاه حاضر باشم، در لژیون حضور داشته باشم و در پارک هم همین‌طور.
من از همان ابتدای ورودم به کنگره، دو موضوع را خیلی خوب یاد گرفتم؛ اول، گوش به فرمان بودن و فرمان‌برداری، و دوم، «چشم گفتن». یعنی هر چیزی که راهنمایم، حسین آقا، می‌گفت، سعی می‌کردم بگویم: «چشم» و آن را اجرا کنم.
اولین باری که با کنگره آشنا شدم، در حال عبور از یک خیابان بودم که شنیدم شخصی می‌گفت اگر می‌خواهی حالت بهتر شود، باید به کنگره بروی.
من هم یک بار روی لوکیشن کنگره زدم و به شعبه شادآباد آمدم، اما در آن زمان فقط آتش‌نشانی را پیدا کردم و نتوانستم شعبه را پیدا کنم و برگشتم.
بعد از مدتی، فکر می‌کنم حدود یک سال بعد، برای خرید وسایل مغازه‌ام از خیابان علیپور عبور می‌کردم. دیدم تعدادی انسان با پیراهن سفید وارد مکانی می‌شوند. ماشین را پارک کردم و وارد شدم. راهنمای محترم، آقای علیزاده، آن زمان برای من توضیح دادند که اینجا محل درمان اعتیاد است. چون دیر رسیده بودم، گفتند چهارشنبه دوباره بیا.
چهارشنبه آمدم و آقای مردی را دیدم. از ایشان ممنونم که در همان ابتدا به من کمک کردند. به عنوان تازه‌وارد نشستم و از من پرسیدند: «مصرفت چیست؟» گفتم چند سال است مصرف می‌کنم؛ حدود بیست‌وسه، بیست‌وچهار سال.
ایشان گفتند: «یک ماه اینجا بیا. اگر خوب نبود، خودت تصمیم بگیر.»
الگویی که آقای مهندس در کنگره مطرح کرده بودند را دنبال کردم. بعد از یک ماه دیدم حال من واقعاً بهتر شده است. در همان مدت، با تعطیلات هم مواجه شدیم و بعد از چند روز که مجدداً به درمان برگشتم، دیدم تغییرات بسیار خوبی در من ایجاد شده است.
از همان ابتدا هر کسی که استاد جلسه بود، در هر جایگاهی که قرار داشت، می‌نشستم و با دقت به صحبت‌هایش گوش می‌کردم.
یک روز یکی از دوستان مشارکت کرد و گفت: «من از تعطیلات این‌طور استفاده می‌کنم؛ می‌نشینم سی‌دی می‌نویسم و بعدازظهر هم با خانواده به تهران می‌روم و گردش می‌کنم.»
حسین آقا هم گفتند: «شما هم همین کار را انجام بده.»
من هم شروع کردم. واقعاً زیاد می‌نوشتم؛ تقریباً هر روز سی‌دی می‌نوشتم. هر روز که می‌گذشت، حالم بهتر از روز قبل می‌شد. دارو را سرِ وقت مصرف می‌کردم و آموزش‌ها را انجام می‌دادم.
حتی امروز که در سفر دوم هستم، ساعت یک ربع به هفت صبح بیدار می‌شوم و سی‌دی می‌نویسم.
بعد از سه، چهار ماه، حالم خیلی خوب شده بود؛ اما به قول حسین آقا، هنوز «منیت» اجازه نمی‌داد که کاملاً جذب کنگره شوم. مدام با خودم می‌گفتم: «من اینجا چه کار دارم؟ آیا واقعاً به درد اینجا می‌خورم؟»
مدتی با خودم کلنجار می‌رفتم اما کم‌کم جذب کنگره شدم. محبت حسین آقا آن‌قدر زیاد بود که مرا به کنگره جذب کرد.
یک روز راهنمایی استاد جلسه بودند، صحبت بسیار مهمی کردند. ایشان گفتند: هر سفر اولی که بعد از دو ماه آرزو نکند در جایگاه خدمت قرار بگیرد، یعنی هنوز حس و علاقه‌ای نسبت به کنگره در او شکل نگرفته است.»
این جمله را واقعاً آویزه گوشم کردم.
