سومین جلسه از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی - خصوصی کنگره ۶۰، ویژه خانمهای مسافر وهمسفر نمایندگی نسترن اصفهان، با استاد راهنمای تازهواردین مسافر زهرا، نگهبانی مسافر اعظم و دبیری مسافر مرضیه با دستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من (رمز و راز کشف حقیقت، در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری، آنچه برداشت می نمائیم.)» در روز شنبه مورخ ۲۱ شهریورماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان زهرا هستم مسافر
در ابتدا از آقای مهندس که این بستر را برای من فراهم کردند که به حال خوش برسم و در ادامه از نگهبان، لژیون مرزبانی و خانم فهیمه راهنمای لژیون دوم سپاسگزاری میکنم.در مورد وادی هفتم اگر بخواهم بگویم؛ اینکه وادیهای قبل هر کدام، یک مسیر و راهی را به ما نشان میدهد و هزاران نکته دارد و بیشتر بر روی تفکر متمرکز میشویم. وادی پنجم آن چیزی را که یاد گرفتیم، از قوه به فعل درمیآوریم و به آن عمل میکنیم تا سفر با کیفیتی داشته باشیم. وادی ششم، فرمانروایی عقل را به رسمیت میشناسیم.
متن وادی هفتم بیان میکند که؛ رمز و راز کشف حقیقت، در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم. من باحال بدی وارد کنگره شدم و آدم امروز نبودم. وقتی وارد کنگره شدم و به من گفتند که باید حرف گوش کنم، خیلی خوشم نیامد و در بدو ورودم بسیار لجباز بودم و چشم گفتن، برایم خیلی سخت بود.در بیست سال گذشته، خیلی تلاش کردم و راههای بسیاری را طی کردم که همه غلط بود و من را به نابودی و تخریب نزدیک میکرد.
در این وادی از قفلسازان صحبت میکند. من هر باری که تصمیم میگرفتم، برای درمان خودم و مسافرانم اقدامی انجام دهم، قفلی به قفلهای قبل اضافه میکردم و حالم از قبل بدتر میشد و بیست سال، راههای غلط رفته و خیلی دردها را تجربه کرده بودم، تا اذن ورودم به کنگره صادر شد.
وقتی وارد کنگره شدم، باید به سیستم اعتماد میکردم و باور میکردم که واقعا درمان اعتیاد امکان پذیراست و آقای مهندس این مُتد را کشف کرده و راه درمان را پیدا کردند. من باید قدم برمیداشتم، برای کمک کردن به خودم و روی پای خودم می ایستادم .چون بیست سال تلاش کردم که دیگران را تغییر و نجات بدهم ولی اینجا به من گفتند که فقط و فقط باید روی خودت و سفرت تمرکز کنی.
راه پیدا شده بود؛ ولی آیا راه بهتنهایی به من کمک میکرد که من بخواهم به درمان برسم؟ چون متُد DST پیشرفتهترین متد در دنیا برای درمان اعتیاد است، بهگونهای که من نه وسوسه میشدم و نه خماری داشتم.من حدود یازده سال در انجیو دیگری بودم، باور این مسئله برای من کمی سخت بود. مگر میشود کسی درمان بشود و بعد هیچ وسوسهای نداشته باشد، ولی امکانپذیر بود. نمونه و الگوها، همان راهنماها و خدمتگزارانی بودند که قبل از من، این راه را رفته بودند و به درمان رسیده بودند.
حال بایستی در جهت راهی که بهدرستی انتخاب کرده بودم، یک سری برداشتها و کارهایی انجام میدادم و آموزش ببینم و طبق متد و برنامهای که راهنما ارائه میدهد، نه کم، نه زیاد پیش میرفتم و به عبارتی سر خودم را با سر راهنما عوض کنم و گوشبهفرمان باشم. چرا که او این مسیرها را رفته، طی کرده و بهتر از من میداند.
من بایستی دانستههایم را پشت در کنگره بگذارم و این مسئله خیلی به کمکم کرد. چون من ۱۱ سال جای دیگری آموزش میگرفتم و اوایل خیلی برایم سخت بود، ولی پذیرفتم و به این سیستم ایمان آوردم و دیدم بهتنهایی نمیتوانم و در ادامه عمل به آموزشهاست که به من کمک میکند که بتوانم از اعتیادم رهایی پیدا بکنم و به درمان واقعی برسم. بهخاطر درمان خودم، کارم را کمتر کردم و برای خودم و درمانم وقت بیشتری گذاشتم.
هفتهای یک سی دی نوشتم و بعد به من گفتند؛ نباید تماشاچی باشم، باید مشارکت بکنم تا آن حال خوب را تجربه بکنم. اوایل از مشارکتکردن خیلی میترسیدم، از حضور در جمع ولی کمکم شروع کردم و توانستم.
درگذشته از ۲۴ ساعت شبانهروز، شاید یک ساعت حالم خوب بود و ۲۳ ساعت دیگر حال بدی داشتم ولی میگفتم حالم خوب است و نقاب میزدم. امروز خدا را قلباً شکر میکنم که با کمک خدا، متد آقای مهندس، داروی اوتی، گوشبهفرمان بودن و آموزشهای کنگره، یاد گرفتم که بتوانم مطالب را عملی کنم و به تعادل و درمان و فرمان عقل نزدیک شوم و به مرحله عمل بگذارم و حال خوش را تجربه کنم.
در کنگره با تلاشهای جناب مهندس، شاهکلیدهای بسیاری همچون درمان اعتیاد، سیگار، اضافهوزن و انواع سرطانها در اختیار جامعه بشریت قرار گرفته و بابت این بستر و این شاهکلیدها از ایشان و خانواده محترمشان سپاسگزاری میکنم. ممنون که به صحبت های من توجه کردید.
تایپ: مسافر الهه لژیون دوم - نمایندگی نسترن اصفهان ویرایش: مسافر هاجر - نمایندگی نسترن اصفهان بازبینی و ارسال: همسفر فاطمه
- تعداد بازدید از این مطلب :
26