زبانم قاصر است..حال عجیبی دارم و قلم را برداشتهام تا آنچه در قلبم میگذرد بر کاغذ جاری کنم. ۱۴ ماه پیش وقتی خدمت نگهبانی سایت کنگره ۶۰ کیش را بر عهده گرفتم میدانستم که تنها با کلمات و کلیکها سر و کار ندارم من در واقع امانتدار قلبها، اشکهای شوق و تجربههای گرانبهای همسفران بودم. در آن روزها از سنگینی این مسئولیت میترسیدم در خود چنین جایگاهی را نمیدیدم اما میدانستم که باید صدای همسفران نمایندگی کیش باشم
در این مسیر راهنمای عزیزم خانم ساناز قوت قلب من بود. با آموزشها و پروتکلهایی گامبهگام مرا تشویق کرد توانستم از ترسهایم عبور کنم. هنوز به یاد دارم اولین بارگذاری را با نفسهایی حبسشده انجام دادم تمام تمرکزم بر صفحه مانیتور بود مبادا خطایی رخ دهد. اما وقتی در امضای مطالب نامم را پایین میدیدم لبخندی از سر رضایت بر لبانم مینشست و با خود میگفتم ؛ خدا قوت
امروز با بغضی در گلو این دلنوشته را مینویسم سایت برای من دیگر یک وظیفه یا خدمت نبود بلکه بخشی از زندگی من بود اما امروز باید آن را تحویل دهم و این جدایی بسیار سخت است. خاطرات تلخ و شیرین دلنوشته های همسفران که گاها وقتی آنها را ویراستاری می کردم همزمان اشک می ریختم سی دی های که همسفران خلاصه نویسی می کردند و برایم ارسال می کردند توفیق اجباری بود برای خواندن و آموزش گرفتن و مطالعه داشتن با این حال برای نگهبان جدید سایت، از صمیم قلب آرزوی موفقیت دارم چرا که او با تمام چالشها همان حس خوب استرس شوق بغض آموزش را تجربه خواهد کرد .
نمیدانم پس از این خدمتی نصیبم خواهد شد یا نه اما پایان این دوران برایم شیرین است زیرا اکنون با کولهباری از تجربه و آموزش از اینجا خارج میشوم. و امیدوارم خدمتگزار لایقی بوده باشم
از خانم فاطمه بسیار سپاسگزارم. با اینکه هرگز ایشان را از نزدیک ندیده بودم اما وقتی در سایت با چالشی روبرو میشدم ایشان با صبر و حوصلهای بینظیر راهنمای من بودند. زیارت حضوری ایشان و خانم لیلا در ساختمان ققنوس تجربهای معنوی بود انقدر حس نزدیکی داشتم که انگار سالهاست آنها را میشناختم. از شما عزیزان سپاسگزارم.
امیدوارم سایت کنگره ۶۰ کیش همواره سرشار از نور، دانش و تجربههای الهامبخش باشد و بتواند پیام رهایی را به گوش جهانیان برساند.
با عشق با سپاس و با ایمان به مسیر
تنظیم و ارسال : همسفر بهاره نگهبان سایت رهجوی راهنما همسفر ساناز
همسفران نمایندگی کیش
- تعداد بازدید از این مطلب :
132