به نام قدرت مطلق الله
جلسه دوم از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی بوئین زهرا، با استادی دیده بان محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه "وادی هفتم و تأثیر آن بر روی من" در روز سهشنبه 24 شهریور ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم یک مسافر. خیلی خوشحالم که خداوند توفیق داد امروز در کنگره ۶۰ نمایندگی بوئین زهرا باشیم. از ایجنت محترم لژیون مرزبانی و همینطور تمام خدمتگزاران نیز متشکر هستم. دستور جلسه این هفته وادی هفتم و تاثیر آن بر روی من است. تیتر وادی هفتم «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه، و دیگری آنچه برداشت مینماییم» می باشد. ما به جلساتی که رأس ساعت ۱۷ در روزهای فرد در نمایندگیهای کنگره برگزار میشود کارگاههای آموزشی میگوییم. به این دلیل کارگاه آموزشی میگوییم که طیف وسیعی از افراد از جمله مرزبانها، راهنمایان، ایجنت، اعضای سفر اول و اعضای سفر دوم و... همگی میآیند و نظراتشان را درباره یک موضوع خاص به اشتراک میگذارند، که اشتراک این دیدگاهها بار آموزشی را برای ما رقم میزند. محتوا و خوراک کارگاههای آموزشی دستور جلساتی هستند که در طول سال برگزار میشود. دستور جلسات هفتگی در طول یکسال نیز یک لیست ۴۸ عددی از عناوین آموزشی است. اگر دقت کرده باشیم همین ۴۸ عنوان آموزشی خود به تنهایی یک سرفصل آموزشی میباشد که ممکن است مانند این محتوا را در هیچ جایی نتوان پیدا نمود. ما در کنگره منابع آموزشی مختلفی از جمله سیدیهای آموزشی آقای مهندس و استاد امین کتابهای آقای مهندس جزوههای استاد امین و... را دارا هستیم. خود دستور جلسات نیز در کنار این موارد به تنهایی یک منبع آموزشی است و یک روند خاص آموزشی خودش را طی مینماید. یک سفر اولی از زمانی که وارد کنگره میشود در طی مدت زمان یک سالی که تحت درمان قرار می گیرد این دستور جلسات به صورت پشت سر هم به او آموزش داده میشود. بنابراین دستور جلسات در کنگره ۶۰، خودشان به تنهایی یک منبع آموزشی میباشند؛ در غیر این صورت اصلاً نیازی به برگزاری کارگاههای آموزشی نبود که به خاطر آن، کنگره ۶۰ متحمل هزینههای زیادی بشود.
مهمترین اتفاقی که در کارگاههای آموزشی میافتد محتوای گنجانده شده در دستور جلسات میباشد. حال برای اینکه یک دستور جلسه را به صورت کامل یاد بگیریم چه کاری بایستی بکنیم؟ اولین کسی که درباره دستور جلسات صحبت میکند خود آقای مهندس هستند. خوب چه کسی بهتر از آقای مهندس، ایشان معمار و طراح اصلی کنگره ۶۰ هستند. پس برای منی که عضوی از کنگره ۶۰ میباشم واجب است که اولین مشارکتی که درباره دستور جلسه می شنوم مشارکت خود آقای مهندس باشد؛ تا من در ابتدا علت تدوین این دستور جلسه را از زبان خود آقای مهندس بشنوم و سپس بیایم برداشتم از صحبتهای ایشان را به اشتراک بگذارم. به عنوان مثال دستور جلسه این هفته وادی هفتم است که منبع اصلی آن سی دی و کتاب ۱۴ وادی میباشد. پس اگر من بخواهم وادی هفتم را به درستی فرا بگیرم بایستی در ابتدا صحبتهای آقای مهندس را گوش دهم، سی دی وادی هفتم ایشان را گوش بدهم و متن وادی هفتم در کتاب ۱۴ وادی را نیز به خوبی مطالعه کرده باشم و سپس به جلسه بیایم و مشارکت اعضا را گوش کنم و خودم نیز اگر بتوانم مشارکت انجام بدهم، تا بتوانم این وادی را به درستی فرا بگیرم و در ادامه بتوانم به وادی بعدی مراجعه کنم.
