چهاردهمین جلسه از دوره هفتم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی محمدیپور قم با استادی راهنمای محترم مسافر قاسم، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری موقت مسافر رضا با دستور جلسه "وادی هفتم و تاثیر آن روی من: رمز و راز کشف حقیقت دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم." روز پنجشنبه 26 شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، قاسم هستم یک مسافر؛ از دبیر ارجمند سپاسگزارم که خلاصه گزارش عملکرد خوب و جامعی را ارائه کردند. از راهنمای خوب و ارزشمند خودم، آقای آرش یوسفی که زحمات زیادی برای من کشیدند، تشکر میکنم. همچنین از ایجنت محترم نمایندگی محمدیپور، گروه مرزبانی و راهنمای لژیون سوم، آقای هادی سپاسگزارم که اجازه دادند تا این جایگاه را تجربه کنم، انرژی بگیرم و در جمع شما باشم.
کاری که در کنگره ۶۰ انجام میشود، اجرای قوانینی است که به افراد کمک میکند تا در این مسیر قرار بگیرند، راهِ خود را به بهترین نحو بیابند و به تکامل برسند. وقتی خوب نگاه میکنیم، تمام وادیها و نوشتارهای کنگره ۶۰ بر پایه کتاب شریف بنا شده که از تفکر آغاز میشود؛ تفکری مثبت و دانشی راستین که اجازه میدهد درست اندیشیدن را بیاموزیم، تفکر خود را به تعقل بدل کنیم و راهی را برگزینیم که ما را با آسایش و آرامش به سرانجام برساند.
در وادی هفتم، راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم. فکر میکنم در این هفته به اندازه کافی از معانی و مفاهیم این وادی صحبت شده باشد؛ بنابراین من مشارکت خود را با توجه به علم کنگره و حسی که نسبت به این وادی دارم، ارائه میدهم.

وقتی خوب نگاه و دقت میکنم، میبینم در مسیر اعتیاد، یکجایی متوجه شدم که مصرفکننده شدهام. شروع کردم به طی کردنِ راه؛ شروع کردم راهی را پیدا کنم تا بتوانم از اعتیاد و مسائلِ پیرامون آن خارج شوم، اما به هر دری که میزدم، در ابتدای کار به حقیقت نمیرسیدم. شاید اندکی، مقداری یا زمانی کوتاه (یا حتی زمانی بلند مثل یک یا دو سال) مصرف نمیکردم، ولی آن حقیقتی را که آرامش و آسایش بود، پیدا نمیکردم.
تا اینکه به کنگرهٔ ۶۰ رسیدیم؛ جایی که با علم راستین، با توجهِ استاد بزرگمان آقای مهندس و مسیری که مشخص کرده بودند، راه پیدا شد. اما این فقط ابتدای کار بود. من وارد لژیون شدم. زمانی که وارد لژیون شدم، هنوز راه برای من مبهم و نامفهوم بود. من باید حرکت میکردم، متوجه میشدم، فرمانبرداری میکردم، گوش میکردم و به دنبال مسیر میبودم.
در مقطعی، مسیر را درست انتخاب نکرده بودم؛ یعنی فقط در لژیون مینشستم و نگاه میکردم. شاید به زبانی که استادم میگفت گوش میکردم، اما با قلبی که باید عمل میکردم، عمل نمیکردم؛ بنابراین هنوز راه پیدا نشده بود. راه زمانی پیدا شد(به فرمودهٔ استادم) که سعی کردم حسِ خودم را تغییر دهم. به راهنمایم، به روش کنگرهٔ ۶۰ و به روش DST با حسِ خوبِ خودم اعتماد کردم و راه برایم مشخص شد.
شروع به حرکت کردم. همانطور که در سیدی «تعریف درست» میگوید، پلهپله و ذرهذره تغییرات شروع شد. در چاهی قرار گرفته بودم که هرچه جلوتر میرفتم، با وجودِ آن تاریکی، به انتهای چاه میرسیدم؛ اما امیدم بیشتر میشد، چون تغییرات در من در حال رشد بود و راهی را پیدا کرده بودم که با دانشِ راستین و درست مطابقت داشت.
به انتهای چاه رسیدم. در یک لحظه، تغییرات تبدیل به «تبدیل» شد، اما هنوز اتفاقِ نهایی نیفتاده بود. میخواهم از حس و حالِ خودم بگویم؛ من با اینکه راه را پیدا کرده بودم، در این مسیر حرکت میکردم و به نقطهای رسیده بودم که به درمان رسیدم و تبدیل در من انجام شد، اما هنوز در انتهای چاه قرار داشتم. هنوز خیلی کار دارد تا آن حقیقت حاصل شود؛ من باید «ترخیص» بشوم.
در کنگرهٔ ۶۰ آقای مهندس بسیار تأکید میکنند که بچهها سعی کنند دروس کنگره را یاد بگیرند، امتحان بدهند و بتوانند به شالها و جایگاههایی که مشخص شده برسند. نه اینکه بخواهیم کنگره را پر کنیم یا فخر بفروشیم، نه! بلکه همانطور که در سیدی هفتهٔ قبل میگفت: «از میان سبزهها نور را پیدا کن»، از میان این شالها هم میشود به نور رسید؛ به شما کمک میکند و دستتان را میگیرد.
من شروع به حرکت کردم و هنوز هم در حال حرکتم. در این مسیر دارم از چاه بیرون میآیم، گاهی به لبههای چاه میخورم و خیلی جاها تعادلم به هم میخورد. چون در کنگرهٔ ۶۰ یاد گرفتم که بالاتر از ترک، درمان است؛ بالای درمان، تعادل است؛ و فرای تعادل، «تکامل» قرار دارد. در کنگرهٔ ۶۰ فکر میکنم نیتِ خودِ آقای مهندس هم همین باشد که دوست دارند بچهها به تکامل برسند؛ یعنی بعد از تعادل هم سعی کنند به تکامل برسند. بارها پیش آمده که آقای مهندس میگویند ما باید سعی کنیم در کنگرهٔ ۶۰ تبدیل به یک فیلسوف بشویم. البته نه اینکه بخواهیم بگویم عارف یا چیز دیگری بشویم، نه! بلکه بتوانیم مسائل زندگی را خوب درک کنیم. یعنی به همان اندازهای که در محیط و چارچوب کنگره میتوانیم کنگرهای زندگی کنیم، بیرون از این چارچوب هم سعی کنیم راهها و مسیرهایی را انتخاب کنیم که ما را به آن حقیقت، به آرامش و به آنچه مدِ نظر خداوند متعال است برساند.
خودتان را تشویق کنید.
در ادامه انتخابات نگهبانی دوره هشتم روز های پنج شنبه:
.jpg)

.jpg)

عکس: مسافر محمد (لژیون هفتم)
تایپ: همسفر علی (لژیون چهارم) و مسافر محمد ص (لژیون سوم)
ویرایش: مسافر محمد (لژیون هفتم)
تهیه و ارسال: مسافر سینا لژیون (یکم)
گروه خبری نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
116