پس از چهل سال دستوپنجه نرم کردن همسرم، با غول سرکش اعتیاد که همچون آتشی ویرانگر در حال سوزاندن بنیان زندگی ما بود؛ سرانجام در سن شصت سالگی، ایشان توانستند با بهرهگیری از روش ابداعی جناب مهندس یعنی روش DST، اعتیاد به مواد مخدر و سیگار را بهطور همزمان درمان نمایند. از آن تاریخ به بعد، زندگی ما رنگ و بویی تازه یافت و هر روزمان به روزی باشکوه و سرشار از امید تبدیل شد.
شاید تصور شود که حتی یک ساعت زندگی در کنار یک فرد مصرفکننده عذابآور است، چه رسد به چهار دهه رنج؛ همین فشار روانی سبب شد تا بهطور مداوم دچار سردردهای عصبی باشم. اما سپاس خدای را که با تکیه بر آموزشهای کنگره، اکنون حدود یک سال است که این عارضه نیز کاملاً برطرف شده و در کمال سلامت و آرامش به زندگی ادامه میدهیم. بدیهی است که هیچ زندگی عاری از مشکل نیست، اما این مسیر باعث شد تا من در مواجهه با دشواریها رشد کنم، استوارتر شوم و دیگر در برابر تلاطمات زندگی متزلزل نگردم. این نعمت گرانبها را مدیون کنگره ۶۰ هستم؛ چرا که در این مسیر دریافتهای بسیاری داشتم که مهمترین آنها، درمان قطعی همسرم و دستیابی به «حال خوش» بود. همچنین، حضور در لژیون سردار، آرامش و برکتی مضاعف به زندگی ما بخشید؛ به همین سبب، در این راه از هیچ خدمتی دریغ نخواهم کرد.
مسافرم، در طول این چهل سال؛ مسیرهای متعددی را برای رهایی از مواد آزمود، اما متأسفانه هر بار نه تنها نتیجهای حاصل نشد، بلکه وضعیت وخیمتر گشت و ایشان برای ترک، به سراغ مواد جدیدی رفتند که اعتیادشان را سنگینتر کرد. در آن دوران، من به اشتباه تصور میکردم همسرم فاقد اراده است، در حالی که حقیقت این بود که ایشان تنها به دنبال کوتاهترین راه برای رهایی بود و چون رمز و راز درمان را نمیدانستیم، تلاشهایمان بیثمر میماند. با ورود به کنگره دریافتیم که درمان اعتیاد نیازمند به زمان، حدود ده تا یازده ماه و متکی بر روش DST و داروی OT است. راز این موفقیت در بازسازی سیستم شبهافیونی جسم و پذیرش آموزشهای جناب مهندس نهفته بود؛ بدین ترتیب، صورتمسئله اعتیاد شکافته و حقیقت درمان کشف شد.
همسرم از موقعیت شغلی و درآمد مناسبی برخوردار بود، اما از هنر زندگی کردن بیبهره بودیم. همین رویکرد نادرست، همواره منجر به بروز مشکلات و بحث و جدلهای خانگی میشد و ما ناخواسته قفلهای بسیاری را بر درهای زندگی خود میزدیم؛ چرا که نخستین گام، یعنی «تفکر»، را بهدرستی برنمیداشتیم. اما با ورود به کنگره و شرکت در کلاسهای آموزشی، این گرهها گشوده شد و مشکلات بهتدریج از زندگی ما رخت بربستند. بنابراین بر این باور هستیم که در واقع حقیقت، همان درمان اعتیاد، دستیابی به تعادل و آموختن روش درست زندگی است. وجود کنگره ۶۰ که به اعتقاد ما برای هزاران سال، مرکز احیای انسانی باقی خواهد ماند، خود حقیقت است.
هرگز آن روزی را که توسط یکی از دوستان قدیمی و درمانشده مسافرم، به کنگره معرفی شدیم و وضعیت وخیم ایشان را فراموش نمیکنم؛ اما امروز، به لطف آموزشهای راستین و روش جناب مهندس دژاکام، به تعادل نسبی در زندگی دست یافتهایم که این خود یکی از معجزات کنگره است. والاترین تأثیری که این مسیر بر من گذاشت، این بود که آموختم پیش از هر سخن و عملی، تفکر و تعقل پیشنیاز یافتن راه درست است و باید همواره از تجربههای پیشگامانی که این مسیر را طی کردهاند، بهره جست.
در پایان، شایسته است خاطرنشان نمایم که بر اساس تجربه بنده، در هیچ جای جهان جز کنگره ۶۰، درمان قطعی اعتیاد میسر نبوده و نخواهد بود. بر این باورم که انسان باید دوران محرومیت را سپری کند تا خداوند اذن ورود به صراط مستقیم و فرصت اصلاح خویش را برای او صادر نماید. بنابراین، از خدای متعال سپاسگزارم که بزرگمردی چون جناب مهندس را سر راه ما قرار داد تا فرصت آموزش، خدمت و خودشناسی را بیابیم. این مسیر، همان راهی است که سالها در جستوجوی آن بودم و انتظارش را میکشیدم. کنگره ۶۰ برای من تکهای از بهشت است؛ مسیری که شاید موانعی داشته باشد، اما در نهایت، انسان را با سلامتی و آرامش به مقصد میرساند. اکنون میدانم که ارزشمندترین گنج، همان توانمندیها و نیروهای درونی من است که باید به آنها رجوع کرده و بر روی پای خود بایستم.
نویسنده: همسفر زینت رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون یازدهم)
رابط خبری: راهنما همسفر الهام (لژیون یازدهم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیجفارس بوشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
43