English Version
This Site Is Available In English

گاهی فکر می‌کنیم هرچه سریع‌تر حرکت کنیم، زودتر به هدف می‌رسیم

 گاهی فکر می‌کنیم هرچه سریع‌تر حرکت کنیم، زودتر به هدف می‌رسیم

جلسه سوم از دوره سوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کمال‌الملک تهران به استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر افسانه و دبیری همسفر صدیقه با دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دوم آنچه برداشت می‌نمائیم.) و تأثیر آن روی من» روز سه‌شنبه 24 شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

هزاران بار خداوند را شاکر هستم که امروز اجازه خدمت کردن را به من داد و این جایگاه را به من عطا کرد. از گروه مرزبانی و ایجنت، بسیار ممنون و سپاسگزارم. همچنین از راهنمایم همسفر فریبا تشکر می‌کنم که به من اعتماد کردند و فرصت دادند یک بار دیگر این جایگاه را تجربه کنم. دستورجلسه امروز در مورد وادی هفتم است. چیدمان وادی‌ها به قدری هوشمندانه انجام شده که برای درک بهتر هر وادی، لازم است وادی‌های قبلی را به‌درستی فهمیده باشیم. اگر وادی‌های قبلی را درک کرده باشیم، قطعاً می‌توانیم از وادی هفتم هم نتایج خوبی بگیریم. برای فهم این وادی باید به قدرت تفکر و تعقل رسیده باشیم؛ چون اگر تفکر و تعقل را در زندگی‌مان به کار گرفته باشیم می‌توانیم از آموزش‌های این وادی بهره بیشتری ببریم.

عنوان وادی هفتم این است: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم.» به نظر من این وادی در حقیقت یک کلید به ما می‌دهد. می‌گوید اگر می‌خواهید به حقیقت برسید؛ باید دو کار را انجام دهید: یکی یافتن راه و دیگری آنچه از آن راه برداشت می‌کنید. حقیقت برای هر کسی می‌تواند معنای متفاوتی داشته باشد. به نظر من در اینجا حقیقت می‌تواند مفهوم مقصد و هدف را داشته باشد. ممکن است هدف من از آمدن به کنگره، رهایی مسافرم باشد. هدف شخص دیگری رفتن به دانشگاه یا رسیدن به موفقیت در زندگی باشد. هرکسی هدفی دارد و می‌خواهد به حقیقتی دست پیدا کند. برای رسیدن به این هدف، دو موضوع لازم و ملزوم یکدیگر هستند: یافتن راه و برداشت از راه.

اگر راه را درست انتخاب نکنیم، طبیعتاً برداشت درستی هم نخواهیم داشت؛ به همین دلیل این دو موضوع در کنار هم معنا پیدا می‌کنند. اولین چیزی که این وادی به آن اشاره می‌کند یافتن راه است. اگر بخواهیم به حقیقتی برسیم، ابتدا باید راه آن را پیدا کنیم. خداوند از بدو خلقت، قدرت اختیار و انتخاب را به انسان داده است؛ اما انسان در طول زندگی بارها بر سر دوراهی قرار می‌گیرد و همیشه نمی‌تواند مسیر درست را انتخاب کند. گاهی به بیراهه می‌رود و زمانی که در مسیر اشتباه قرار می‌گیرد، نه‌تنها به حقیقت نمی‌رسد؛ بلکه مشکلاتی هم برای خودش و دیگران به وجود می‌آورد. اگر بخواهم مثال بزنم، یکی از نمونه‌های آن، مسافران خودمان هستند؛ البته خود ما همسفران هم ممکن است در بخش‌هایی از زندگی، راه را اشتباه رفته باشیم و باعث ایجاد مشکلاتی برای خودمان و خانواده‌مان شده باشیم؛ بنابراین انتخاب راه اهمیت بسیار زیادی دارد.

در سی‌دی چله، آقای مهندس اشاره می‌کنند که در عرفان، سه مرحله داریم: شریعت که همان قوانین است؛ طریقت که همان راه و مسیر است و حقیقت که همان هدف است. ایشان بیان می‌کنند که اگر می‌خواهیم به حقیقت برسیم؛ باید مسیر را درست انتخاب کنیم و در طول مسیر همیشه به دنبال کوتاه‌ترین راه نباشیم. گاهی ما فکر می‌کنیم هرچه سریع‌تر حرکت کنیم، زودتر به هدف می‌رسیم؛ در صورتی که این همیشه درست نیست؛ برای مثال: وقتی وارد کنگره می‌شویم و به ما می‌گویند مسافرتان باید 10 ماه سفر کند، ممکن است برایمان تعجب‌آور باشد. می‌گوییم: 10 ماه؟ نمی‌شود زودتر باشد؟ یا ممکن است به دنبال راه‌هایی مانند کمپ و سم‌زدایی برویم؛ در حالی که این روش‌ها، به‌خصوص در تجربه‌های ناموفق می‌توانند به جسم و روان مسافر آسیب برسانند و مشکل اصلی را هم حل نکنند. چرا چنین انتخابی می‌کنیم؟ چون می‌خواهیم زودتر به هدف برسیم و تصور می‌کنیم کوتاه‌ترین راه، بهترین راه است.

در مورد کاهش وزن هم گاهی همین اتفاق می‌افتد. ممکن است فردی به جای انتخاب مسیر اصولی و درست به دنبال روش‌های سریع و آسیب‌زا برود؛ مانند مصرف داروهای نامناسب یا انجام روش‌هایی که بدون آگاهی کافی انتخاب شده‌اند؛ در حالی که آقای مهندس همیشه در سی‌دی‌هایشان به اهمیت حفظ جسم و انتخاب مسیر درست اشاره می‌کنند؛ بنابراین ممکن است یک مسیر زمان بیشتری ببرد؛ اما نتیجه آن درخشان باشد. به قول دکتذ امین شاید 10 ماه سفر کنم؛ اما نتیجه کار درخشان باشد؛ پس قدم اولی که این وادی به ما گوشزد می‌کند یافتن راه است.

