گاهی در زندگی یک انسان، یک جمله میتواند بیشتر از صدها حرف اثر داشته باشد، یک نوشته میتواند دریچهای را باز کند که مدتها بسته بوده است و یک آگاهی ساده میتواند شروع مسیری باشد که پایانش، رسیدن دوباره به زندگی است، در دنیایی که بسیاری از انسانها فقط نتیجه مشکلات را میبینند و کمتر کسی به ریشهها، آموزش و مسیر درست تغییر فکر میکند، وجود مجموعهای مانند کنگره۶۰ و مطالبی که در سایت و فضای مجازی آن منتشر میشود، ارزش بسیار زیادی دارد.
مطالعات، آموزشها، تجربیات و مطالبی که به اشتراک گذاشته میشوند، فقط چند خط نوشته در یک صفحه مجازی نیستند، پشت هر کدام از این مطالب، تجربههایی از زندگی انسانهایی وجود دارد که با سختی روبهرو شدهاند، زمین خوردهاند؛ اما دوباره ایستادهاند و یاد گرفتهاند که برای تغییر، قبل از هر چیز باید آگاه شد شاید کسی امروز در گوشهای از این دنیا با خودش و زندگیاش درگیر باشد، خانوادهای خسته و ناامید باشند و ندانند از کجا باید شروع کنند، مادری هر شب با نگرانی به آینده فرزندش فکر میکند یا همسری سالها منتظر یک تغییر واقعی است و حتی خود فردی که گرفتار اعتیاد شده، بارها با خودش گفته باشد دیگر راهی برای من وجود ندارد؛ اما گاهی یک مطلب، تجربه، آموزش یا شنیدن داستان موفقیت انسانی دیگر میتواند همین باور را تغییر دهد و به او بگوید نه هنوز هم میشود تغییر کرد و دوباره زندگی را ساخت.
میتوان گفت شاید یکی از زیباترین کارهایی که میتوان برای یک انسان انجام داد، همین باشد اینکه در لحظهای که خودش امیدی به خودش ندارد، کسی یا چیزی به او یادآوری کند که انسان توانایی تغییر دارد از این جهت فعالیت کنگره۶۰ در فضای مجازی و مطالب ارزشمندی که از طریق سایت و فضای مجازی منتشر میشود، میتواند برای خیلیها فراتر از یک محتوای آموزشی باشد، میتواند نقطه شروع یک فکر تازه باشد؛ شروع پرسیدن، شناختن، پذیرفتن مسئولیت و در نهایت شروع حرکت، بهخصوص برای کسانی که هنوز آمادگی مراجعه یا صحبت کردن با کسی را ندارند، فضای مجازی میتواند اولین قدم باشد.
ممکن است کسی فقط از روی کنجکاوی وارد صفحه شود، مطلبی را بخواند، چیزی ذهن او را درگیر کند و چند روز بعد دوباره برگردد، همین قدمهای کوچک گاهی میتوانند مسیر یک زندگی را عوض کنند و زیباتر از همه این است که این آگاهی فقط میتواند به خود فرد محدود نشود وقتی یک انسان آگاهتر میشود، خانوادهاش هم میتوانند از این آگاهی بهره ببرد، نگاه خانواده تغییر میکند، امید بیشتر میشود و به جای ناامیدی و سرزنش، امکان پیدا کردن یک مسیر درست بیشتر میشود.
من کنگره۶۰ را از پشت همین نوشتهها شناختم، اولین بار که برای پیدا کردن راهی برای کمک به مسافرم جستوجو میکردم، از طریق سایت کنگره۶۰ با این مجموعه آشنا شدم، شاید آن روز نمیدانستم این آشنایی قرار است چه تأثیری روی نگاه و امید من بگذارد، فقط به دنبال راهی بودم، به دنبال کسی که بتواند درد و شرایطی را که ما با آن روبهرو بودیم بفهمد وقتی وارد سایت شدم و مطالب را خواندم با آدمهایی روبهرو شدم که روزی خودشان درگیر اعتیاد بودند؛ اما امروز از رهایی و تغییر زندگیشان میگفتند.
دیدن انسانهایی که توانسته بودند از آن شرایط عبور کنند، برای من فقط یک داستان نبود، برای من یک نشانه بود با خود گفتم، اگر انسانهایی بودهاند که چنین روزهایی را پشت سر گذاشتهاند و توانستهاند به رهایی برسند؛ پس شاید برای مسافر من هم امیدی وجود داشته باشد، بعد شروع کردم به خواندن مطالب بیشتر، نوشتههای مسافرانی را خواندم که دردهایی شبیه درد مسافر من را تجربه کرده بودند، تجربههای همسفرانی را خواندم که سالها با نگرانی، خستگی، ترس و امید در کنار مسافرشان زندگی کرده بودند و بعد از رهایی مسافرشان از تغییر زندگی خودشان هم نوشته بودند.
هر کدام از این نوشتهها برای من چیزی داشت، گاهی یک جمله به من امید میداد، تجربه یک همسفر باعث میشد احساس کنم تنها نیستم و گاهی داستان رهایی یک مسافر باعث میشد با خودم بگویم؛ پس این راه درست است، آخرش درد و ناامیدی نیست، برای من سایت کنگره۶۰ فقط یک سایت نبود، یکی از اولین جاهایی بود که در آن امید را در تجربه واقعی انسانها دیدم، من انسانهایی را دیدم که زمانی شاید خانوادههایشان مثل من نگران و خسته بودند؛ اما امروز از رهایی حرف میزدند، همین دیدنها و خواندنها باعث شد انگیزه پیدا کنم که مسافرم را با این مکان آشنا کنم و امیدوار باشم که او هم بتواند مسیر خودش را پیدا کند.
کمک کردن به یک انسان الزاماً این نیست که همان لحظه دست او را بگیری و از جایی بیرون بیاوری، گاهی کافی است راه را به او نشان بدهید گاهی یک تجربه واقعی میتواند به خانوادهای بگوید شما تنها نیستید، شاید زیباترین بخش ماجرا این باشد کسی که خودش روزی محتاج امید و کمک بوده بعد از عبور از سختیهایش، تجربهاش را در اختیار دیگران قرار میدهد تا شاید همان تجربه، چراغ راه انسان دیگری شود، بههمیندلیل، من از سایت و فضای مجازی کنگره۶۰ صمیمانه قدردانی میکنم نه فقط به خاطر مطالبی که منتشر میکنند؛ بلکه به خاطر امیدی که ممکن است پشت هر مطلب به یک انسان منتقل بشود، شاید کسی امروز برای اولین بار وارد سایت کنگره۶۰ شود، درست همانطور که من روزی وارد شدم، با هزار سؤال، نگرانی، ترس و با این فکر که آیا واقعاً راهی وجود دارد؟ ما هیچوقت نمیدانیم پشت صفحهای که میخوانیم، چه قلبی نشسته و چه دردی را با خود حمل میکند، برای همین ارزش آگاهی را نمیشود با تعداد بازدید و لایکها سنجید، گاهی یک مطلب شاید فقط چند دقیقه از وقت یک نفر را بگیرد؛ اما تأثیری که روی زندگی میگذارد ممکن است سالها باقی بماند، به همین دلیل امروز بیشتر از قبل باور دارم که انتقال یک تجربه درست، خود نوعی خدمت به انسانها است.
ممکن است یک روز، مسافر من هم بتواند بخشی از تجربه خود را برای انسانی دیگر بنویسد انسانی که درست مثل من، روزی با نگرانی وارد سایت کنگره۶۰ شده و به دنبال یک راه میگردد و چقدر این چرخه زیباست.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سیرجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
207