جلسه اول از دوره سیوهفتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی با استادی مسافر محمد و نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «وادی هفتم و وتاثیر آن روی من» دوشنبه 23 شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را سپاسگذارم که امروز فرصت خدمت در این جایگاه را به من داد و من امروز اینجا هستم تا آموزش بگیرم. دستور جلسه وادی هفتم و تاثیر آن بر روی من است.
در جلسه گذشته یکی از راهنمایان عزیز آقای آشوری بسیار زیبا این مسئله را بیان کردند؛ عنوان وادی هست رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.
من یک زمانی مصرف کننده بودم و به معنای واقعی قبلهام را گم کرده بودم و نمیدانستم چگونه مسیر خود را پیدا کنم. حرکتها و رفتارهای ناپسندی از من سر میزد که باعث میشد جلوی خانوادهام سرافکنده باشم و در بین دوستان و آشنایان و حتی همسایگان خجالت زده میشدم ولی خدا را شاکرم که راه کنگره ۶۰ را به من نشان داد و به من اجازه داده شد که وارد کنگره ۶۰ بشوم.
خیلی تلاش میکردم که خودم را از دام اعتیاد نجات بدهم، بارها ترک سقوط آزاد داشتم و عذاب و درد زیادی میکشیدم و همه را تحمل میکردم ولی در اندک زمانی و با کوچکترین ناراحتی مجدداً به مصرف مواد روی میآوردم اما زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم دیدم جناب مهندس کشفی کرده که واقعاً شبیه به یک معجزه است.
من پانزده سال مواد مصرف میکردم و به هر دری زدم تا خودم را نجات بدهم اما نمیشد، با هر کسی که روبرو میشدم صحبت میکردم و راهکار میخواستم، هر کسی هم راهی تجویز میکرد و جالب آن است که من به همه آنان عمل میکردم ولی هیچ کدام جواب نداد اما جناب مهندس روشی کشف کردهاند که به راحتی همه مصرف کنندگان درمان شدند. زمانی که آمدم و دیدم همه با لباس سفید و شبیه پزشکان اینجا نشستهاند و بسیار تمیز و مرتب هستند واقعا از همان لحظه ابتدا مجذوب کنگره ۶۰ شدم و شروع به آموزش دیدن کردم.
در کنگره ۶۰ کتاب چهارده وادی عشق، چهارده پله است برای رهایی. هر کدام از آنها یک پله است که باید آنها را یکییکی و ذره ذره یاد بگیریم تا به رهایی برسیم.
وادی اول وادی تفکر بود. با خودم کمی فکر کردم و دیدم که در طول زندگی هر زمان چیزی به ذهنم آمده فورا برای انجامش خیز برداشتم و ذرهای در موردش تفکر نمیکردم و همین مسئله باعث شکست من میشد و دومین مسئله اینکه برای جسم خودم هیچگونه ارزشی قائل نبودم و اصلا نمیدانستم که خداوند برای چی مرا خلق کرده است. آیا خلق کرده که فقط بروم و مواد مخدر مصرف کنم و یا اوقاتم را به بطالت بگذرانم؟ در واقع من به هیچ چیز فکر نمیکردم.
جلوتر که آمدم فهمیدم که باید خودم مسئولیت انجام کارهایم را بپذیرم یعنی قبول کنم که خودم باعث گرفتاری خودم شدهام و باز این من هستم که در نهایت باید خودم را نجات بدهم و هیچ راه نجاتی هم بجز کنگره ۶۰ وجود نداشت و ندارد. به نظر بنده هیچ جایی به غیر از کنگره ۶۰ نمیتواند اعتیاد افراد را اینگونه درمان کند البته درمان با ترک فرق میکند؛ شاید خیلی از جاها افراد را ترک بدهند اما درمان خیر. به عنوان مثال کمپهای ترک اعتیاد که تقریبا به زور افراد را در آنجا نگه میدارند و ترک میدهند ولی خیلی از آنها به محض رها شدن و آزاد شدن از آنجا بلافاصله اقدام به مصرف میکنند ولی در کنگره ۶۰ اینگونه نیست، قوانین و رمز و راز کنگره ۶۰ همین است. رمزش که همان روش درمان است که جناب مهندس کشف کردند و راز آن هم قوانین کنگره ۶۰ است. راز یعنی سر که همان چهارده وادی است که باید آنها را یاد گرفته و به آنها عمل کنیم؛ در وادی پنجم میگوید باید آموختههایمان را به فعل تبدیل کنیم و در آن صورت است که نتیجه خواهیم گرفت. اگر قرار باشد اینجا بیاییم و وقت بگذرانیم و چیزی یاد نگیریم و شب به خانه برگردیم هیچ نتیجهای عاید ما نخواهد شد.در واقع کشف حقیقت همین است که ما باید جسممان را سالم کنیم و تمام اولویت ما درمان اعتیاد است بنابراین در کنار یاد گرفتن این رمز و رازها باید به آنها عمل کنیم، فقط نکته در اینجاست که این قوانین را راهنمایان محترم به ما آموزش میدهند. راهنمای عزیزم آقا جلال بودند و با بیانی زیبا به من فهماندند که باید سر خود را با سر راهنما عوض کنم یعنی هرچه راهنما میگوید مو به مو انجام بدهم. اگر راهنما برای دارو خوردن ساعت تعیین میکند باید کاملا رعایت کنیم یا مقدار دارویی که مشخص کردند را دقیقا رعایت نماییم و تمام اینها مسائلی است که اگر به درستی رعایت کنیم از اعتیاد رها خواهیم شد.
من صحبتهای جناب مهندس را در مورد وادی هفتم گوش میکردم، ایشان بر روی مسائل مالی بسیار تاکید داشتند؛ در بیرون از اینجا شاید مکانی وجود نداشته باشد که با یک میلیون تومان هم برای شما سه ساعت وقت بگذارند و به شما آموزش بدهند اما همگی ما در اینجا حضور پیدا میکنیم و بصورت کاملا رایگان از امکانات این مکان استفاده میکنیم و آموزش میبینیم اما متاسفانه به محضی که سبد قانون یازدهم میآید از مشارکت در آن امتناع میکنیم در صورتی که اصلا نباید این کار را کرده و این رفتار از وجدان به دور است.
خداوند به بعضی از افراد خیر و برکت بدهد که اینجا آمدند سردار شدهاند، دنور شده و یا پهلوان شدهاند و به عناوین مختلف میبخشند و خدمت میکنند تا من و امثال من به رهایی برسیم. من هم باید یاد بگیرم و تا آنجایی که از دستم برمیآید با عشق خدمت کنم.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید بسیار سپاسگزارم.
تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر بابک
تایپ و عکاسی: مسافر ابوالفضل و مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
123