قدم دوم، برداشت من از آن مسیر است. در حال حاضر مثال کنگره را می‌زنم؛ چون همه ما در این مسیر حضور داریم. راه درمان اعتیاد در کنگره پیدا شده است. راه درمان سیگار و آموزش‌های مربوط به اضافه‌وزن هم در این مسیر وجود دارد؛ اما برداشت افراد از این مسیر می‌تواند متفاوت باشد؛ برای مثال: به یک مسافر گفته می‌شود که باید 10 ماه سفر کند، در لژیون و کارگاه آموزشی حضور داشته باشد، داروی خود را طبق دستور مصرف کند و گوش به فرمان راهنمایش باشد تا به رهایی برسد. حالا ممکن است یک مسافر داروی خود را هر ساعتی که بخواهد مصرف کند، حضور منظمی در لژیون و کارگاه نداشته باشد و دارویش را کم و زیاد کند. طبیعتاً نمی‌توان انتظار داشت که بعد از 10 ماه، همان نتیجه‌ای را بگیرد که یک مسافر فرمان‌بردار و منظم به دست می‌آورد.

در مقابل مسافری را داریم که در طول 10 ماه، گوش به فرمان راهنمایش است، دارویش را سر ساعت مصرف می‌کند، در جلسات حضور مرتب دارد و آموزش‌ها را به کار می‌گیرد. قطعاً برداشت این دو مسافر از یک مسیر یکسان، متفاوت خواهد بود. در حقیقت ممکن است راه برای هر دو نفر درست باشد، اما یکی از آن‌ها نتواند برداشت مناسبی از این مسیر داشته باشد. برای ما همسفران هم همین‌طور است. وقتی وارد کنگره می‌شویم، آموزش‌های بسیار زیادی در اختیار ما قرار می‌گیرد. در طول سال دستورجلسات مختلفی داریم که هرکدام نکته‌های آموزشی ارزشمندی دارند. کتاب‌ها، جزوه‌ها، سی‌دی‌ها و راهنماها، همه در کنار هم قرار گرفته‌اند تا به ما آموزش بدهند و کمک کنند به رشد و تعالی برسیم؛ اما این‌که من از این آموزش‌ها چه برداشتی داشته باشم، به خودم بستگی دارد. ممکن است یک نفر از آموزش‌ها بهترین استفاده را بکند و آن‌ها را در زندگی‌اش به کار بگیرد. ممکن است شخص دیگری سال‌ها به کنگره بیاید؛ اما هنوز نتوانسته باشد آموزش‌ها را به درستی در زندگی‌اش عملی کند.

من و مسافرم وقتی وارد کنگره شدیم، تمام تلاشمان را کردیم که از فرصت‌هایی که در اختیارمان قرار گرفته بود استفاده کنیم. مسافرم در طول 10 ماه، فرمان‌برداری کرد و به رهایی رسید. من هم سعی کردم از راهنمای خودم فرمان‌برداری خوبی داشته باشم. نتیجه آن هم این شد که بعد از 1 سال، در نمایندگی کوروش آذرپور مرزبان شدم. در دوره مرزبانی، تجربه‌های بسیار خوبی به دست آوردم و برداشت‌های ارزشمندی داشتم. همه این‌ها برای این بود که هم خواسته قوی داشتم، هم به مسیرم اطمینان داشتم و هم تلاش کردم از تمام فرصت‌هایی که در اختیارم قرار گرفته بود استفاده کنم.

آموزش در کنگره برای همه یکسان است؛ اما این‌که من چه برداشتی از آن داشته باشم، به خودم بستگی دارد. به نظر من آموزش زمانی ارزش واقعی خودش را پیدا می‌کند که بتوانم آن را در زندگی‌ام عملی کنم. آموزش مانند بذری است که در اختیار همه ما قرار داده شده. اگر این بذر را در زمین مناسب بکاریم، به‌خوبی از آن مراقبت کنیم، به آن زمان بدهیم و صبوری داشته باشیم، قطعاً می‌توانیم ثمره خوبی از آن بگیریم.

آموزش‌های کنگره هم همین‌طور هستند. اگر آن‌ها را درست دریافت کنیم و در زندگی به کار بگیریم می‌توانیم برداشت‌های بسیار دلنشینی داشته باشیم. در پایان امیدوارم بتوانیم از فرصتی که خداوند در اختیارمان قرار داده و راه کنگره را برایمان باز کرده است نهایت استفاده را ببریم. امیدوارم برداشت‌های بسیار عالی داشته باشیم و بتوانیم با کمک این آموزش‌ها از گذرگاه‌های سخت زندگی عبور کنیم و انسان‌های لایقی برای خودمان، خانواده‌مان و جامعه‌مان باشیم. در این وادی در مورد انسان‌های خردمند و بی‌خرد هم صحبت شده است؛ اما با توجه به این‌که زمان صحبت من به پایان رسیده، این فرصت را در اختیار شما به‌خصوص راهنمایان می‌گذارم تا این بخش را بیشتر باز کنند و سفر اولی‌ها بتوانند از آموزش‌های این وادی بهره بیشتری ببرند.

مرزبانان کشیک: همسفر نرجس و مسافر قاسم
تایپیست: راهنمای تازه‌واردین همسفر زهرا
عکاس: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر طیبه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کمال‌الملک تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...