English Version
This Site Is Available In English

کشف حقیقت در لژیون سردار

کشف حقیقت در لژیون سردار

دوازدهمین جلسه از دور پنجم جلسات لژیون سردار نمایندگی آکادمی، با استادی دیده‌بان محترم مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر مسعود، خزانه‌داری مسافر مجید و دبیری مسافر هادی با دستور جلسه "وادی هفتم: رمز و راز کشف حقیقت در دوچیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم." بیست و سوم شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر. بسیار خرسندم که در خدمت شما هستم و امیدوارم جلسه خوبی داشته باشیم. همه ما در کنگره ۶۰ در حال آموزش دیدن هستیم و مدام تجربیات خود را با یکدیگر به اشتراک می‌گذاریم؛ چرا که تجربیات، ارزشمندترین دارایی هر یک از ما هستند. شاید کمتر یکدیگر را ببینیم و کمتر سخنان یکدیگر را بشنویم، به همین دلیل تلاش می‌کنم شِمایی کلی از کنگره ۶۰ ارائه دهم تا بدانیم در چه جایگاهی قرار گرفته‌ایم. ما یک «سفر اول» داریم که در نوشتارهای کنگره ۶۰ و همچنین در سخنان مهندس دژاکام مرتب با آن مواجه می‌شویم؛ اینکه ما انسان‌هایی هستیم که در دام اعتیاد گرفتار شده‌ایم اما خواهان رهایی هستیم. این دام اعتیاد پهن شده و من در آن به دام افتاده‌ام و قرار است از آن بیرون بیایم؛ خروج از این دام مستلزم طی کردن دو سفر است. با دقت در نشان (لوگوی) کنگره ۶۰ با سه عبارت کلیدی و مفهومی مواجه می‌شویم: معرفت، عمل سالم و عدالت. در واقع تمامی فعالیت‌های کنگره ۶۰ بر اساس همین سه عبارت استوار است؛ یعنی اگر قرار باشد کل کنگره ۶۰ را یک‌جا تجسم کنید، باید طبق این مثلث حرکت کنید.

یک مسافر سفر اول روی ضلع جسم حرکت می‌کند که برای آن بازه زمانی ۱۰ تا ۱۲ ماه در نظر گرفته شده است. بنابراین برای این بخش زمانی مشخص شده است، اما برای ضلع بعدی که «عمل سالم» است، زمان و محدودیتی تعیین نکرده‌اند. بیان شده است که ابتدا باید معرفت کسب کنید و عمل سالم انجام دهید تا عدالت درباره شما جاری و اجرا شود. این سه مؤلفه همواره در کنگره ۶۰ حضور دارند. اگر می‌خواهید حرکت کاملی داشته باشید، باید این سه ضلع را به‌طور کامل همراه خود داشته باشید؛ کمال در اینجا یعنی تعادل در جسم (که طی ۱۱ ماه در سفر اول حاصل می‌شود و نمود آن بیشتر در روان مشهود است)، معرفت، عمل سالم، عقل، عشق، جسم و روان. در مرحله دوم، زمانی که حرکت می‌کنید، هدف ایجاد تعادل در روان است. یعنی هنگامی که سفر اول شما پس از ۱۱ ماه به پایان می‌رسد، به دستاورد بزرگی دست یافته‌اید که برای ورود به مرحله دوم لازم است، اما کافی نیست. اگر حرکت نکنید، روان متعادلی نداشته باشید و نتوانید عمل سالم را در مرحله دوم پیاده کنید، دیگر قادر به ادامه سفر خود نخواهید بود. ادامه مسیر در «خدمت کردن» نهفته است.

