English Version
This Site Is Available In English

پهلوانی تجلی دریافت و فهم بخشش

پهلوانی تجلی دریافت و فهم بخشش

در کنگره۶۰، پهلوانی تنها یک جایگاه نیست؛ بلکه مسیری است که انسان در آن با آموزش، خدمت و حرکت در مسیر ارزش‌ها به جایگاهی از توانایی و مسئولیت‌پذیری می‌رسد و در کنار رشد و پیشرفت خود، تلاش می‌کند چراغی برای ادامه مسیر دیگران باشد. امروز افتخار داریم گفت‌و‌گویی با پهلوان راهنما همسفر محدثه داشته باشیم. درادامه شما را به خواندن این گفت‌وگوی ارزشمند دعوت می‌کنیم.

همسفر محدثه به همراه مسافر خود، با آنتی‌ایکس شیشه و هروئین وارد کنگره شدند. به مدت یازده ماه با روش DST و داروی OT به راهنمایی همسفر الهه و مسافر اصغر سفر کردند. درحال حاضر، مدت هشت سال و هفت ماه است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس، آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر تیراندازی با کمان و رشته ورزشی مسافرشان فوتبال است.

بزرگترین تغییری که بعد از ورود به لژیون سردار در نگاه شما نسبت به پول و دارایی ایجاد شد، چه بود؟

تغییرات در لژیون سردار همان خدمتی است که به فرموده دکتر امین؛ اگر همراه با رنج و سختی باشد، فلز وجودی و ساختار را تغییر می‌دهد. فراموشم نمی‌شود، حدود ۷ سال پیش با عشق زیادی که راهنمای خوبم از لژیون سردار تعریف کردند و اندکی آگاهی که به‌دست آورده بودم، وارد لژیون سردار شدم. قسط اولیه را دادم و ورودی لژیون روزی‌ام شد. اصلاً به ادامه اقساط حتی فکر هم نکردم که چطور و از کجا قرار است پرداخت شود! تنها دلخوشی من یک وام قرض‌الحسنه خانگی به مبلغ ۵میلیون و با اقساط ۱۰۰هزار تومان بود. برای هرکس که با شوق تعریف می‌کردم جوابم جملاتی بود؛ مانند «مگر دیوانه شده‌ای؟» یا پوزخندی که مفهوم همان جمله را می‌رساند؛ ولی چنان شوری در دلم برپا بود که هنوز شیرینی آن لحظه زیر زبانم است. با فرمان الهی، ۲ ماه بعد از عضویت وام به نامم تعلق گرفت و فرمان جن و روح شروع شد که خدا را شکر، به فرمان روح گوش کردم و پرداختی‌ام را یک‌مرتبه انجام دادم.
لژیون سردار و عضویت در آن، حس زیبای ثروت و قدرت را به من داد. دیگر آن انسان ضعیف و ترسو، کنار رفته بود و احساس این‌که چقدر دلم بزرگ شده، برایم یک تغییر در جهت کمک به خودم بود! هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم، سال بعد از آن اعلام دنوری کردم و آن زمان حقوق دریافتی یک سال من حتی به مبلغ دنوری هم نمی‌رسید. تنها آرزویم دیدار آقای مهندس از نزدیک بود؛ چون بارها شنیده بودم که ایشان یک روز با دنورها در هتل استقلال ناهار می‌خورند؛ ولی آن سال، این مسئله بعد از اعلام دنوری من برچیده شد. مدام با خودم تکرار می‌کنم؛ شاید اگر شعف دیدار آقای مهندس از نزدیک نبود، هیچ‌وقت با ترسم درمورد دنوری روبه‌رو نمی‌شدم و همین باعث شد ۳ سال به‌طور مداوم جایگاه دنوری داشته باشم. مدام چیزی در وجودم کم بود تا جایگاه زیبای پهلوانی به فرمان خداوند برای من رقم خورد که شروعی دوباره و ساختاری جدید، محدثه قبل را کوبید و از نو طراحی کرد. انگار دنیا سراسر از خوبی شده بود و چقدر ضدارزش‌هایم در مقابلم دیده گشود و گره کوری که ۱۷ سال درگیرش بودم، به لطف الله مسیرش برایم باز شد.

معمولاً درابتدا بخشیدن مال برای افراد سخت است و ممکن است ترس از پرداخت داشته باشند. شما چگونه از ترس خود گذشتید و در بخشش به دلی دریایی رسیدید؟

این حس برای تک‌تک افرادی که قرار است ببخشند، وجود دارد. استاد جهان‌بینی به تازگی تفاوت انفاق و بخشش را برای ما باز کردند. بعضی از عزیزان در لژیون سردار انفاق می‌کنند و بعضی دیگر می‌بخشند. باید بدانیم جزء کدام دسته هستیم؛ انفاق‌کنندگان یا بخشندگان؟ البته هردو بسیار باارزش است؛ ولی زمانی‌که تو از وجودت می‌بخشی، اگر با آگاهی بدانی که چرا و برای چه می‌بخشی! تازه شروع وادی ۱۴ که همه ما به دنبالش هستیم، باز می‌شود. در یکی از مصاحبه‌های دکتر امین خواندم که زمانی بخشش به همراهش آگاهی و حال خوش می‌آورد که تو جواب سؤال‌های ذهنی خود را بتوانی به‌درستی بدهی و این زمانی اتفاق می‌افتد که تو صور پنهان بخشش را یاد بگیری که این را یاد نخواهی گرفت؛ مگر خود را ملزم به حضور در لژیون سردار کنی و از تجربیات اعضای این لژیون استفاده کنی. آن‌وقت تازه متوجه می‌شوی که چه انسان‌های بخشنده‌ای دور و اطراف تو وجود دارند! ترس در اصل تفکر را می‌خورد و همان‌طور که می‌دانیم یکی از اضلاع قوی مثلث جهالت است که اجازه تفکر را از تو می‌گیرد؛ پس باید بدانم که من عضویت در لژیون سردار را می‌دهم تا با ترس‌هایم مقابله کنم؛ این‌که چه می‌دهم و واقعاً چه دریافت می‌کنم؟

به‌نظر شما رابطه بین «حال خوب» و «بخشش» چیست؟ آیا انسان اول باید حالش خوب شود تا ببخشد یا بخشیدن حال انسان را تغییر می‌دهد؟

انسانی که حالش خوب است، بخشش را انجام داده که به حال خوش رسیده؛ مگر کسی می‌تواند حالش خوش باشد و حال دردمندان برایش بی‌اهمیت باشد؟ پس کسی‌که حالش خوب است، قطعاً بخشش را انجام می‌دهد. ما می‌بخشیم تا به حال خوش برسیم و زمانی‌که حالمان خوش شد، مسیر ورود به آرامش را یاد گرفته‌ایم. دقیقاً مثل این است که یک چشمه باید با مابقی رودها همراه شود تا به دریا و درانتها به اقیانوس برسد؛ پس من هم باید ابتدا ببخشم تا بتوانم به حال خوش برسم.

آیا روزی‌که تصمیم گرفتید پهلوان شوید، بیشتر به این فکر می‌کردید که چه چیزی می‌دهید یا این‌که چه چیزی را از کنگره دریافت کرده‌اید؟

من اصلاً فکر نمی‌کردم فرمان پهلوانی برایم صادر شود. باورتان نمی‌شود، هیچ‌وقت یادم نمی‌رود در شعبه سلمان فارسی بودم، پهلوان محترم، خانم هما از شعبه مشهد تشریف آورده و استاد لژیون سردار بودند. زمانی‌که داشتند درمورد پهلوانی صحبت می‌کردند، من یک لحظه به خودم آمدم و دیدم اشک پهنای صورتم را فراگرفته است. برای یک جایگاه فقط کافی است تو با تمام وجودت خواسته داشته باشی، آن زمان جایگاه به طرفت می‌آید. زیباترین لحظه عمرم زمانی بود که از آقای مهندس اجازه پهلوانی گرفتم. از قبل کلی جمله در ذهنم مرور کردم تا به‌محض ورودم به ایشان بگویم، ولی زمانی‌که آقای مهندس را دیدم، فقط به پهنای صورت، بدون این‌که متوجه شوم، اشک ریختم. باورتان نمی‌شود اصلاً جملاتی که گفتم را یادم نیست؛ فقط اشک ریختم و از اتاق بیرون آمدم و تا زمانی‌که شال را دریافت کنم، تنها دعایم در کنگره توانایی پرداخت بدهی‌ و تعهدم بود. دریافت شال پهلوانی، تجلی دریافت و فهم است و این شیرین‌ترین حسی است که می‌توانی در کنگره دریافت کنی. إن‌شاءالله روزی تک‌تک همسفران و مسافرانی باشد که خواسته پهلوانی دارند.

اگر قرار باشد پهلوانی را بدون اشاره به مبلغ تعریف کنید، آن را چگونه توصیف می‌کنید؟

در یک جمله فقط می‌توانم بگویم: اعلام آمادگی برای دریافت مفاهیم کنگره و رسیدن به حال خوش و مهمتر از این حس شیرین، این است که تو هم می‌توانی خودت را جزء شاگردان آقای مهندس بدانی.

درپایان، از شما بابت وقتی‌که در اختیار ما قرار دادید و این‌که با صمیمیت و صداقت، تجربیات و نگاه ارزشمندتان را با ما به اشتراک گذاشتید، صمیمانه تشکر می‌کنیم. بدون شک، صحبت‌های شما می‌تواند چراغی باشد برای کسانی که در مسیر بخشش و رسیدن به جایگاه پهلوانی قدم گذاشته‌اند یا خواهان این جایگاه هستند. از خداوند بزرگ برایتان سلامتی، سربلندی و توفیق روزافزون در مسیر خدمت و آموزش را خواستاریم و امیدواریم همچنان این حس زیبای بخشندگی در زندگی شما جاری باشد.

طراح سؤال و مصاحبه‌کننده: مسئول مصاحبه همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...