English Version
This Site Is Available In English

درمان در مسیر درست نهفته است

درمان در مسیر درست نهفته است

هفتمین جلسه از دوره‌ ششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ ویژه مسافران نمایندگی غزالی مشهدبا استادی راهنمامسافررسول، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر محمد بادستور جلسه « وادی هفتم وتأثیرآن روی من » روز سه شنبه مورخ ۲۴ شهریورماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز گردید.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، رسول هستم، یک مسافر.بسیار خوشحالم که این جایگاه را تجربه می‌کنم. امیدوارم امروز جلسه‌ای پر انرژی داشته باشیم.

در مورد دستور جلسه، دلیل این که دو جلسه پشت سر هم نشسته ام، تولد بچه‌ها بود و از این بابت خدا را شکرمیکنم، خاطرم است اولین روزی که آمدم این شعبه، به محض نشستن، گفتند استاد جلسه هستی، از آن روز احتمالاً دیگر خیلی بیشتر از یک سال گذشته‌و بچه‌های ما همه دارند تولد یک‌سالگی را می‌گیرند، نشان می‌دهد که از آن روز بیشتر از یک سال گذشته. خدا را شکر که توانستم در کنار شما باشم. خدا را شکر که هر روز بهتر از روز قبل بودیم و خوشحالم که در کنار شما هستم.

خیلی کوتاه صحبت می‌کنم و بعد هم ان‌شاءالله می‌رویم برای تولد کاظم عزیز. دوباره مثل جلسه‌ی قبل، از تجربه‌ی شخصی خودم می‌خواهم بگویم. من هر وقت که به وادی هفتم می‌رسم، چون معمولاً درگیر یک مشکل جدید هستم، می‌خواهم ببینم که اگر راهی پیدا کردم، این مرحله، مرحله‌ی اول است؛ مرحله‌ی مهمی هم هست، انصافاً. تا قبل از این که وارد کنگره بشوم، مدل‌های مختلفی را هم امتحان می‌کردم و فکر می‌کردم موفقم. در چند جلسه‌ی اخیر که در لژیون هم صحبت می‌کنیم، احساس می‌کنم که این ماجرای صورت‌مسئله‌ی اعتیاد در بچه‌ها یک کمی مظلوم واقع شده؛ یعنی انگار که در موردش اطلاع ندارند. یعنی نمی‌دانند فرق بین ترک و درمان چیست. برای همین تصمیم گرفتم که امروز یک مقداری در این مورد صحبت کنم.

من باید راهی را پیدا کنم که به مقصدی که می‌خواهم برسم. یعنی اگر می‌خواهم به آن هدفی که دارم برسم، باید بگردم ببینم درست‌ترین راه کدام است. مثل همین پیامی که چند دقیقه پیش خوانده شد، بهترین راه. ولی این مرحله‌ی اول است، این را یادتان نرود.

مدل‌های مختلف را امتحان کردم، مثل ب۲، مثل قرص‌های عطاری، مثل کلینیک‌ها، مثل متادون، مثل همه‌ی این روش‌های مختلف را امتحان می‌کردم و در نتیجه احساس می‌کردم که کارم درست شده. مثلاً می‌گفتم یک هفته، دو هفته قرص ب۲ می‌خورم، بعد کم‌کم کمش می‌کنم، از یک جایی هم اگر هنر می‌کردم نمی‌خوردم، بعد فکر می‌کردم دیگر تمام شد. خب اعتیاد پرونده‌اش بسته شد. من دیگر مصرف‌کننده‌ی مواد مخدر نیستم، پس اعتیاد هم ندارم، حالم هم خوب است. رهجویی داشتم در لژیون هر چقدر پاکی‌اش بالاتر بود، حالش خراب‌تر بود. یعنی اگر ده سال پاکی داشت، حالش بدتر بود. کسی آمد در لژیون که ده سال پاکی داشت، راهنمای گروه‌های دیگر بود. به خاطر این که فشارها را تحمل می‌کرد، اما وقتی که یک لیستی از فشارهایی که تحمل کرده را بهش می‌گفتم، تازه می‌فهمید که حالش خوب نبوده.

