English Version
This Site Is Available In English

درکنگره وارد می شویم همه چیزحساب وکتاب دارد وهر کاری فلسفه ای دارد

درکنگره وارد می شویم همه چیزحساب وکتاب دارد وهر کاری فلسفه ای دارد

هشتمین جلسه ازدوره چهل وچهارم کارگاه آموزشی خصوصی گنگره 60 نمایندگی نیمایوشیج بهشهر به استادی مسافر حمید ونگهبانی مسافر هادی ودبیری مسافرقاسم علی بادستور جلسه(وادی هفتم وتأثیرآن روی من ) مورخ 24\6\1405رأس ساعت 17 شروع به کار کرد 

سلام دوستان، حمید هستم، یک مسافر

خدا را شکر می‌کنم که یک بار دیگر این فرصت به دست آمد تا اینجا بنشینم و از شما آموزش بگیرم. کسی که اینجا می‌نشیند، برای این است که از شما آموزش بگیرد تا در آینده استاد شود، نه اینکه از قبل استاد باشد.

سپاسگزاری می‌کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان. واقعاً هرچقدر از این خانواده سپاسگزاری کنم، کم است. ان‌شاءالله همیشه سایه‌شان بالای سرمان باشد و خداوند به خودشان و خانواده‌شان تندرستی بدهد.

من یک نکته را به عنوان یک پیشکسوت بگویم. در کنگره، از لحظه‌ای که وارد می‌شویم، همه چیز حساب و کتاب دارد و هر کاری فلسفه‌ای دارد. حتی این شمعی که اینجا روشن می‌شود، فلسفه‌ای دارد.

کسی که مهماندار می‌شود، زمانی که نگهبان جلسه اولین کلمه را می‌گوید، باید شمع را روشن کند. شمع، نماد تبدیل نار به نور است. وقتی شمع روشن می‌شود و نگهبان صحبت می‌کند، باید هماهنگی لازم وجود داشته باشد؛ نه اینکه شمع زودتر روشن شود و نه با تأخیر. شاید فقط چند ثانیه باشد، اما همین موضوع هم نیاز به هماهنگی دارد.

کنگره فلسفه‌های خیلی خوبی دارد. تمام این آموزش‌ها زمانی به دست می‌آید که من مرتب در جلسات حضور داشته باشم، ببینم و الگو بگیرم. بدانم چه زمانی شمع را روشن می‌کنند، چه زمانی گوشی را خاموش کنم و خیلی از نکات دیگری که باید رعایت کنم.

خدا را شکر که جای خوبی هستیم.

در وادی هفتم می‌خوانیم: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی پیدا کردن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم.»

برای هر کاری باید رمز آن کار را پیدا کرد. اگر بخواهم کاری را بدون پیدا کردن راه، بدون تفکر و بدون روش درست انجام بدهم، نتیجه‌ای نمی‌گیرم. درمان اعتیاد هم همین‌طور است. نمی‌شود با زور و فشار اعتیاد را درمان کرد.

یادم می‌آید در دهه ۶۰، دو بار به اردوگاه اجباری رفتم. من و امثال من به اردوگاه می‌رفتیم، سختی زیادی می‌کشیدیم و وقتی بیرون می‌آمدیم، دوباره دنبال مواد می‌رفتیم؛ چون بدنمان به آن نیاز داشت و خماری داشتیم.

به پزشک مراجعه می‌کردی، دارو می‌گرفتی، مهلت درمان که تمام می‌شد، دوباره سراغ مواد می‌رفتی. هر جایی که می‌رفتی، آن رمز و کلید پیدا نشده بود و کسی نتوانسته بود راه درمان اعتیاد را پیدا کند.

وقتی می‌گوییم «رمز و راز کشف حقیقت»، حقیقت چیزی بوده، هست و خواهد بود. اعتیاد هم همین‌طور؛ اعتیاد بوده، هست و در آینده هم خواهد بود. کسی نتوانسته بود کلید آن را پیدا کند تا اینکه آقای مهندس آن را کشف کرد. ایشان آن را نساختند، بلکه پیدا کردند.