شما یک مرحله را پشت سر گذاشته‌اید و در واقع ۱۱ ماه مجری و بهره‌مند از روش درمان DST بوده‌اید و سپس وارد مرحله دوم شده و از دام اعتیاد رهایی یافته‌اید. اکنون در شرایطی هستید که در یک سربالایی ترمز دستی را کشیده‌اید؛ اگر ترمز دستی را رها کنید، دوباره به سمت اعتیاد بازخواهید گشت. بنابراین باید روی ضلع دیگر حرکت کرده و بر روی روان خود کار کنید تا بتوانید عمل سالم را انجام دهید. اما عمل سالم را در کجای کنگره ۶۰ می‌توان یافت؟ در یک «جایگاه». در سفر اول، یک «جا» همراه با «زمان» به شما اختصاص داده بودند؛ یعنی یک «جا» و یک «گاه» (به معنای زمان). یک مکان و محدودیتی ۱۱ ماهه برای آن تعیین کرده‌اند. صندلی مشخصی به شما داده می‌شود که اگر فرمول ارائه‌شده را اجرا کرده و فرمان‌برداری کنید، می‌توانید جسم خود را به تعادل ۹۰ درصدی برسانید. برای مرحله دوم که مربوط به روان است نیز نیاز به یک جایگاه، زمان و مکان وجود دارد تا بتوانید بر آن سوار شده، روان را به تعادل برسانید و عمل سالم انجام دهید؛ این بستری است که در کنگره ۶۰ فراهم شده است.

تمامی ما که این شال‌ها را بر گردن داریم، همگی به دنبال دستیابی به تعادل در عمل سالم، اصلاح روان و بهبود خلق‌وخوی خود هستیم و در کنگره ۶۰ آموزش می‌بینیم. اما آیا این مقدار کافی است؟ جسم، روان، جهان‌بینی... عدالت و ایمان چه می‌شوند؟ این مفاهیم را در کجا می‌توان یافت؟ در کجا جهان می‌تواند با شما سخن بگوید؟ در باور؛ در وادی چهاردهم: «آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.» اگر دستاوردهای سفر اول را گردآوری کردیم، وارد مرحله دوم شدیم و توانستیم دستاویزی پیدا کنیم... این شال‌ها دستاویزهایی هستند که دست خود را به آن‌ها می‌گیریم تا ارتقا یابیم؛ هرچند گاهی همین دستاویزها ممکن است به حلق‌آویز تبدیل شوند و این جایگاه‌ها مسیر فرد را کاملاً منحرف کنند، فرقی هم نمی‌کند مرزبان باشد یا دیده‌بان. لژیون سردار نیز برای همین جایگاه تشکیل شده است. لژیون سردار جایگاهی است که زمان و مکان مشخصی برای آن تعیین شده تا بتوانید ایمان، عدالت و جهان‌بینی را در مسیر حرکت همراه خود داشته باشید. از هر کس نیز به اندازه ظرفیتش انتظار می‌رود.

یک راهنما به اندازه توانایی خود، افراد را در لژیون دور هم جمع می‌کند. پس از رهایی نیز از هر فرد به میزان توانمندی‌اش انتظار می‌رود؛ یک نفر در آبدارخانه خدمت می‌کند و دیگری به‌عنوان نگهبان نظم می‌ایستد و هیچ تفاوتی میان این خدمت‌ها وجود ندارد. در ابتدای سفر اول از فردی می‌پرسند مصرفت چه بوده است؟ می‌گوید «به اندازه یک بال مگس شیره» و دیگری می‌گوید «نیم کیلو». به هر دو گفته می‌شود شما با نیم کیلویت وارد بازی شو و شما هم با همان یک بال مگست. شما با خدمت در آبدارخانه و نگهبانی نظم وارد بازی شوید و من هم با خدمت دیده‌بانی. این‌ها همگی دستاویز هستند تا حرکت کنید. آیا در ادامه می‌توانید خلق‌وخوی خود را تغییر دهید؟ آیا می‌توانید آداب معاشرت را آموزش ببینید؟ آیا می‌توانید مردم‌دار و مؤمن باشید و گفتار و رفتارتان یکی باشد؟ این موضوعات در این بخش مطرح می‌شوند. در نهایت، آخرین ضلع یا آن عاملی که صور پنهان، صور آشکار، جسم، روان، عقل و عشق ما را شکل داده و هماهنگ می‌کند، «ایمان» است؛ آنجایی که باید ببخشید.

