English Version
This Site Is Available In English

حقیقت یعنی واقعیت یک موضوع

حقیقت یعنی واقعیت یک موضوع

جلسه دوازدهم از دوره چهل و چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ابوریحان به استادی پهلوان همسفر اعظم، نگهبانی همسفر زهره و دبیری همسفر نرگس با دستور جلسه (وادی هفتم: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نمائیم.» و تاثیر آن روی من)  روز سه‌شنبه ۲۴ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحال هستم و خدا را شکر می‌کنم که در جمع شما دوستان عزیز هستم. سپاسگزار خداوند هستم که باز هم توفیق داد تا امروز در این جایگاه قرار بگیرم. بسیار سپاسگزارم از آقای مهندس و خانواده محترمشان که این شرایط را برای ما فراهم کردند تا روی این صندلی‌ها بنشینیم و در کنار همدیگر آموزش بگیریم و خدمت کنیم. از ایجنت نمایندگی، از نگهبان سردار و نگهبان جلسه بسیار سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند. ان‌شاءالله جلسه خیلی خوبی را در کنار هم داشته باشیم. امروز یک خدا را شکر ویژه از خدای خودم کنم که هنوز هم بدنم در حال لرزیدن است چون من پنج دقیقه به ۴ حرکت کردم و دیدم ۲۷ دقیقه طول می‌کشد تا برسم؛ ولی در اتوبان امام علی تصادف شده بود و ترافیک سنگینی بود و گفتم خدایا خودت فقط راه را برایم باز کن که شرمنده نشوم. واقعا ممنون خدای خودم هستم که راه باز شد و توانستم خودم را برسانم. حالم خیلی خراب بود وقتی دیدم دارم عقب می‌مانم؛ ولی با روی باز ایجنت همسفر فاطمه، مرزبان همسفر سعیده و مرزبان همسفر فاطمه روبه‌رو شدم واقعا حالم خوب شد. خدا را شکر.

دستور جلسه این هفته، وادی هفتم است و می‌گوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم.» مهم‌ترین چیزی که می‌توانم از این دستور جلسه برداشت کنم و می‌خواهد به من یاد دهد این است که برای رسیدن به حقیقت، دو چیز را باید یاد بگیرم: یکی یافتن راه درست و دیگری برداشت درستی که از یک راه داشته باشم.

حالا حقیقت چیست که در وادی هفتم می‌گوید؟ حقیقت یعنی واقعیت یک موضوع، چیزی است که وجود دارد، نه آن چیزی که در ذهن خودم تصور می‌کنم. مشکلات اصلی مسافرهای ما چه بود؟ این بود که مصرف‌کننده بودند. ما در ظاهر برای مصرف‌کننده‌هایمان به کنگره آمدیم؛ ولی در ادامه چه راه‌حل‌هایی برای دیگر بیماری‌ها باز می‌شود و مصرف‌کننده‌های ما، خواسته یا ناخواسته، در مسیری قرار گرفتند که خودشان را به درمان برسانند و فکر می‌کردند کوتاه‌ترین راه، بهترین راه است و برای همین هم از هزاران راه می‌رفتند تا به درمان برسند. یا عزیزانی که اضافه‌وزن دارند و در جامعه ما متأسفانه افراد خیلی زیادی با آن روبه‌رو هستند، و از روی ناآگاهی راه‌های اشتباه می‌روند و به جای اینکه بهتر شود، بدتر می‌شد و سر از مسلخ در می‌آوردند. خدا را شکر که راه کنگره باز شد و راه درمان اعتیاد، درمان سیگار، درمان چاقی و درمان انواع بیماری‌ها مثل سرطان، ام‌اس، کولیت و خیلی چیزهای دیگر باز شد و این عزیزان توانستند به درمان برسند.

این هفته خدمتگزار لژیون سردار است و اگر بخواهم دستور جلسه را به لژیون سردار ربط دهم، یکی از راه‌هایی که انسان می‌تواند خودش را بشناسد و رشد پیدا کند، همین خدمت در لژیون سردار می‌باشد که می‌تواند بخشش داشته باشد و خدمت کند. شاید در ظاهر ما پولی را در قسمت سردار پرداخت می‌کنیم و یک کمک مالی می‌کنیم؛  ولی در ظاهر این نیست؛ در حقیقت من دارم ظرف وجودی خودم را بزرگ می‌کنم و خواسته‌های خودم، اگر بیشتر و بزرگ‌تر باشد، به آن می‌رسم. شما یک درخت را در نظر بگیرید که هرچه ریشه آن بیشتر و قوی‌تر باشد، میوه آن بیشتر است. انسان‌ها هم همین‌طور هستند؛ اگر در مسیر خدمت و بخشش قرار گیرند، توان خدمت آن‌ها بیشتر می‌باشد و ریشه‌شان محکم‌تر می‌شود. در لژیون سردار، در اصل ما ریشه‌های خود را قوی‌تر می‌کنیم و اینجا برمی‌گردیم به جمله اول: راه درست و برداشت درست.

حالا دو نفر ممکن است در لژیون سردار خدمت مالی داشته باشند؛ یکی می‌گوید: «من خدمت مالی می‌کنم، پولی می‌دهم و تمام می‌شود.» اما یکی برداشتش این است: «من آمده‌ام در مسیری قرار گرفته‌ام و یک هدف بزرگ‌تری را باید برای خودم ایجاد کنم و حال دیگران هم برایش مهم است و کمک می‌کند و قدم‌هایش را بزرگ‌تر برمی‌دارد، خدمت مالی بیشتری انجام می‌دهد تا به یک عزیز دیگر و به کسی دیگر که دردمند و نیازمند یاری است، کمک کند.»

