English Version
This Site Is Available In English

کارتن خواب اتاقم شده بودم

کارتن خواب اتاقم شده بودم

گزارش جلسه پنجم از دوره چهل و چهارم (عمومی)

پنجمین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی صائب تبریزی
با استادی مسافر نجم‌الدین، نگهبانی مسافر عزیز و دبیری همسفر حسین با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من»
پنج‌شنبه ۲۶ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار شد.

تصویر جلسه پنجم

سخنان استاد:
راز و رمز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری اینکه بدانیم از این راه چه چیزی برداشت می‌کنیم و چه تأثیری بر من دارد.

هفت وادی را پشت سر گذاشته‌ایم؛ از وادی اول که وادی تفکر است تا وادی هفتم که می‌گوید: «برای انجام هر کاری، ابتدا باید راه آن را پیدا کنیم.» باید راه را پیدا کنیم تا بتوانیم مسیر را ادامه دهیم.

همه ما به دنبال این هستیم که زندگی خوبی داشته باشیم. شما یک نفر را پیدا کنید که حتی در بدترین شرایط باشد و نخواهد زندگی خوبی داشته باشد. حتی کسی که در بهترین جایگاه قرار دارد، باز هم به دنبال این است که زندگی بهتری داشته باشد و برای رسیدن به آن تلاش می‌کند.

اگر من امروز در کنگره ۶۰ هستم و می‌خواهم درمان اعتیاد را انجام بدهم، یا در سفر دوم می‌خواهم چیزی یاد بگیرم، هدفم این است که زندگی بهتری داشته باشم، خانواده خوبی داشته باشم و برای رسیدن به این هدف باید بتوانم راه آن را پیدا کنم.

راه درست زندگی کردن چیست؟ راه بهتر زندگی کردن چیست؟ این چیزی است که من باید یاد بگیرم. در ابتدا و انتهای هر چیزی، تفکر قرار دارد و من ابتدا باید فکر کردن را یاد بگیرم.

انسان خردمند، قبل از اینکه حرفی بزند و قبل از اینکه عملی انجام دهد، باید فکر کند و ببیند نتیجه آن چیست. پیامد این کار من چیست؟ این تفکری که من دارم چه نتیجه‌ای در بر خواهد داشت؟ مسیری که می‌خواهم در آن قدم بگذارم، آیا مسیر خوبی است؟

همه به دنبال این هستند که به سمت خوبی بروند، اما چرا گاهی انسان در مشکلاتی قرار می‌گیرد و به بدترین نقطه تاریکی‌ها می‌رسد؟ در آنجا متوجه می‌شود که مسیرش اشتباه بوده است، چون تفکرش تفکر درستی نبوده است.

او تفکر داشته، اما تفکرش درست نبوده است. قبل از اینکه بخواهد مسیری را طی کند، به نتیجه و پیامد آن فکر نکرده است.

دو سه دقیقه قبل از شروع جلسه، با ایجنت محترم، علی‌آقا، و پیشکسوت محترم امیرآقا صحبت می‌کردم. زمانی که امیرآقا در سال‌های ۹۰ یا ۹۲ به شعبه هیدج می‌آمدند، من هنوز مصرف‌کننده نبودم و به‌عنوان همسفر، به همراه برادرم به شعبه هیدج می‌رفتم.

اما چون فکر می‌کردم با مصرف مواد و مشروبات الکلی می‌توانم زندگی بهتری داشته باشم، وارد تاریکی‌ها شدم.

یک زمانی چشم باز کردم و دیدم که در اوج تاریکی‌ها هستم و همه چیز را دارم از دست می‌دهم. نه خبری از یک زندگی خوب بود و نه خبری از خانواده. گوشه‌گیر شده بودم، در خانه خودم تنها بودم و کارتن‌خواب اتاقم شده بودم.

واقعاً نمی‌توانستم به آن چیزی که می‌خواستم برسم؛ چون تفکرم اشتباه بود و مسیری که انتخاب کرده بودم، مسیر درستی نبود. همین مسئله باعث شده بود به خودم، خانواده‌ام و اطرافیانم آسیب بزنم.

اگر مسیر درست باشد، من می‌توانم به آن چیزی که می‌خواهم برسم. خدا را شکر که کنگره وجود دارد و من می‌توانم از آموزش‌های کنگره بهره بگیرم و به آن چیزی که می‌خواهم برسم.

دست آقای مهندس، دیده‌بان‌های محترم، خانواده محترم ایشان و همه عزیزانی که به هر نحوی در حال خدمت هستند، درد نکند که چراغی روشن کرده‌اند تا من بتوانم در اینجا آموزش ببینم.

کنگره مسیری است که درست زندگی کردن را به من یاد می‌دهد؛ اما کنگره هدف نیست. کنگره خودِ زندگی نیست. من در کنگره یاد می‌گیرم و چیزهایی را که در اینجا آموخته‌ام، باید در زندگی خودم اجرا کنم.

اگر اینجا می‌گوید خواب شب اهمیت دارد، من باید اهمیت خواب شب را در خانه و زندگی خودم رعایت کنم. اگر از بخشش صحبت می‌شود، باید بخشش را در زندگی خودم اجرا کنم.

هفته گذشته، هفته قدردانی بود. این هفته برای این است که اگر کسی در زندگی به من لطفی کرد، بدانم که واقعاً به من کمک کرده است. بدانم که وظیفه‌اش نبوده، از روی ترس این کار را انجام نداده و از روی محبت و عشق به من کمک کرده است. بنابراین باید قدردان این عزیزان باشم.

ان‌شاءالله قدر تک‌تک این فرصت‌ها را بدانم؛ چون این اتفاقات شانسی نیست. اینکه امروز اینجا نشسته‌ایم، شانسی نیست.

من در شعبه آذر به بچه‌ها می‌گفتم: شب‌ها بروید جلوی شعبه آذر و نگاه کنید. داخل شعبه، عده‌ای در حال درمان هستند و بیرون شعبه، عده‌ای جوان، دختر و پسر، به صف ایستاده‌اند و در حال مصرف مواد هستند.

آنها می‌دانند کنگره وجود دارد، اما نمی‌توانند وارد کنگره شوند. اگر امروز ما وارد کنگره شده‌ایم، باید سپاسگزار و قدردان خداوند باشیم و بدانیم که این فرصتی است که همیشه به ما داده نمی‌شود. بنابراین باید از این فرصت بهترین استفاده را بکنیم.

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...