اما از چه چیز باید بخشید؟ از ماده؛ زیرا ما در جهان مادی زندگی می‌کنیم که نیمی از آن معنوی و نیم دیگرش مادی است. باید دید آیا می‌توانید سوار بر مادیات شوید؟ جناب مهندس را نمی‌دانم، اما هر سی‌دی که گوش می‌دهید، بخش ورودی و پایانی آن با موضوع خدمت مالی همراه است. چرا کنگره تا این حد بر خدمت مالی تأکید می‌کند؟ جناب مهندس و کنگره به دنبال چه هستند؟ آیا به دنبال پول هستند؟ من که بیش از بیست سال است در کنگره حضور دارم، اصلاً چنین برداشت نکرده‌ام. کنگره به دنبال راهنما و خدمت‌گزار می‌گردد؟ خیر، آنچه اهمیت دارد این است که «ما در پی هم روان شده‌ایم» و این جریان همواره ادامه دارد؛ درست مانند وادی هفتم. در کنگره نمی‌توانید عکس یادگاری بگیرید یا زاویه امنی برای خود بسازید. هیچ چیز پنهانی در کنگره وجود ندارد. اگر من بخواهم در لژیون زاویه‌ای برای خود بسازم و پنهان شوم، امکان‌پذیر نیست؛ چرا که کنگره دائماً جاری است. یک بخش از زندگی ما کنگره، بخشی خانواده و بخش دیگر کار است؛ کسی می‌تواند بگوید در کنگره آموزش می‌بیند که بتواند این سه بخش را هم‌زمان همراه خود داشته باشد.

آنچه به ما اجازه می‌دهد در این جمع بزرگ بنشینیم، میکروفون به دست بگیریم و از دستاوردهای بزرگ سخن بگوییم، این ساختار است. درمان به روش DST رایگان است؛ یعنی بخش جسم و سفر اول ۱۱ ماهه کاملاً رایگان ارائه می‌شود. اما برای مراحل بعدی، اگر می‌خواهید پیش بروید، باید ساختار طبیعت را درک کنید. باید بدانید چرا این درخت در این فصل‌ها میوه می‌دهد، علت این باران، باد و تغییرات خاک چیست. یعنی در حال ورود به ساختار طبیعت هستید و می‌خواهید طبع شما با طبیعت یکی شود. طبیعت چگونه شما را بشناسد؟ جنس آن از ماده است و ماده را می‌شناسد. ببینید آیا می‌توانید ماده را باروَر کنید تا فرزندی صالح برای شما به دنیا آورد؟ آیا ماده از شما فرمان‌بری دارد؟ برخی اموال دیگران را می‌خورند؛ یا گاهی فرد می‌خواهد کاری انجام دهد اما پیش نمی‌رود و به پول فرمان می‌دهد ولی آن‌گونه که باید کارایی ندارد. جناب مهندس در وادی پنجم درباره پس‌انداز چه می‌گویند؟ می‌فرمایند بخشی از آن برای امروز شماست، بخشی برای فردای شما که باید پس‌انداز شود، بخشی معنا و مفهوم دارد و بخشی از آن متعلق به شما نیست بلکه برای دیگران است.

وقتی در این جایگاه قرار می‌گیرید و فرمان‌برداری می‌کنید، سیستم ایکس شما به‌طور ناخودآگاه فعال می‌شود. هنگامی که من در جایگاه خدمت‌گزار شال می‌گذارم، می‌بینم حداقل دستاورد آن، متعادل شدن روانم در کنگره است. وقتی وارد لژیون سردار می‌شوید (که البته همه ما عضو لژیون سردار هستیم و همگی در جشن گل‌ریزان خدمت‌گزار هستیم)، اگر هر ماه یا ۴۵ روز یک‌بار دور هم جمع می‌شویم، برای این است که این تجمع دستاورد خدمت است. از شما می‌خواهند بخشش را تعریف کنید؛ آنچه شما می‌گویید بخشش به معنای واقعی نیست، هست اما تمام آن نیست؛ چرا که بخشش قابل اندازه‌گیری نیست. جناب مهندس می‌گویند خوش‌بختی را تعریف کنید و می‌فرمایند خوش‌بختی قابل اندازه‌گیری نیست. جالب اینجاست که بدبختی هم قابل اندازه‌گیری نیست؛ اما همه ما می‌دانیم وقتی در کنگره هستیم، خوش‌بختیم، حالمان خوب است و از انرژی برخورداریم. خوش‌بخت کسی است که بتواند خود را تغییر دهد و ثانیه کنونی‌اش را با ثانیه بعدی متفاوت و بهتر سازد.

