English Version
This Site Is Available In English

همه ما که به کنگره می‌آییم بهترین راه را پیدا کرده‌ایم

همه ما که به کنگره می‌آییم بهترین راه را پیدا کرده‌ایم

جلسه چهارم از دوره شصت‌و‌هفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شادآباد به استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر سعیده با دستور جلسه "وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آن‌چه برداشت می‌نماییم.) و تأثیر آن روی من" روز سه‌شنبه ۲۴ شهریور‌ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدای خودم را شاکرم که یک بار دیگر به من اجازه داد تا بتوانم در کنگره۶۰ باشم و خدمت کنم. از راهنمایم همسفر هلدا ممنونم که به من اعتماد کردند و این خدمت را به من سپردند؛ از ایجنت و مرزبان‌ها ممنونم که همیشه من را همراهی کردند و قطعاً همه‌ همسفران را همراهی می‌کنند. دستور جلسه‌ امروز وادی هفتم است؛ یکی از قشنگ‌ترین وادی‌های تمام ۱۴ وادی که جناب مهندس نوشتند و هرکدام یک زیبایی خاصی دارند.

وادی هفتم به ما می‌گوید: "رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آن‌چه که برداشت می‌نماییم." یعنی انگار خود دستور جلسه وادی به ۲ بخش تقسیم شده است؛ می‌گوید که شما اول باید راه را پیدا کنید؛ مهم‌ترین مسئله‌ای که برای حل مشکلات ما وجود دارد، پیدا کردن و یافتن آن مسیر و راه است؛ اگر من بتوانم راه و مسیر حل مشکل و آن مسئله را پیدا کنم، انگار نصف راه را رفته‌ام.

در قسمت دوم این وادی می‌گوید که حالا راه را پیدا کردیم، آموزش‌ها را گرفتیم، دانایی گرفتیم و اضافه کردیم آیا آن چیزی که یاد گرفتی را عملی می‌کنی؟ باید ببینی چه چیزی از آن مسیر و راه برداشت کرده‌ای؟ یک موقعی است که من نوعی به‌ عنوان همسفر به کنگره۶۰ رفت‌وآمد می‌کنم، در لژیون حضور دارم، در کارگاه حضور دارم، مشارکت می‌کنم، سی‌دی‌هایم را می‌نویسم یعنی آن مسیر را پیدا کردم و راه برای من نمایان شده است؛

اما آیا من این مسائل و آموزشی که یاد گرفتم را وقتی پایم را از کنگره۶۰ بیرون گذاشتم، خودم کاربردی‌شان می‌کنم؟ آیا چیزی از این آموزش‌ها برداشت می‌کنم؟ آیا دستم را داخل کیف خودم می‌برم یک ظرف برمی‌دارم و از خوانی که برای ما باز و پهن شده، یک چیز برداشت می‌کنم؟ آیا این کار را انجام می‌دهم؟ اگر این کار را انجام دادم، می‌توانم آن مسئله و مشکل را حل کنم.

اما اگر مدام آمدم و رفتم، فقط حضور داشتم، فقط سی‌دی‌ها را نوشتم، اما پایم را که از کنگره بیرون گذاشتم، دیگر آن چیزی که از آن‌جا برداشتم را کاربردی نکردم، نمی‌توانم توقع داشته باشم که خداوند برای من معجزه کند یا دیگران برای من معجزه کنند. وادی هفتم یک جمله‌ خیلی قشنگ دارد که می‌گوید: "بهترین گنج، گنج درون خودمان است." من نمی‌توانم برای حل مسائل و مشکلاتم در دیگران دنبال راه حل بگردم.

من فقط می‌توانم از دیگران آموزش بگیرم؛ اگر آدم زرنگی بودم و آن آموزش‌ها را کاربردی کردم، مسائل و مشکلاتم رفته‌رفته حل می‌شوند؛ اما اگر آن‌ها را کاربردی نکردم، نمی‌توانم توقع معجزه از دیگران و حتی خداوند داشته باشم. جوری که من خودم قبلاً بودم، قبل از این‌که به کنگره بیایم، دائم از دیگران توقع داشتم، دائم از خداوند گله و شکایت داشتم که خدایا! چرا مشکلات من حل نمی‌شود؟

اما به کنگره که آمدم، فهمیدم فقط روی خودم باید حساب کنم، فقط باید دانایی خودم را بالا ببرم، آموزش‌ها را بگیرم و بعد آن چیزی که برداشت می‌کنم را بعداً در بیرون از این‌جا خودم پیدا کنم. در این وادی گفتند که خیلی‌ها به مشکل می‌خورند، به دو دلیل به مشکل می‌خورند یا راه را پیدا نکردند یا این‌که راه را پیدا کردند اما اشتباهی دنبال راه می‌روند، پس این خیلی مهم است.