از آن زمان سعی کردم هر چیزی را که در کنگره یاد می‌گیرم، در زندگی‌ام عملی کنم.
من همسفر نداشتم و سفر سختی را پشت سر گذاشتم. حتی در ابتدا دارویم را بیرون از خانه مصرف می‌کردم و سی‌دی‌هایم را هم بیرون از خانه می‌نوشتم. شرایط سختی داشتم و متأسفانه مجبور بودم در بعضی مواقع دروغ بگویم؛ مثلاً می‌گفتم صبح جمعه ساعت شش کجا می‌روم.
اما حسین آقا به من گفتند: «نیازی نیست دروغ بگویی؛ حقیقت را بگو و بیا.»
من هم به حرف ایشان گوش کردم و نتیجه‌اش را دیدم.

من همیشه ورود یک انسان به کنگره را مانند این می‌دانم که آقای مهندس یک صفحه سفید نقاشی را در اختیار او قرار می‌دهد. برای من، این صفحه سفید شبیه یک پازل است. هر کسی که وارد کنگره می‌شود، با هر قدمی که برمی‌دارد، یک قطعه از این پازل را سر جای خودش قرار می‌دهد.
هرچه آموزش‌ها بیشتر می‌شود، حال انسان بهتر می‌شود. رهایی، پازل را زیباتر می‌کند و خدمت کردن، رنگ بیشتری به این تصویر می‌دهد.
امروز که تولد گرفته‌ام، واقعاً می‌بینم که تولد چقدر لذت‌بخش است.
من انسانی بودم که بیست‌وسه سال تخریب داشتم؛ انسانی پرخاشگر، عصبی و پر از کینه و نفرت. اما امروز نمی‌گویم صددرصد به نقطه مطلوب رسیده‌ام، ولی با جرئت می‌توانم بگویم که دیگر نسبت به کسی کینه و نفرت ندارم.
سعی می‌کنم هر حرفی که به من زده می‌شود، به جای مقاومت کردن، آن را بشنوم و بررسی کنم.
من تقریباً تمام دستورهای آقای مهندس را اجرا کرده‌ام، به جز دو مورد که هنوز در انجامشان کوتاهی دارم.
در مورد خدمت مالی هم هنوز آن‌طور که باید و شاید نتوانسته‌ام انجام وظیفه کنم و خودم را در این زمینه بدهکار می‌دانم.
من در گذشته مشکل قلبی داشتم و یک پارگی بسیار ریز در قلبم وجود داشت. در اوایل سفر اول، این موضوع را مطرح کردم و گفتم که حتی نمی‌توانم فعالیت کنم و تنگی نفس شدیدی دارم.
با راهنمایی آقای رضوانی، داروهایم را طبق دستور مصرف کردم و خدا را شکر وضعیت من بسیار بهتر شد. امروز نمی‌گویم صددرصد مشکلی ندارم، اما شرایط بسیار خوب‌تر شده است و بابت همین موضوع هم خدا را شکر می‌کنم.
در پایان امیدوارم تک‌تک بچه‌های سفر اول بتوانند این جایگاه‌ها را تجربه کنند. هیچ چیزی بدون تلاش به دست نمی‌آید. اگر انسان بخواهد به جایگاهی برسد، باید آموزش بگیرد، فرمان‌بردار باشد، تلاش کند و آنچه را می‌آموزد، در زندگی خود به اجرا درآورد.
در پایان از همه شما که در تولد من شرکت کردید، صمیمانه تشکر می‌کنم.
از حسین آقا که در تمام این مسیر بسیار به من کمک کردند، تشکر ویژه دارم. از بچه‌های لژیون، مرزبان‌های قدیم و جدید، ایجنت محترم، آقای نوروزی عزیز و آقای رضوانی که همیشه هر سؤالی داشتیم و خدمتشان می‌رسیدیم، با حوصله ما را راهنمایی کردند، تشکر می‌کنم.
خدا را شکر که در کنگره هستم. خدا را شکر که آموزش می‌گیرم. و خدا را شکر که فرصت خدمت کردن دارم.
از تک تک شما عزیزان ممنونم

تهیه، تنظیم و ارسال : خدمتگزاران سایت شاد آباد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...