روزهای پیش از ورود به کنگره در ذهنم کمرنگ شدهاند. گاه به گذشته مینگرم؛ اما نه از سر حسرت و افسوس؛ بلکه برای عبرتآموزی و پرهیز از تکرار اشتباهات است. هر روز که میگذرد، با دانش و بینشی که از راهنمای گرامی و محتوای آموزشی دریافت میکنم، نظم زندگی را بهتر درک میکنم و عشق و محبت را در آن مییابم. بیتردید چالشها همچنان وجود دارند؛ اما اکنون میدانم که هر چالشی راهحلی دارد و به پاس همین آگاهی، خداوند را هزاران بار به خاطر وجود آقای مهندس دژاکام شکرگزارم. پیشتر در زندگی تنها یک تماشاگر بودم. هر رویدادی را نظاره میکردم و به آن میاندیشیدم؛ اما راهی برای حل مسائل و مشکلات زندگی نداشتم. با حضور در کنگره آموختم که باید بازیگری فعال باشم، بازیگری که میداند در چه موقعیتهایی سکوت کند و در چه موقعیتهایی سخن بگوید و اقدام نماید. زندگی؛ همچون رودی خروشان است. در مسیر خود با سنگریزهها، صخرهها و تپهها روبهرو میشود؛ اما با پشتکار و تلاش از آنها عبور میکند. زندگی ما نیز چنین است. نباید در برابر مشکلات متوقف شویم. من باید به حرکت ادامه دهم. تفکر درست، مرا از باتلاق مشکلات پیشین رهایی بخشیده است.
من یک زنم. بارها از سخنان اطرافیان رنجیدهام و شکسته شدهام و در برابر آنها سکوت کردهام. سکوتی آمیخته با خشم فروخورده و نفرت؛ اما امروز دیگر چنین نیست. اکنون محکم و قوی ایستادهام و سکوتم همراه با رهایی و آگاهی است. دریافتهام که این جهان با تمام دشواریهایش شیرین است. این سختیها تنها زمانی طاقتفرسا میشوند که تکرار گردند. زیبایی و عشق را در میان افرادی که به کنگره میآیند به وضوح میبینم. ما در اینجا همه از یک درد مشترک رنج میبریم، دردی که اکنون برایم شیرین شده است. آنچه روزی تلخترین واقعیت زندگیم بود، با دانشی که در کنگره به دست آوردم، به شیرینترین تجربه بدل گشته است؛ شاید نخستین کسی نباشم که این سخن را بر زبان میآورد؛ اما سپاسگزارم که همسرم گرفتار اعتیاد بود و این مسیر مرا به بهشت کنگره هدایت کرد. به راستی که پس از هر سختی آرامشی هست و پایان شب سیه سپید است. این حقیقت را با تمام وجود درک کردم. از درگاه الهی میخواهم که تمامی آنان که در تاریکی به سر میبرند، به این مکان راه یابند و به آرامش برسند؛ زیرا من اکنون آن آرامش را به عینه مشاهده میکنم. کاش روزی همه انسانها بدانند چه بهشتی بر روی زمین به لطف آقای مهندس و به یاری خداوند بنا شده است. من که روزی قادر به سخن گفتن درست نبودم، امروز با حضور در این مکان اعتماد به نفس یافتم و دیگر از انسانها گریزان نیستم. خدایا تو را برای این مکان امن شکرگزارم.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون یکم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر فاطمه زهرا رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بیرجند
- تعداد بازدید از این مطلب :
50