English Version
This Site Is Available In English

برداشتی از سی‌دی «باتلاق»

برداشتی از سی‌دی «باتلاق»

برداشتی از سی‌دی «باتلاق»


برداشت من از سی‌دی «باتلاق» این است که بسیاری از مشکلات انسان زمانی عمیق‌تر می‌شوند که منتظر بماند تا ابتدا همه شرایط زندگی درست شود و بعد برای حل مشکل اقدام کند. در حالی که گاهی باید حرکت را از همین شرایط موجود آغاز کرد تا مسیر و شرایط به‌تدریج تغییر کنند.

یکی از نکات مهم این آموزش برای من، اهمیت «حضور» است. انسان ممکن است به دلیل حال نامناسب، مشکلات زندگی، ضعف جسمی یا آشفتگی ذهنی، خودش را از مکان‌ها و شرایطی که می‌توانند به او کمک کنند محروم کند. در حالی که حضور داشتن، خودش بخشی از درمان و حرکت است؛ باید وارد مسیر شد تا مسیر بتواند انسان را تغییر دهد.

تصویر «باتلاق» یکی از مفاهیم اصلی این سی‌دی برای من است. وقتی انسان در باتلاق گرفتار می‌شود، هرچه بیشتر دست‌وپا بزند، ممکن است بیشتر فرو برود. بعضی مشکلات زندگی نیز همین‌گونه هستند و انسان ممکن است سال‌ها با یک مسئله درگیر باشد، اما به‌تنهایی نتواند از آن خارج شود. همان‌طور که انسان نمی‌تواند خودش را از باتلاق بیرون بکشد، در برخی تاریکی‌ها و گره‌های زندگی نیز به دست دیگری نیاز دارد.

پذیرفتن نیاز به کمک، آسان نیست، زیرا انسان باید از غرور و منیت خود عبور کند. ممکن است فردی در بسیاری از زمینه‌ها توانمند و موفق باشد، اما در یک مسئله خاص نتواند به‌تنهایی کاری از پیش ببرد. ضعف در یک بخش از زندگی به معنای ناتوانی در تمام ابعاد نیست؛ گاهی قدرت واقعی این است که انسان بپذیرد در جایی به کمک نیاز دارد.

کمک گرفتن به این معنا نیست که دیگران باید به زور انسان را از باتلاق بیرون بکشند. خود فرد باید خواست داشته باشد و قدم اول را بردارد. تا زمانی که انسان نخواهد، حتی بهترین آموزش و امکانات نیز ممکن است تأثیر لازم را نداشته باشند. به همین دلیل، آموزش، حضور، حرکت و خواست فرد در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند.

موضوع «جان» نیز برای من بسیار قابل تأمل بود. می‌توان زندگی را مانند بازی‌ای دانست که خداوند در ابتدا سرمایه و توان مشخصی در اختیار انسان قرار داده است. این سرمایه فقط پول نیست؛ زمان، انرژی، توانایی، اعتبار، محبت، دانش و فرصت‌ها نیز بخشی از سرمایه انسان هستند و مسئله مهم این است که با این داشته‌ها چگونه رفتار می‌کنیم.

ممکن است انسان تمام توان خود را صرف لذت و آسایش شخصی کند و از هرجا که سختی و مسئولیت وجود دارد کنار بکشد. لذت و تفریح به خودی خود بد نیست، اما زمانی مشکل ایجاد می‌شود که تمام هدف زندگی به خوش گذشتن محدود شود و انسان حاضر نباشد بخشی از توان و آسایش خود را برای رشد خودش یا کمک به دیگران هزینه کند.

گاهی انسان نیز تمام توان خود را صرف خواسته‌های شخصی می‌کند، اما به دلیل نامتعادل بودن خواسته‌ها همچنان احساس کمبود دارد و برای تأمین نیازهایش از انرژی و توان دیگران استفاده می‌کند. چنین رفتاری ممکن است در خانواده، محیط کار، تحصیل یا هر ساختار دیگری، علاوه بر خود فرد، انگیزه و توان حرکت دیگران را نیز از بین ببرد.

شکل دیگری از استفاده از «جان» این است که انسان هم برای رشد خودش تلاش کند و هم بخشی از داشته‌هایش را در اختیار دیگران قرار دهد. اینجاست که مفهوم بخشش معنا پیدا می‌کند. بخشش به معنای از دست دادن همه چیز نیست؛ انسان باید سهم خود را برای ادامه مسیر حفظ کند، اما می‌تواند بخشی از زمان، انرژی، آسایش یا داشته‌های خود را برای ساختن و کمک به دیگری صرف کند.

این نگاه، مفهوم «نعمت» را نیز برای من متفاوت می‌کند. نعمت فقط زیاد شدن امکانات نیست، بلکه توانایی استفاده درست از امکاناتی است که در اختیار انسان قرار گرفته‌اند. پول، قدرت، دانش یا اعتبار، اگر برای تخریب استفاده شوند، الزاماً باعث بهتر شدن زندگی نمی‌شوند؛ اما استفاده از آنها برای ساختن، آباد کردن و کمک به دیگران، ظرفیت انسان را برای دریافت و استفاده از امکانات بیشتر افزایش می‌دهد.

یکی دیگر از پیام‌های مهم این سی‌دی برای من، موضوع «موج‌سواری» است. انسان نمی‌تواند در برابر تمام اتفاقات هستی بایستد و با آنها بجنگد؛ همان‌طور که هیچ موج‌سواری نمی‌تواند جلوی موج دریا را بگیرد. انسان باید قوانین را بشناسد و یاد بگیرد کجا ایستادگی، کجا صبر، کجا تغییر و کجا کمک گرفتن لازم است. بسیاری از رنج‌ها زمانی ایجاد می‌شوند که می‌خواهیم همه چیز را با زور مطابق خواسته خود پیش ببریم.

نتیجه‌گیری: برای خارج شدن از باتلاق‌های زندگی، ابتدا باید متوجه شویم که در باتلاق قرار گرفته‌ایم و سپس بپذیریم که شاید به‌تنهایی نتوانیم بیرون بیاییم. آموزش‌ها، استادان، راهنمایان و انسان‌های در مسیر می‌توانند، همان دست‌هایی باشند که طناب نجات را به سوی ما می‌فرستند، اما گرفتن آن طناب به انتخاب خودمان بستگی دارد. قدرت واقعی گاهی در شناختن ضعف، آموزش گرفتن و پذیرفتن کمک است؛ و زمانی که خودمان توانمند شدیم، می‌توانیم دست دیگری را بگیریم و او را نیز از باتلاق بیرون بکشیم.

مسافر امیر _ لژیون هشتم _ نمایندگی ایمان

تنظیم و ارسال: مسافر امیر
گروه سایت نمایندگی ایمان

برای مطالعه برداشتی از سی‌دی «ملک لامکان» اینجا کلیک کنید.

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...