English Version
This Site Is Available In English

هرکس باید زبان بدنش را بشناسد

هرکس باید زبان بدنش را بشناسد

مسافر احسان هاشمی پس از سال‌ها درگیری با اضافه‌وزن، توانست با استفاده از متد دژاکام و حضور در لژیون تغذیه سالم، وزن خود را به تعادل برساند و از مشکلات جسمی و روحی ناشی از چاقی رهایی پیدا کند. او که در سال ۱۳۹۷ وارد کنگره ۶۰ شد، در طول این مسیر با آموزش‌های مربوط به «ساختمان جسم» و روش تغذیه سالم آشنا شد و با راهنمایی آقای احسان هاشمی، این سفر را ادامه داد.

وی در این مسیر، علاوه بر کاهش وزن، تغییرات زیادی در شرایط جسمی، روحی و زندگی خانوادگی خود تجربه کرد و مشکلاتی مانند کمردرد، زانودرد، فشار خون، قند خون و خستگی را پشت سر گذاشت. با این مسافر که تجربه سال‌ها رنج ناشی از اضافه‌وزن و سپس سفر تغذیه سالم به روش دژاکام را داشته است، گفت‌وگویی کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

۱. از چه زمانی دچار مشکل اضافه‌وزن شدید؟ چند سال با آن درگیر بودید؟
از سال ۱۳۷۶، یعنی پایان خدمت سربازی، بدون آنکه متوجه شوم، دچار اضافه‌وزن شده بودم. زمانی که در سال ۱۳۷۴ وارد آموزش سربازی شدم، ۴۴ کیلوگرم وزن و ۱۷۰ سانتی‌متر قد داشتم.
بعد از آموزش، راننده لجستیک لشکر ۱۴ امام حسین شدم و به تمام شهرهای ایران مأموریت می‌رفتم. در پایان خدمت به وزن ۹۶ کیلوگرم رسیده بودم و چون در شغل من نیز فعالیت چندانی نبود، در طول سال‌ها، یعنی تا سال ۱۳۹۷ که وارد کنگره شدم، وزنم به ۱۳۳ کیلوگرم رسید و حدوداً ۲۸ سال درگیر اضافه‌وزن و رنج بودم.

۲. اضافه‌وزن چه تأثیری در زندگی شما داشت؟
بهتر است بگویم اضافه‌وزن چه تأثیری بر زندگی من نداشت! چون کل زندگی زناشویی، خانوادگی، اجتماعی، کاری و ورزشی من را درگیر خودش کرده بود. از هیچ چیزی لذت نمی‌بردم. خیلی دوست داشتم کارهای فنی یاد بگیرم و انجام بدهم. قبل از اضافه‌وزن، رشته ورزشی من کونگ‌فو و ورزش‌های رزمی بود، ولی بعد از اینکه درگیر اضافه‌وزن شدم، دیگر دریغ از یک ربع ورزش کردن که نمی‌توانستم انجام بدهم.
دچار کمردردهای شدید و زانودردهای شدید شده بودم و نیمی از کار و زندگی من به مراجعه به مطب پزشکان می‌گذشت. به دلیل اضافه‌وزن، اصلاً خودم و دیگران را دوست نداشتم، افسرده و بی‌اراده شده بودم و دچار معده‌دردهای شدید و سوزش معده شده بودم.
بعد از سال‌ها تحمل رنج، با ورود به لژیون تغذیه سالم به روش دژاکام و با راهنمایی آقای احسان هاشمی عزیز، به خواسته‌ام که خوردن بسیاری از غذاها، میوه‌جات و سبزیجات بود، رسیدم.


 

۳. چه خاطراتی از اضافه‌وزن و مشکلاتی که برایتان به وجود آورده بود، دارید؟

خاطرات که زیاد بوده است. در محله، نام من را «پنگوئن کاسب» گذاشته بودند!
خیلی دوست داشتم به استخر بروم و شنا کنم، ولی از لخت شدن جلوی دیگران خجالت می‌کشیدم و عذاب می‌کشیدم.
سال ۱۳۹۸، بعد از رهایی، قرار شد مسئول نشریات شعبه شیخ بهایی بشوم. رفتم خدمت آقای امیر قدیری. ایشان پرسیدند: «می‌دانی ابعاد نشریات چقدر است؟» گفتم خیلی کوچک است. ایشان گفتند: «تو یک دور بزنی، همه موجودی نشریات، اعم از سی‌دی‌ها، کتاب‌ها و جزوات را به هم می‌ریزی.»
هر سفره‌ای که پهن می‌شد، من با این حرف که «حیف است»، تمام محتویات سفره را می‌خوردم.