.jpg)
در غیر این صورت اگر من این دستور جلسه را فرا نگیرم و به دستور جلسه بعدی بروم بدین معناست که من در فرآیند آموزش قرار ندارم. کسی که وادیها را به درستی فرا گرفته باشد میتواند به آسانی به دیگران نیز این وادیها را توضیح بدهد به گونهای که هم یک شخص کم سواد بتواند موضوع را متوجه بشود و هم یک دکتر و بالاتر از آن. من میدانم که دانشمند قرن آقای مهندس که نمونه ایشان در هیچ جای دنیا وجود ندارد، آمدهاند و روشی را برای درمان بیماری اعتیاد ارائه داده اند که نمونه آن نیز در هیچ کجای دنیا تا به حال پیدا نشده است و هیچکس نیز نتوانسته پیدا کند، که اسم این روش متد دی اس تی است. ایشان صورت مسئله اعتیاد و آسیب شناسی اعتیاد را نیز مطرح نمودند. همه قبول دارند که اعتیاد یک بیماری است، ولی نمی دانند که این بیماری دقیقاً با بیمار چه کرده است؟ کجای جسم بیمار را خراب کرده است؟ ما در کنگره به این سوالات به آسانی تمام پاسخ دادهایم؛ گفتهایم که بیماری اعتیاد سه قسمت جسم، روان و جهان بینی یک شخص را از تعادل خارج نموده است. در قسمت جسم به سیستم ایکس آسیب رسانده است، سیستم ایکس، سیستمی است که مجموعه ناقلهای عصبی نوروترانسمیترها و هورمونهای درون ریز و برون ریز و... در آن موجود می باشد. که در این سیستم مخدرهای طبیعی بدن دیگر تولید نمیشوند و جای خود را با مخدرهای مصنوعی عوض کرده اند. اگر مخدر از درون تولید نشود و از بیرون نیز به بدن نرسد خماری به وجود میآید. حال در قسمت روان، آیا مصرف کننده مواد مخدر یک بیمار روانی است؟ خیر، چون جسم یک شخص مصرف کننده از تعادل خارج شده است روان او نیز از تعادل خارج میشود. در قسمت جهانبینی نیز یعنی برداشت ادراک احساس و دریافت در دنیای درون و دنیای بیرون ما به چه صورت است؟ که این نگرش نیز به واسطه مصرف مواد مخدر از تعادل خارج شده است، که به آن جهان بینی مبتلا به جهل و نادانی نیز گفته میشود. همه این آسیبها باعث شده است که شخص از تعادل طبیعی خارج بشود و تصمیماتی را بگیرد که معمولا با پشیمانی همراه است. در قسمت جسم داروی اوتی و پروتکل دی اس تی، سیستمها را دوباره احیا مینماید. در قسمت روان که خود تابعی از جسم و جهان بینی است در طول ۱۰ ماه سفر به صورت خود به خود به همراه آن دو مورد خوب میشود. اما جهان بینی نیازمند آموزش است. در جهان بینی بایستی مطالب درست آموزش داده شود تا این مطالب درست جایگزین مطالب غلطی بشود که در گذشته آموختهایم. حال مهمترین آموزشی که ما میبینیم تا جهان بینی غلط را کنار بگذارد و جهان بینی درست را جایگزین آن کند چه چیزی است؟ ۱۴ وادی کتاب عشق میباشد. وادیها شخصیت و جهانبینی را عوض میکنند. در وادی اول گفته میشود که با تفکر ساختارها آغاز میگردد، بدون تفکر آنچه که هست رو به زوال می رود؛ به راستی که تفکر شخصیت را عوض میکند. شخصیتی که قبلاً بدون تفکر تصمیم میگرفت اکنون قبل از هر کاری تفکر میکند. در وادی سوم گفته میشود که هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند. این تیتر واقعاً شخصیت یک انسان را عوض میکند. در زمان اعتیاد یک شخص از عالم و آدم طلبکار است و منتظر است که دیگران بیایند و او را به درمان برسانند. وادی سوم میگوید که این تفکر را کنار بگذار که خودت کردی و باید خودت نیز آن را درست کنی و هیچکس نیز قرار نیست به تو کمک کند. پس در طول یک سال و آموزش این مطالب واقعاً جهان بینی یک شخص را به کلی دگرگون میکند که شخصیت گذشته فرد از بین میرود و یک شخصیت جدید به وجود میآید و در آن زمان است که میگوییم درمان اتفاق افتاده است. پس اکنون اهمیت و فلسفه وادی را متوجه شدیم. در وادی هفتم گفته میشود ه رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم. در این تیتر تفاوت حقیقت با واقعیت در این است که واقعیت ممکن است بعد از مدتی تغییر کند، اما حقیقت چیزی است که هیچگاه تغییر نمیکند. راستی و درستی همیشه حقیقت است زیرا چیزی است که در گذشته ارزشمند بوده اکنون نیز ارزشمند است و در آینده نیز ارزشمند خواهد بود. خارج شدن از دنیای جهل و نادانی میتواند حقیقت باشد یا رسیدن به جهان بینی درست نیز یک حقیقت است. ورود به کنگره ۶۰ میتواند یک رمز باشد و استفاده کردن از مطالب آن نیز، راز آن و در نهایت برداشت ما از این موارد. پس مسئله اینجاست که آیا پس از ورود به کنگره تغییری در ما ایجاد شده است؟ امید است که همواره قدر کنگره ۶۰ و مطالبی که در درون آن به ما آموزش داده میشود را بدانیم.
تایپ: همسفر محمد
تنظیم و بارگذاری: همسفر محمد
عکاس: همسفر امیر حسین
با تشکر؛ گروه سایت نمایندگی بوئین زهرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
146