وقتی به قبل از ورود به کنگره۶۰ نگاه میکنم و خود را با امروز و جایگاهی که در آن قرار دارم مقایسه میکنم، میبینم که سالها در تاریکی بودم و تصور میکردم رهایی از بند نیکوتین؛ یعنی فقط نکشیدن سیگار و قلیان، بدون اینکه متوجه باشم رهایی یک راه میخواهد و باید آن راه را پیدا کنم. راهی که به بهترین شکل ممکن با بهترین نتیجه و کمترین سختی مرا به مقصد سلامتی و رهایی برساند.
به قول آقای مهندس دژاکام تمام وادیها به یکدیگر متصل و مربوط هستند. آغاز هر حرکت و هر راهی باید با تفکر شروع شود البته نه هر تفکری؛ بلکه تفکری که بر پایه علم و آگاهی، بدون هیجان و حتیالامکان بر اساس تجربه باشد. پس از آن نیز با مشخص بودن مبدأ و مقصد حرکت آغاز میشود.
وادی هفتم برای من در همینجا معنا پیدا میکند: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.» من در گذشته درهای زیادی را زده و روشهای مختلفی را امتحان کرده بودم؛ اما همیشه به بنبست میرسیدم و شاید در پایان شرایط من حتی بدتر از قبل میشد. با مصرف بیشتر، جسم و روحی خستهتر، ناامیدی بیشتر و اضطراب و استرس همیشگی دوباره به نقطه قبل بازمیگشتم.
پس از ورود به کنگره۶۰ روش DST نقشه و مسیر راه را به من نشان داد. این روش فقط یک دستورالعمل دارویی نبود؛ بلکه در کنار آموزش جهانبینی و آشنایی با ساختار روان، راهی پلهپله، آگاهانه، علمی و منطقی بود که باید با کمک راهنمایان و تلاش خود در آن حرکت میکردم.
این رمز و راه من بود و زیبایی این راه، برداشت من از این مسیر بود که پس از رهایی از بند نیکوتین به آن رسیدم. نفس کشیدن راحت، چشیدن طعم واقعی غذاها، کیفیت بهتر خواب، سلامت پوست و جسم، گواه برداشتی شیرین در صور آشکار من بود. از طرف دیگر شکلگیری شخصیت، رسیدن به آرامش، شکست دادن نفس اماره و به دست آوردن اختیار و قدرتی که به دست نیروهای منفی افتاده بود برداشت شیرین دیگری در صور پنهان من بود و این همان راز و کشف حقیقت این مسیر بود.
حالا دیگر صبر جای عجله و آگاهی، جای جهل را گرفته بود و این دنیایی تازه و سرشار از روشنایی است. دنیایی که در آن نیکوتین دیگر فرمانروای جسم و نفس من نیست؛ بلکه این من هستم که برای هر دم و بازدم خود تصمیم میگیرم و اکسیژن خالص را به جای دود سیگار و قلیان، مهمان ریه و قلب خود میکنم. امروز بهخوبی میدانم که تغییر جسم و بدن، بدون تغییر نگاه به زندگی ناقص است.
باید نگاهی از روی آشتی با طبیعت، هوای پاک و خسارت نزدن به خود و دیگران داشته باشم و در ادامه با رعایت سبک زندگی سالم، پیامرسان خوبی برای کسانی باشم که قرار است در مسیر آگاهی و کنگره۶۰ قرار بگیرند. وقتی برای رهایی سفر اول به حضور آقای مهندس دژاکام رسیدم حس و حال بسیار خوب و زیبایی داشتم. از دیدن ایشان و حس کردن آن فضای روحانی و سرشار از انرژی به وجد آمده بودم.
در آن زمان من در حال سفر نیکوتین بودم و حس و حال همسفری که خودش در حال سفری دیگر است را فقط مسافران نیکوتین در بخش همسفران میتوانند درک کنند. این موضوع در عین حال که مسئولیت من را بیشتر میکرد، حس و حالی بینظیر و متفاوت برای من داشت. این اتفاق برای من نشانهای بود که در مسیر و راه درستی قرار گرفتهام و قرار است با پالایش و تصفیه جسم خود به برداشت و حقیقت آموزشهای جهانبینی در لژیون همسفری برسم و آنها را ابتدا در خود کاربردی کنم تا بتوانم بال پرواز مناسبی برای مسافر خویش نیز باشم.
زمانی که موعد سفر رهایی نیکوتین رسید و دوباره به دیدار آقای مهندس دژاکام رفتم؛ چون حسهای من پس از قطع نیکوتین باز شده بود، لذت این سفر دوچندان و وصفناشدنی بود. این دیدار برای من مهر تأییدی شد بر ادامه دادن این مسیر و جاری بودن در این راه، برای رسیدن به برداشتها و حقایق شیرین هستی، در سایه ساختار پر از معنویت کنگره۶۰.
در پایان، شاکر و سپاسگزار پروردگار خود هستم که مرا در این راه و مسیر قرار داد و آقای مهندس دژاکام، بنیان کنگره۶۰ را که کاشف رمز این راه زیبا برای من و مسافر من بودند، خلق نمود. همچنین از راهنمایان خود تشکر میکنم که همواره با چراغی از جنس علم و تجربه این مسیر را برای من هموار کردند.
نویسنده و رابط خبری: راهنمای ویلیاموایت همسفر طیبه (نمایندگی شفا مشهد)
ویرایش و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای ویلیاموایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
همسفران ویلیاموایت کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
157