English Version
This Site Is Available In English

گاهی اوغات پیدا کردن راه با عبور از مسیرهای مختلف انجام می شود

گاهی اوغات پیدا کردن راه با عبور از مسیرهای مختلف انجام می شود

جلسه ششم از دور بیست و ششم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی دهخدا با استادی راهنمای محترم پهلوان مسافر محمد ، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه " وادی هفتم و تاثیر آن روی من "در تاریخ 26 شهریور مرداد ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد. خلاصه سخنان استاد :

 

خلاصه

خلاصه سخنان استاد :

با سلام و احترام به تمامی مسافران، همسفران و تمامی عزیزانی که در هر جایگاهی در حال خدمت‌رسانی هستند؛ از خداوند متعال برای شما نیرو می‌خواهم. همچنین از جناب آقای حسن، نگهبان محترم جلسه، سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه حضور داشته باشم.  دستور جلسه امروز، مربوط به "وادی هفتم" است که شامل دو بخش می‌باشد. در بخش نخست، به موضوع "رمز و راز کشف حقیقت" می‌پردازیم و در بخش دوم، به مناسبت یک سال از رهایی مرزبان سعید..   رمز و راز کشف حقیقت در دو رکن نهفته است: نخست، یافتن راه، و دوم، آنچه از این مسیر برداشت می‌کنیم. ما با سپاس از درگاه خداوند، توانستیم راه را بیابیم و اکنون در این سفر هستیم. اما یافتن این راه، با سختی‌ها، رنج‌ها، تجربه‌های دشوار و تاوان‌های بسیاری همراه بود. تک‌تک ما که امروز در اینجا نشسته‌ایم، مسیرهای متعددی را آزموده و دردهای عمیقی را تجربه کرده‌ایم؛ اما این تنها به لطف خداوند است که امروز این مسیر برای ما گشوده شده و در کنار هم هستیم.  موضوعی که پیش‌تر مطرح شد را می‌گویم: در گوشه و کنار شهر، افرادی را می‌بینیم که در پارک‌ها و اماکن عمومی، در وضعیت بسیار دشواری زندگی می‌کنند. به نظر من، یکی از اصلی‌ترین دلایل قرار گرفتن در چنین وضعیتی، نرسیدن به این "راه" است. شاید همه‌ی آن‌ها چنین باشند، اما قطعاً بسیاری از آن‌ها به دلیل نیافتن راه، در این مسیر گم شده‌اند. بسیاری از این افراد، از نظر دانش، علم یا توانمندی‌های فنی، از ما بسیار برتر و بالاتر هستند؛ اما باور کنید که اگر آن‌ها راه درست را یافته بودند، اکنون در چنین شرایطی نبودند. باید هزاران بار سپاسگزار باشیم که ما این مسیر را یافته‌ایم.  اما یافتن راه، تنها آغاز کار است. اکنون باید بتوانیم از این مسیر "برداشت" کنیم؛ یعنی باید حرکت کنیم، تلاش کنیم و هدف داشته باشیم. انسانی که هدف و حرکت نداشته باشد، همچون خونی است که در رگ‌ها جریان نمی‌یابد؛ و همان‌طور که رکود خون در بدن منجر به بیماری و سرطان می‌شود، و رکود آب در رودخانه‌ها آن را به مرداب و لجنزار تبدیل می‌کند، انسان نیز اگر حرکت، تلاش، امید و ایمان نداشته باشد، دچار رکود و انحطاط می‌شود.  در این مسیر، قطعاً با پستی و بلندی‌ها و موانع بسیاری روبرو خواهیم شد؛ به‌ویژه در شرایط کنونی جامعه که با بحران‌ها و چالش‌های مختلف دست به گریبان است. این موانع ممکن است ما را زخمی یا غمگین کنند، اما نباید اجازه دهیم ناامیدی یا خشم بر ما چیره شود. خشم و نفرت، انسان را از درون تخریب و بیچارگی می‌کند. امیدوارم در این مسیر، توانایی برداشت‌های صحیح را داشته باشیم و با هدفمندی گام برداریم. 

همان‌طور که پیش‌تر نیز اشاره کردم، ما همگی در این جهان خاکی، در حال گذر از یک آزمون هستیم. هر یک از ما در این صحنه، نقشی داریم؛ برخی راهنما، برخی نگهبان، برخی دبیر و برخی دیگر مرزبان هستند. خداوند به هر یک از ما نقشی عطا کرده است تا آن را ایفا کنیم. اگر نقش خود را به شکلی شایسته انجام دهیم، به مرتبه‌ای بالاتر ارتقا می‌یابیم و اگر کوتاهی کنیم، از جایگاه خود تنزل می‌یابیم. امیدوارم همگی بتوانیم مسئولیت‌های خود را چنان به انجام برسانیم که هم رضایت درونی داشته باشیم و هم مورد رضایت خداوند باشیم.  در بخش دوم دستور جلسه، می‌خواهیم از جناب آقای سعید مرزبان سخن بگوییم. ایشان از رهجویان بسیار باادب و باشخصیتی هستند که در سفر اول، مشارکت‌های بسیار ارزشمند در کارگاه‌های آموزشی و سایر بخش‌های کنگره شصت داشتند. ایشان همواره در تمامی بخش‌ها، از کارگاه‌ها گرفته تا امور مربوط به صبحانه و نیازهای کنگره، با حضور فعال و مسئولیت‌پذیری خدمت می‌کردند.  سعید، با وجود چالش‌های بسیار دشوار جسمی و روحی ناشی از مصرف مواد و مشکلات سلامتی جدی که پیش‌تر با آن مواجه بودند، توانستند سفر اول خود را با کیفیتی بسیار بالا به پایان برسانند. ایشان در سفر دوم نیز با همان روحیه‌ی عالی، جایگاه "مرزبان" را پذیرفته و مسئولیت آن را بر عهده گرفته‌اند. من شخصاً از ایشان بسیار راضی هستم و گمان می‌کنم اکثر اعضا نیز نظرات مثبتی نسبت به ایشان دارند

 

 

در ادامه گزارش تصویری از تولد یک سال رهایی مرزبان مسافر سعید 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...