وقتی در لژیون سردار قرار می‌گیریم، شاید یک سؤال برای ما پیش آید که اصلاً من برای چه این کمک را بکنم؟ مگر خودم واجب نیستم؟ مگر زندگی من مهم نیست؟ اما در اصل، اگر آموزش گرفته باشم، اگر راه درست را یاد گرفته باشم، می‌دانم هرچه کمک کنم، به من بیشتر برمی‌گردد؛ خیر، برکت و فراوانی آن بیشتر می‌شود.‌ شاید در صور ظاهر چیزی متوجه نشوم؛ ولی در صورت پنهان چی؟ آیا در صور پنهان هم همین‌طور است؟ قطعاً اتفاقات و مسائل در زندگی تک‌تک ما ایجاد می‌شوند که به برکت خدمت در لژیون سردار، این‌ها همه از بین می‌روند و آن گره‌های ما باز می‌شوند.

اگر من در لژیون سردار خدمت می‌کنم، نباید هیچ چشم‌داشتی داشته باشم، نباید دنبال آن دریافتش باشم؛ چون من واقعاً دریافت‌ها را کرده‌ام. اگر من در سفر اول بودم، در سفر دوم دیگر یاد گرفتم و می‌دانم و من آن چیزی را که نمی‌توانستم در هیچ کجای دنیا به‌دست بیاورم، در کنگره۶۰ به‌دست آورده‌ام. آن چه هست؟ درمان اعتیاد مسافرم است که راه‌های زیادی را خودم اشتباه می‌رفتم و خدا را شکر، راه درست را در کنگره پیدا کردم و توانستیم به درمان برسیم. حالا برداشت من این است که قدم‌های خودم را بلندتر کنم و بیایم در لژیون سردار خدمت مالی زیادی انجام دهم. اگر امسال سردار هستم و ۶ میلیون واریز می‌کنم، سال دیگر تلاش کنم برای اینکه خودم را به ۱۰ میلیون و ۲۰ میلیون برسانم. حالا اگر شرایطش را ندارم، دنور نشوک؛ ولی آن توان بخشیدن من باید از روی آگاهی باشد؛ اگر از روی احساسات باشد، قطعاً حال من را خراب می‌کند؛ اگر از روی معامله باشد، قطعاً حال من را خراب می‌کند.

وقتی به لژیون سردار نگاه می‌کنم، خدا را شکر روز‌به‌روز اعضا بیشتر می‌شوند و این چرخه بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شود. با اینکه شرایط اقتصادی جامعه بد است؛ ولی خدا را شکر، از روی درک و شعوری که انسان‌ها در لژیون سردار به‌دست آوردند، همه توان مالی خود را بیشتر می‌کنند و وقتی اعضا زیاد می‌شوند، مثل یک رودخانه است؛ هرکدام از ما اعضا حکم یک قطره را داریم؛ وقتی قطره‌ها کنار هم قرار می‌گیرند، تبدیل به رودخانه می‌شوند و این رودخانه حرکت ایجاد می‌کند.

برای من اعظم، منِ همسفر، وقتی در کنگره تغییر می‌کنم، جهش و حرکت در من ایجاد می‌کند و قرار بر این می‌شود که قدم‌های بیشتری بردارم. وقتی قدم‌هایم بیشتر می‌شود و حال من خوب می‌شود و وقتی یاری‌رسان دیگران می‌شوم، وسعت نگاه من بیشتر می‌شود و کارهای بهتر و خدمت بزرگ‌تری در کنگره انجام می‌دهم. و اینجا همان ملک لامکان است که آقای مهندس می‌گوید؛ که من می‌رسم به جایگاهی که حساب‌گرانه فکر نکنم، برای کاری که در کنگره می‌کنم، دودوتا چهارتا نکنم؛ حالا می‌خواهد خدمت مالی باشد یا خدمت معنوی باشد.

امیدوارم همه ما  بتوانیم در راهی که قرار می‌گیریم، قدم‌هایمان را بزرگ کنیم و قدر این جایگاه را بدانیم، قدر صندلی‌هایی که به دست آورده‌ایم بدانیم و از کنگره هیچ‌وقت فاصله نگیریم و در مسیر آموزش کنگره باشیم. خدا را شکر که آقای مهندس به فکر تک‌تک ما هستند که امسال با شرایطی که پیش آمده است؛ ولی باز این فرصت را به همه دادند تا عزیزان بتوانند  تعهدات سال گذشته را که نتوانستند تا اینجا به عمل برسانند، تا اول آبان فرصت دارند که انجام دهند تا در گلریزان ۱۴۰۵، ان‌شاءالله بدهکار نباشیم و بتوانیم شرکت کنیم.

از خداوند می‌خواهم که دنورهای زیادی به جمع ما اضافه شوند، پهلوان‌های زیادی به ما اضافه شوند. اگر دنوری ۲،۳ سال در جایگاه دنوری هست، ترس را از خود دور کند و برود اجازه‌ای برای پهلوانی از آقای مهندس بگیرد؛ برای این کار نیاز نیست حساب من پر باشد. مطمئن باشید اگر قرار است که اتفاق افتد، قرار فقط اجازه‌ای است که آقای مهندس می‌دهد. ان‌شاءالله بهترین‌ها برای شما باشد و باز هم شاکر خداوند هستم که توانستم خودم را به جلسه برسانم.

رهایی تغذیه سالم همسفر نرگس رهجوی راهنما تغذیه سالم همسفر زینب

مرزبانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر رضا
تایپیست: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم)
عکاس: راهنما تازه‌واردین همسفر معصومه
ویرایش: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رؤیا (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: همسفر سعیده مرزبان خبری
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .