من زمانی که وارد کنگره شدم، یک مرده متحرک بودم تا کمکم جان گرفتم، چهار سال در کنگره رفت و آمد کردم تا اینکه به لطف خداوند، اذن ورود مسافرم صادر شد، مسافر من بیست و شش سال تخریب داشت تا بالاخره توانست وارد کنگره شود و من هم در آنجا کمکم جان گرفتم، خودم را شناختم و قوانین زندگی را یاد گرفتم، زندگیم تغییر کرد و طعم واقعی زندگی را چشیدم. مسافر من نیز با روش DST چهارده ماه سفر کرد و به رهایی رسید در زمان تخریب مسافرم، دختر و پسرم هر دو ازدواج کردند و در دوران عقد بودند. من در شرایط بسیار سختی قرار داشتم؛ اما با صبر و بردباری از این مراحل عبور کردم و اکنون خداوند را بسیار شاکر و سپاسگزارم که عضو کوچکی از کنگره هستم.
با آموزشها به این واقعیت رسیدم که شخصی در کنگره حقوق نمیگیرد و همه به خاطر عشق، ایمان و کمک به همنوع خدمت میکنند. من از خداوند میخواهم کمکم کند تا از خدمتگزاران واقعی و صادق کنگره باشم و با رسیدن به جایگاه راهنمایی، قطرهای از زحمات راهنماهای خود را جبران کنم، حال خوش و آرامشم را مدیون کنگره میدانم. در وادیهای کتاب عشق یاد گرفتم که با حرکت، راه نمایان میشود و در سکون هیچ زایشی اتفاق نمیافتد؛ پس باید حرکت و خدمت کنیم تا راه را بیابیم و در زمان مصرف مسافرم، در سکون مطلق قرار داشتم؛ اما وقتی وارد کنگره شدم، آموختم که باید تلاش و حرکت کنم. حتی خداوند در کلامالله میفرماید: از تو حرکت، از من برکت.
آموختم وقتی مشکلی برای من پیش میآید، ابتدا تفکر کنم و سپس حرکت انجام دهم. ممکن بود با درهای بسته روبهرو شوم، اما راهکارها را تغییر میدادم و به راه خود ادامه میدادم تا به نتیجه برسم، ما با کنگره به آگاهی رسیدیم وقتی چهارده وادی را پشت سر میگذاریم، علم زندگی کردن، علم مردمداری، برخورد با دیگران و هزاران نکته طلایی را میآموزیم و من خودم را مدیون کنگره هستم و باید تلاش کنم تا بتوانم به هر نحوی، از نظر مالی یا هر نوع خدمت دیگر، به کنگره خدمت کنم و این مسیر را برای تازهواردین هموار کنم تا انشاءالله آنها نیز به نتیجه برسند.
هرچه از کنگره بگویم، باز کم گفتهام و هنوز نتوانستهام تعریف کاملی از کنگره ارائه دهم. وقتی وارد کنگره شدم، حس من تغییر کرد و تجربههای بسیاری به دست آوردم. احساساتم دگرگون شد و در صراط مستقیم قرار گرفتم، با خودم گفتم کاش چند سال زودتر با این مکان آشنا شده بودم، حتی قبل از کنگره مستقل نبودم و وابسته به دیگران بودم؛ اما اکنون کاملاً مستقل هستم؛ پس جای دارد از آقای مهندس، خانواده محترم ایشان و از همه خدمتگزاران، به خصوص راهنمایانم تشکر کنم.
نویسنده: همسفر حمیده رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
رابط خبری: همسفر الناز رهجوی همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی همسفر سارا(لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
163