ما بعد از این‌که راه را پیدا می‌کنیم، باید سعی کنیم در یک مسیر درست و در صراط مستقیم باشیم. من به کنگره می‌آیم و می‌روم و در کنگره به من می‌گویند که دروغ بد است، قیاس بد است و ضد ارزش‌ها را به من یاد می‌دهند؛ من آن‌ها را می‌شناسم اما از این جلسه که بیرون می‌روم، هم‌چنان مسیر خودم را می‌روم؛ پس من این‌جا نمی‌توانم توقع داشته باشم که مسائلم حل شوند؛ در این وادی راجع به آن‌ها نیز صحبت کردند.

آقای مهندس فرمودند که انسان‌ها به ۲ دسته تقسیم می‌شوند: انسان‌های کم‌خرد و خردمندان؛ کم‌خردان کسانی هستند که اول حرف می‌زنند بعد تفکر می‌کنند؛ اما خردمندان اول فکر می‌کنند بعد صحبت می‌کنند. بخواهم تجربه‌ خودم را بگویم، خود من شاید هنوز جزو دسته‌ کم‌خردها باشم، ولی شاید کمی سطحش پایین‌تر آمده باشد؛ من قبلاً این‌طوری بودم که در هر جمعی می‌گفتم اگر کسی به من حرف می‌زند، اگر من حرف نزنم، طرف فکر می‌کند من زبان ندارم.

الان دیگر اصلاً این‌جوری نیستم؛ به یک آرامش خاصی رسیدم و حاضر نیستم این آرامش را با چیزی عوض کنم؛ الان هر کس هر حرفی به من می‌زند، سعی می‌کنم عکس‌العملی نشان ندهم و این عکس‌العمل نشان ندادن، دوباره یکی از جملات قشنگ و کلیدی است که در وادی هفتم همه‌ ما خواندیم: "گاهی عکس‌العمل نشان ندادن نیز خود عکس‌العمل است."

یعنی یک موقعی است که شما یک حرفی را از دیگران می‌شنوی، نیازی نیست آن زمان هیچ واکنشی نشان بدهی؛ برو یک‌ کم فکر کن، تفکر کن، بعد ببین اگر امروز لازم بود عکس‌العمل درست و حسابی از خودت نشان بدهی. ولی اکثراً این‌طوری است که اگر حرف نزنی، بعد که می‌روی خانه می‌نشینی و پیش خودت فکر می‌کنی، می‌بینی که واقعاً اصلاً آن جمله ارزش عکس‌العمل نشان دادن را ندارد؛ این‌طوری می‌توانیم خیلی آرام‌تر باشیم و به آرامشی که می‌خواهیم، برسیم.

وادی هفتم به ما می‌گوید که رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ اول این‌که بگردی راه را پیدا کنی؛ فکر می‌کنم همه‌ ما که به کنگره می‌آییم کنگره۶۰ را پیدا کردیم؛ واقعاً بهترین راه و مسیر را پیدا کرده‌ایم. حالا آمده‌ایم و وارد کنگره شده‌ایم، حالا که آمدی و راهت را پیدا کردی، دیگر باید صبر کنی و برداشت درستی از این مسیر داشته باشی؛ یکی‌یکی قفل‌ها و درهای مشکلات به روی تو باز می‌شوند. این را نیز بگویم که هر در و مشکلی که باز می‌شود، پشتش درهای دیگری است؛

یعنی باید سعی کنیم یکی پس از دیگری درها را باز کنیم؛ قرار نیست که زندگی ما و مشکلات ما با باز کردن یک در حل شده و تمام شود؛ چون همه‌ ما می‌دانیم که هدف انسان از به دنیا آمدن، رسیدن به رشد، کمال، دانایی و تزکیه‌ خودش است؛ انگار که دنیا مکانی برای همه‌ ما است که امتحان بشویم و بتوانیم خودمان را مرحله‌ به‌ مرحله بالاتر ببریم و خود را رشد بدهیم؛ اگر به این تفکر رسیدیم، خیلی راحت‌تر می‌توانیم این مسیر را طی کنیم و آرامشمان نیز بیشتر می‌شود. من دیگر بحث را به شما می‌سپارم؛ قرار است در مشارکت‌های قشنگتان، وادی هفتم را بیشتر بشکافید.

اعطای تقدیرنامه به اعضای لژیون سردار

مرحله رهایی ۴۰ سی‌دی همسفر فرزانه و مرحله رهایی ۴۰ و ۳۰ سی‌دی همسفر فرزانه رهجویان راهنما همسفر حوریه

مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر وحید
لژیون خدمتگزار: بیست‌و‌یکم
تایپیست و عکاس: همسفر فاطیما رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون بیست‌و‌ششم)
ویرایش و ثبت: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...