۴. برای رهایی از اضافه‌وزن چه کارهایی انجام داده‌اید؟ چه نتایجی داشت؟
برای رهایی، ابتدا به قرص‌های ماهواره‌ای که به نام چربی‌سوز بودند، پناه بردم، ولی هیچ تأثیری نداشتند؛ بلکه با علائمی مثل ترش کردن و سوزش معده مواجه شدم. همچنین در اثر مصرف این قرص‌ها، دید و بینایی‌ام کم و ضعیف شد.

۵. چطور با متد دژاکام و درمان در لژیون‌های تغذیه سالم آشنا شدید؟
من از بدو ورود به لژیون ایکس، به فرمان راهنما، از سال ۱۳۹۷ شروع به سی‌دی نوشتن کردم. از سی‌دی‌های آموزشی اضافه‌وزن و «ساختمان جسم» لذت بردم، آموزش گرفتم و وزنم کاهش پیدا کرد.
از ۱۳۳ کیلوگرم، در طول دو ماه به ۱۲۸ کیلوگرم رسیدم. دفترچه کوچکی گرفتم و نزد مهندس دژاکام رفتم؛ چون هنوز راهنمای لژیون کاهش وزن نداشتیم. وزن ۱۲۸ کیلوگرم برایم ثبت شد و با روش و دستور ایشان، وزنم را تا ۱۱۸ کیلوگرم به‌خوبی کاهش دادم.
بعد از مدتی مرزبان شدم، سپس راهنما شدم. حدود یک سال استپ وزنی پیدا کردم و دوباره نزد مهندس رفتم. به من گفته شد که درست عمل نمی‌کنم و باید به لژیون تغذیه سالم بروم. باعث افتخار من بود که وارد لژیون آقای احسان هاشمی عزیز شوم. درست عمل کردم و موفق شدم.

۶. سفر تغذیه سالم چطور بود؟ سخت بود؟ آیا خودتان را از خوردن مواد غذایی سالم و مختلفی محروم کردید؟

من در کنگره، «چشم گفتن» و درست عمل کردن را آموزش گرفتم و به آن عمل کردم. اوایل به نظر سخت می‌رسید، ولی با خوردن سالاد قبل از غذای اصلی و خوردن صبحانه، شامل تخم‌مرغ آب‌پز، ممکن شد.
از خوردن غذاها که محروم نشدم هیچ؛ تازه غذاها، سبزیجات و میوه‌هایی که اصلاً نخورده بودم و نمی‌خوردم، به چرخه غذایی من اضافه شده بود. چون این لژیون، لژیون نخوردن نیست؛ بلکه لژیون درست خوردن است.

۷. می‌گویند در این سفر لازم نیست خودتان تلاشی کنید؛ برای کاهش وزن، وقتی بدن به تعادل برسد، خودش وزن را کم می‌کند. آیا این حرف درست است؟ شما هم به چنین نتیجه‌ای رسیده‌اید؟
من با درست عمل کردن به متد، دقیقاً به این نتیجه رسیده‌ام!
روزی یک ساعت پیاده‌روی سبک و مفید در صبح زود داشتم. پنج روز در هفته تخم‌مرغ آب‌پز خوردم، با دو الی سه کف دست نان و در اوایل سفر، طبق آموزش‌های ارائه‌شده و راهنمایی آقای احسان، برای دیرتر هضم شدن تخم‌مرغ، دیگر نان هم همراه آن نمی‌خوردم.
هرکس باید زبان بدنش را بشناسد؛ چون بدن، ذره‌ذره چربی‌های انباشته‌شده را بیرون می‌ریزد و نیازی به ورزش‌های سنگین یا نخوردن بسیاری از غذاها نیست. همانند لژیون‌های درمانی، طبق متد DST و فرمان راهنما، وقتی عمل کردیم، رها و سربلند شدم.