در کنگره اعتیاد به راحتی درمان می شود، فقط کافی است یک چشم بگویید، همان کاری که بهتان می‌گویند انجام دهید، مثل آب خوردن درمان می‌شوید. تازه اگر حواست جمع باشد، خیلی چیزهای دیگر هم خوب می‌شود. یعنی اگر سر ساعت بخورید، خیلی از مریضی‌های دیگر هم خوب می‌شود. مثلاً می‌گوید میگرنش خوب شده، در لژون خودمان هم داشتیم کسی را که صاحب فرزند نمی‌شد. وقتی آمد در کنگره و شروع کرد به درمان، خداوند به آنها فرزندی عطا کرد. ماجرا سر این است که اگر خوب درمان بشود، مثل آب خوردن است.

حال راه را پیدا کردیم. یک اتفاق خیلی مهمی است که بخش دومش این است که دنبال چه می‌گردی؟ راه را پیدا کرده ای، حال درمان شدم که چه؟  باید بگردم ببینم دنبال چه می‌گردم، می‌خواهم کجای زندگی‌ام را درست کنم. اگر درمان شدم و از فردا مصرف‌کننده‌ی مواد مخدر نبودم، چه اتفاقی در زندگی‌ من می‌افتد؟ من آمدم اینجا بنشینم که این را به شما بگویم، بگویم به فکر درمان نباشید. درمان به راحتی ده تا یازده ماه. مرحله‌ی بعدش مهم است و برای جهان‌بینی. خدا می‌داند و اگر ندانی دنبال چه می‌گردی، دوباره مصرف‌کننده‌ی مواد مخدر می‌شوی، به همین راحتی.

آیا می توانی داخل زیر زمین بروی و سه روزه ترک کنی و از فردای آن روز فکر کنی سالمی و با همه دعوا کنی؟ می‌خواهی یک همچین کاری بکنی؟ می‌خواهی جلوی باجناقت کلاس بگذاری؟ می‌خواهی جلوی پدرشوهر و مادرشوهر کلاس بگذاری؟ یعنی هدفت واقعاً این است؟ می‌خواهی روی بقیه را کم کنی؟ دنبال چه می‌گردی؟ اگر آن هدف یک هدف قشنگ باشد... من صبح رفتم لباس تمیز پوشیدم، حمامم را رفتم، اصلاح کردم، آمدم بیرون. کار کار خیلی خوبی است، ولی دنبال چه می‌گردم؟ از این تمیز شدن، از این مرتب شدن، برای چه می‌خواهم استفاده کنم؟ می‌خواهم بروم در خیابان خودنمایی کنم؟ و یا اینکه هدفم این است به سلامتی برسم؟ هدفم ای این است که کارم را درست انجام دهم؟ حال چه برداشتی می‌نمایید از این تجربه‌ی من، این برداشت من را اصلا دست کم نگیرید. خیلی مهم است که من می‌خواهم درمان بشوم.

 بروید خودتان فکر کنید، ببینید که دنبال چه می‌گردید. و از نظر من کسانی که نتوانستند این مسئله را حل کنند، دوباره به سمت مواد برگشتند. گفتم مثلث دانایی داریم و مثلث دانایی مؤثر. دانایی چیست؟ آموزش بگیرید، تجربه کنید، تفکر کنید. دانایی مؤثر یعنی چه؟ یعنی کسی که رهایی پیدا کرده و دیگر سراغ مواد نمی‌رود. یعنی ضلع آموزش، ضلع تجربه و ضلع تفکر مساوی است. 

 اگر در زمان ترک مواد رفتیم کشیدیم، ما آدم‌های بی‌عرضه‌ای، نامردی، بی‌تعهد به خانواده‌ای نبودیم. خیلی چیز طبیعی بود که ما رفتیم. آن‌هایی که نرفتند مصرف کنند، بدنشان غیرطبیعی است. ولی خیلی طبیعی است. اصلاً ناراحت نباشید. مثل آن است که در سه روز غذا نخورده باشی، بعد وقتی غذا بخوری بگویند اوه چه کار اشتباهی انجام دادی، چقدر بی‌اراده بودی.  برای این که بتوانی امرار معاش کنی، حتماً باید غذا بخوری. برای این که بتوانی انرژی داشته باشی، روزگارت را بچرخانی، باید غذا بخوری. پس اگر رفتی مصرف کردی، اشکالی نداشت. حالا آمدیم راه را پیدا کردیم، درکنگره شصت راه پیدا شد و این را همان درمان روش دی‌اس‌تی است‌. از این که به صحبت‌های من گوش سپردید سپاسگزارم.

درادامه کارگاه آموزشی تولد یک سال رهایی مسافر کاظم برگزار گردید.