اینکه چطور و از چه راهی پیدا کردند، خودشان می‌دانند و من نمی‌دانم. بسیاری از چیزهایی که دانشمندان کشف کرده‌اند، از قبل وجود داشته‌اند؛ آنها فقط کلید و راه رسیدن به آن را پیدا کرده‌اند.

در کنگره، صحبت ما بیشتر درباره درمان اعتیاد است. می‌آیی درمان شوی، تلاش می‌کنی و بعد کمک می‌کنی شخص دیگری هم برای درمان به این مسیر بیاید. این مسیر کنگره است.

بدون اینکه کسی را مجبور کنی یا به سراغ روش‌های دیگر بروی، کاری می‌کنی که خودش تشنه درمان شود و با خواست خودش به اینجا بیاید.

به قول آقای مهندس، کلید پیدا شده است. وقتی روش DST پیدا شد، توانستیم این در را باز کنیم.

راز این روش چه بود؟

بیماری‌هایی که من داشتم، خیلی‌هایشان درمان شدند. شاید بتوانم بگویم خودم یک نمونه هستم. بیست مشکل داشتم که شاید ده مورد آن درمان شده است. سال‌ها دارو و درمان‌های مختلف را امتحان کرده بودم، اما نتیجه نگرفته بودم؛ ولی در این مسیر، تغییرات زیادی اتفاق افتاد.

شاید هنوز بخشی از مشکلاتم باقی مانده باشد، اما بخش زیادی از آنها درمان شده است. خیلی‌ها بچه‌دار نمی‌شدند و در این مسیر بچه‌دار شدند. خیلی‌ها بیماری‌های صعب‌العلاج داشتند و بهبود پیدا کردند. این‌ها چیزهایی است که در این مسیر اتفاق می‌افتد.

پس رمز و کلیدی که ما در اینجا داریم، روش DST است و چیزی که از این مسیر برداشت می‌کنیم، ما را به حقیقت نزدیک می‌کند.

حقیقت همان آرامش و آسایش است؛ چیزی که در کنگره از آن صحبت می‌کنیم و در وادی چهاردهم به توحید، عشق و محبت می‌رسیم.

در وادی هفتم درباره دو گروه صحبت می‌شود: کم‌خردان و خردمندان.

کم‌خردان ابتدا صحبت می‌کنند و وقتی گرفتار مشکل می‌شوند، تازه فکر می‌کنند و بعد به دنبال مشورت می‌روند.

اما خردمندان ابتدا فکر می‌کنند و اگر نتوانستند تصمیم بگیرند، مشورت می‌کنند و بعد صحبت و اقدام می‌کنند. این دو گروه تفاوت زیادی با هم دارند.

گروه کم‌خردان همیشه درگیر دردسر و مشکل هستند، اما گروه خردمندان این‌طور نیستند.

یک رهجوی خردمند همیشه درباره مسیر درمانش با راهنمای خودش مشورت می‌کند. هر مشکلی داشته باشد، به راهنمایش می‌گوید.

اما کسی که بدون فکر و مشورت درست عمل می‌کند، ممکن است از افراد مختلف سؤال کند و هر کسی هم نسخه‌ای برای او بپیچد، در حالی که آن نسخه برای او نیست. در مسیر درمان، نسخه هر شخص نزد راهنمای خودش است.

انسان خردمند حرف راهنمایش را می‌شنود، آن را بررسی می‌کند و سپس همان چیزی را که راهنما می‌گوید، انجام می‌دهد.

در پایان، یک مسئله دیگر که در وادی هفتم مطرح شده، مربوط به راه صراط مستقیم است. نشانه صراط مستقیم چیست؟ نشانه صراط مستقیم این است که به مقصد برسی، آن هم با وضعیت مناسب و در تعادل.

یعنی بدون گرفتاری و زجر، بدون اینکه خودت اذیت شوی و بدون اینکه دیگران را اذیت کنی.

از اینکه به مشارکتم گوش دادید، از همه شما تشکر می‌کنم.

عکس وتایپ:مسافرسبحان

باگذاری:مسافربابک

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...