دوازدهمین جلسه از دور سیام کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی باباطاهر همدان، با استادی راهنما تازه واردین محترم مسافر ابراهیم، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر حسین، با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من»، روز سهشنبه ٢۴ شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان ابراهیم هستم یک مسافر.
خدای خودم را شاکر و سپاسگزارم که امروز یک بار دیگر این جایگاه روزی من شد تا در خدمت شما دوستان باشم و از شما آموزش بگیرم.
در ابتدا تقدیر و تشکر میکنم از آقای مهندس دژاکام، بنیان کنگره ۶۰ و خانواده محترمشان و همچنین تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰. تشکر میکنم از راهنمای خودم، آقا عبدالله صدیقی عزیز، که هر چه دارم از آموزشهای ایشان دارم. از خداوند میخواهم اجر و پاداش خدمتشان را در زندگیشان جاری و ساری کند.
همچنین تشکر میکنم از ایجنت و مرزبانان محترم و آقای نوروزی که امروز اجازه دادند من در این جایگاه قرار بگیرم. خداقوت میگویم به نگهبان، دبیر و خزانهدار لژیون سردار و تبریک عرض میکنم به دوستان خدمتگزار جدید این جایگاه. همچنین از نگهبان و دبیر محترم تشکر میکنم که اجازه دادند امروز در این جایگاه قرار بگیرم و از شما عزیزان آموزش بگیرم. خداقوت و تشکر ویژه دارم از راهنمای محترم، آقا اسماعیل، بابت چند سال خدمت خالصانهای که در این جایگاه داشتند. امیدوارم هر جا که هستند موفق و پیروز باشند.
اما در مورد دستور جلسه امروز، وادی هفتم؛ «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.» من وقتی وارد کنگره شدم، در واقع راه را پیدا کردم. سالها به دنبال راهی بودم که بتوانم از مشکلات و تاریکیهایی که در آن قرار داشتم خارج شوم، اما راه درست را نمیشناختم. کنگره به من یاد داد که فقط پیدا کردن راه کافی نیست؛ باید حرکت کنم و در مسیر، آموزش بگیرم و برداشت درستی داشته باشم. من برای حرکت در این مسیر به یک کلید نیاز داشتم؛ کلیدی که بتوانم با آن قفلهای بسته وجود خودم را باز کنم و به حقیقت برسم. به مرور فهمیدم که این کلید چیزی جز آموزش، عمل کردن به آموزشها و تغییر نگرش خودم نیست.
ممکن است دو نفر در یک جایگاه و در یک کلاس، یک آموزش را بشنوند، اما برداشتهای متفاوتی داشته باشند. بنابراین مهم است که من ببینم از آموزشها چه چیزی برداشت میکنم و چقدر آن را در زندگی خودم به اجرا درمیآورم. امروز متوجه شدهام که حقیقت با حرف زدن و دانستنِ تنها کشف نمیشود؛ باید راه را پیدا کرد، حرکت کرد، آموزش گرفت و آن آموزش را به عمل تبدیل کرد. کنگره ۶۰ برای من همان راهی بود که پیدا کردم و آموزشهای کنگره، همان کلیدهایی هستند که کمک میکنند قفلهای وجود خودم را یکییکی باز کنم. از خداوند میخواهم توان حرکت در این مسیر را به من بدهد تا بتوانم از آموزشهایی که میگیرم، برداشت صحیح داشته باشم و در زندگی خودم به کار بگیرم. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.
تایپ: مسافر محمد لژیون ششم
عکس: راهنمای محترم مسافر مسعود لژیون دوم
تنظیم و ارسال: مسافر مرتضی مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
106