۸. چه تجربیاتی از این سفر دارید که می‌تواند به بقیه در این راه کمک کند؟ لطفاً بیان کنید.
تجربه من در این سفر این بود که وقتی به فرمان راهنما عمل کردم، نتیجه گرفتم و وقتی سرخود عمل کردم، به بدحالی و بدحسی رسیدم.
به‌طور مثال، آب خوردن در این مسیر خیلی مهم و تأثیرگذار است؛ نیم ساعت قبل از غذا و یک ساعت بعد از غذا خوردن.
همچنین آب خوردن در طول روز، هنگام خوابیدن و بیدار شدن و رفتن به استخر، خیلی به من کمک کرد.

۹. در طول این سفر زندگی‌تان چه تغییری کرد؟ کاهش وزن چه تأثیری روی زندگی‌تان گذاشت؟
برخوردم با خانواده خیلی عالی شد و وعده‌های غذایی را در کنار خانواده بودم و آنها را بیشتر می‌دیدم. آرامش پیدا کردم و دیگر زود عصبانی نمی‌شوم.
در برخورد با اتفاقات، سریع معذرت‌خواهی می‌کنم؛ گویی منیت من شکسته شده است.

۱۰. چه بیماری‌ها و مشکلاتی در طول این سفر بهبود یافت؟
کمردرد، زانودرد، فشار خون، قند خون، انزال سریع، کم‌حوصلگی، سردردهای زیاد، ضعف بینایی، خستگی سریع هنگام رانندگی و خروپف، از جمله مشکلاتی بودند که بهبود یافتند.

۱۱. از حس و حالتان بعد از رهایی از اضافه‌وزن بگویید.
بعد از گرفتن رهایی، در استخر کنار مهندس بودم؛ زیرا همیشه من را رصد می‌کرد و می‌پرسید وزنم در چه حالی است.
در موقع رهایی دادن، با کمال خوشحالی از من سؤال‌های زیادی پرسیدند و انرژی و حس خوبی به من دادند.
روزهای خوش، سرحال و سرزنده‌ای را سپری می‌کنم که تا قبل از این تجربه نکرده بودم.

12.کلام آخر؛
در طول سال‌های زیاد، آرزوی من پوشیدن کفش بندی، شلوار کتان و پوشیدن جوراب بود که به علت چاقی شکم نمی‌توانستم انجام بدهم، ولی الان به‌آسانی خودم این کارها را انجام می‌دهم.
اضافه‌وزن و کاهش وزن فقط یک راه دارد و آن هم متد دژاکام است؛ یعنی طبق اصول کتاب کاهش وزن و سی‌دی‌های ساختمان جسم که در این مسیر خیلی به من کمک کرد.
پس از رهایی، به کسانی که بیرون از کنگره احساس می‌کنم به کتاب کاهش وزن نیاز دارند، آن را هدیه می‌دهم.
از خداوند، آقای مهندس، آقا رضا و راهنمای خوبم، آقا احسان، و همسفرم که خیلی در این سفر به من کمک کردند، صمیمانه سپاسگزارم.

ویژه ها

دیدگاه شما





7 دیدگاه

  • همسفر الهام شعبه هاتف

    بسیار عالی تبریک خدمت شما مسافر محترم👏🏻👏🏻 خداروشکر بابت وجود جناب مهندس و اموزش‌های نابشون💜🍃🌼

  • همسفر فاطمه اکبری (شعبه ازادشهر)

    خداقوت خدمت شما و جناب مهندس بابت متد کاهش وزن که افراد می توانند به راحتی کاهش وزن انجام بدن

  • پروانه صالحی لژیون یکم

    👏👏👏

  • همسفر مسعود نمایندگی دلیجان

    خداوند را بسیار شکر چقدر زیباتر شدید ، آدم لذت می بره وقتی ورود نور به شهر وجودی جسم را می بینه.

  • زهره خدابنده لژیون یکم

    بهتون تبریک می گم

  • مسافر سیاوش لژیون دوازدهم نمایندگی تخت جمشید شیراز

    خداقوت به شما وجناب مهندس عزیز

  • لیلا

    یسیار عالی ، خداقوت