دوازدهمین جلسه از دوره سوم کارگاههای آموزشی - خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی شقایق قشم، با استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر مریم و دبیری مسافر هیلدا، با دستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من»، روز چهارشنبه ۲۵ شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۳:۰۰، در محل دانشگاه خوارزمی قشم آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر.
از جناب مهندس بابت این دستور جلسهٔ پربار سپاسگزارم. دستور جلسهٔ امروز، وادی هفتم است که پیام وادی میگوید؛ «رمز و رازِ کشفِ حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتنِ راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم.»
وقتی به وادیهای گذشته نگاه میکنم؛ از وادی اول تا چهارم که اندیشه را به مرحلهٔ عمل درآوردیم و وادی ششم که فرمانروایی عقل است، میبینم که همه مرا برای این نقطه آماده کردند. اما دستور جلسهٔ امروز از دو قسمت تشکیل شده و کلمات کلیدیاش مفهوم عمیقی دارند.
«رمز» یعنی راز نهفته، «راز» یعنی چیزی پنهان، «کشفکردن» یعنی جستجو برای یافتن، و «حقیقت» یعنی آن چیزی که بهراستی و درستی دلالت دارد. هر بار که استاد جلسه میشوم، انگار کلید تازهای برایم باز میشود. این وادی از من میپرسد: راهت را پیدا کردهای؟ و اگر پیدا کردهای، چطور پیش میروی؟ چون همهٔ ما در زندگی دائم بر سر دوراهی تصمیمگیری قرار داریم.
تجربهٔ شخصی من در کنگره این بود که؛ اوایل، مسافرم خسته شد و نیروی منفی به او اجازهٔ سفر نداد. آن زمان دوراهی بسیار سختی برای من بود؛ میتوانستم تصمیم بگیرم دیگر به کنگره نیایم و خانوادهام در همان تاریکی و حال بد بماند، یا اینکه تصمیم بگیرم بمانم. من هشت ماه بدون مسافر سفر کردم؛ شرایط برایم خیلی سخت بود و همه مرا سرزنش میکردند، اما چون حال خوش کنگره را چشیده بودم و راهنمایم خانم هورا مدام به من نوید بازگشت مسافرم را میدادند، ماندم. خدا را شکر میکنم که در این مسیر ثابتقدم بودم، مسافرم آمد و به رهایی رسید.
مسافر من راههای مختلفی را امتحان کرده بود؛ از قرص و جایگزین گرفته تا ترکهای ناموفق زیادی که داشت، اما مسیر، مسیر درستی نبود. من این را در اطرافیانم هم دیدهام؛ ما در دنیای اطرافمان شاهدِ قربانی شدنِ انسانهای بسیاری هستیم که به دلیلِ انتخابِ راههای نادرست از کمپهای غیرعلمی گرفته تا روشهای خشن، نهتنها به درمان نرسیدند، بلکه جانِ خود را نیز از دست دادند. این واقعیت، مسئولیتِ ما را در قبالِ «یافتن راه» دوچندان میکند.
در پایان، باید گفت که «برداشت» از این راه، تنها به درمانِ اعتیاد محدود نمیشود. این وادی در جزئیترین واکنشهای روزمره نیز جاری است؛ حتی در مسائل کوچک زندگی، یک حرف یا یک واکنش هنگام عصبانیت میتواند کاملاً مسیر زندگی ما را تغییر دهد.
ما دقیقاً سر دوراهی هستیم و اگر صبر کنیم، شاید نتیجه کاملاً عوض شود. خیلی مهم است که حتی روی همین چیزهای کوچک فکر کنیم و چطور برخوردکردن را یاد بگیریم؛ چرا که به فرمودهٔ جناب مهندس، «گاهی اوقات هیچ عکسالعملی نشانندادن، خودش بهترین عکسالعمل است.»
تایپ و ویرایش: مسافر هیلدا - لژیون یکم - نمایندگی شقایق قشم
عکس: راهنما مسافر هورا - لژیون یکم - نمایندگی شقایق قشم
بازبینی و ارسال: همسفر فاطمه
- تعداد بازدید از این مطلب :
40