اعلام سفر مسافر کاظم 

سلام دوستان کاظم هستم یک مسافر، تخریب بیش از بیست سال، آنتی ایکس مصرفی روزانه دو‌گرم شیره خوراکی، ۱۰ ماه و ۱۱ روز سفر کردم به روش dst به راهنمایی مسافر رسول بختیاری از لژیون یکم غزالی، ورزش در کنگره، دارت، رهایی از بند مواد ۱۳ ماه و ۲ روز

دعای مسافر

امیدوارم تمام کسانی که مثل من در بند مواد هستند درمان شود و تولد یک سال رهایی خودشان را جشن بگیرند

 

سخنان راهنمای مسافر

سلام دوستان رسول هستم یک مسافر، خیلی خوشحالم و خدارو شکر می کنم اینجا نشسته ام و تولد یک سال رهایی کاظم عزیز را جشن می گیرم، به خودش و به خانواده محترمش تبریک میگویم، در ذهنم بود که ارتباط این دستور جلسه و کاظم چه هست؟کاظم اوایل سفر خیلی زود رنج بود، به خاطر موضوعات خیلی ساده ناراحت می شد و میرفت داخل آبدارخانه و یا بیرون از کنگره، اما به مرور زمان فرمانبردار شد و خدمتی قبول کرد که همین خدمت باعث ماندگاری او در کنگره شد، من خیلی از شما انرژی مثبت دریافت می کنم از دوستانی که در سفر اول مشگلات زیادی داشتند و دیدم که چه حالی داشتند اما زمانی که وارد سفر دوم شدند چقدر تغییر کردند و با چه حالی دارند در کنگره خدمت میکنند، این دقیقا همان معجزه کنگره است. از اینکه به صحبت های من گوش سپردید ممنونم.

سخنان مسافر

سلام دوستان کاظم هستم یک مسافر، خدارو شکر می کنم که توانستم با گذشتن از سختی های زیاد این جایگاه رو تجربه کنم از راهنمای عزیزم ممنونم که در این راه در کنار من بود و به من کمک کرد، یک موضوعی را من در لژیون صحبت کردم که آقا رسول منقلب شد آنجا من متوجه نشدم که چرا انقدر ناراحت شد، با خودم می گفتم چرا آقا رسول برای دخترم گریه کرد، نفهمیدم چون آنقدر درتاریکی ها فرو رفته بودم که متوجه نبودم زمانی که مدرسه به دخترم می گفتند پدرت را بگو بیاد، به جای من مادرش میرفت، زیرا خجالت می کشید، اما سال گذشته خانومم گفت الان که چهره ات کمی تغییر کرده خودت برو مدرسه، زمانی که رفتیم رفتیم داخل جلسه توی مدرسه دختر با دیدن ذوق کرد و خوشحال شد. من آنجا درک نکردم بعد که فهمیدم آن روز چی اتفاقی برای من افتاده به منزل رفتم و موضوع را برای همسرم تعریف کردم و ناگهان دیدم همسرم شروع کرد به گریه کردن.

 می خواهم تجربه ام را در اختیار سفر اولی ها در میان بگذارم، به هیچ‌عنوان وارد بازی نیروهای منفی نشین زیرا من خودم یکی از آنهایی بودم که خیلی داخل بازی می رفتم، بازی چه بود اینکه بیرون شعبه با دیگران صمبت می کردم یکی میگفت داروی من خوب نیست، یکی میگفت راهنما به من چهار سی سی داده و من در ذهنم میگفتم چرا به من دو سی سی داده، این مسئله باعث آزارم می شد و من را عذاب می داد این موضوع باعث شد کم کم از مسیر خارج بشم و سفرم را خراب کنم، فرمان برداری در سفر اول خیلی مهم است از همگی شما تشکر می کنم که امروز اینجا حضور دارید، ای حضور شما باعث دلگرمی من بود، از همگی شما سپاسگزارم.

« از تمامی مسافران عزیز شعبه غزالی که در این جشن کنار ما بودند سپاسگزاریم »

مرزبان خبری: مسافر مهدی

تصاویر: مسافر مرتضی لژیون یکم، مسافر علی لژیون ششم، تایپ: مسافر جمال، مسافر حامد و مسافر محمد لژیون چهارم، ارسال خبر: مسافر مهدی لژیون یکم 

گروه سایت نمایندگی غزالی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...