در کنگره این اجازه به شما داده می‌شود، اما مسئله این است که تا چه حد می‌توانیم دانش کنگره را با خود حمل کنیم؟ آیا فقط تا دم در، یا آن را تا سفره خانه و رفتار با خانواده نیز همراه می‌بریم؟ این بحثی که اکنون مطرح می‌کنیم درباره «ماده» است. این قدرت به ما داده می‌شود که دانش خود را فراتر از اینجا ببریم؛ نگران این شال، زاویه شخصی‌ام، یا بودن و نبودنم در کنار جناب مهندس باشم، یا نگران اینکه دوره چهارساله‌ام تمام شد چه کنم. کنگره نیز دارای صور آشکار و صور پنهان است. آیا تصور کرده‌اید تنها جسم است که صور آشکار و پنهان دارد؟ هر آنچه در هستی وجود دارد دارای یک بخش آشکار و یک بخش پنهان است. بخش بزرگ کنگره نیز پنهان است و جناب مهندس هر روز درباره صور پنهان و بخش بزرگ کنگره سخن می‌گویند. چگونه می‌توان وارد صور پنهان شد، آن را دید و شنید و سپس قدرت عمل پیدا کرد؟ این امر با «بخشش» رخ می‌دهد. بخششی که در کنگره تجربه می‌کنیم باید به گونه‌ای باشد که بتوانیم آن را در بیرون از کنگره نیز پیاده کنیم.

در کنگره ما به یکدیگر احترام می‌گذاریم؛ اگر مرزبان سخنی گفت، همکار طعنه‌ای زد یا دیده‌بان نقد تندی کرد، می‌گوییم ایرادی ندارد، او دیده‌بان است. اما آیا اگر همسرم نیز چنین سخنی گفت می‌توانم همین‌گونه رفتار کنم؟ آیا می‌توانم کاسب خوبی باشم و گران‌فروشی نکنم؟ کنگره تنها به این فضا و مکان محدود نمی‌شود؛ کنگره در بیرون از اینجا جریان دارد و اینجا تنها یک آزمایشگاه است. در اینجا همه با احترام برخورد می‌کنند؛ برای نمونه وقتی آقای زرکش وارد می‌شوند، کسی جرات نمی‌کند در برابر ایشان برنخیزد، اما آیا در بیرون از کنگره نیز وضعیت همین‌گونه است؟ کنگره از من می‌خواهد روی سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی کار کنم. بگردید و ضلع مربوطه را پیدا کنید. کنگره نیز جاری و روان است؛ مگر قرار است شما یا من در یک نقطه ثابت بمانیم؟ ما چه کاره هستیم؟ شما در آکادمی آموزش می‌بینید و خوشا به حال شما که سیستم این امکان را برایتان فراهم کرده است تا با قدرت به آموزش خود بپردازید. شعبه آکادمی حدود ۵ میلیارد تومان متعهد شده است؛ بنابراین این بازی و تعهد ناشی از آن بسیار اهمیت دارد.

شما در سفر اول دائماً وضعیت خود را اعلام می‌کنید که در چه مقطعی، چه میزان مصرف (سی‌سی) و چند روز است که سفر می‌کنید؛ این یعنی درخواست کمک و روشن کردن قدم به قدم مسیر. جناب مهندس می‌فرمایند هفته‌ای یک‌بار اعلام سفر کنید تا مشخص شود در کجای مسیر قرار دارید. درباره بخش مالی و مادی نیز باید وضعیت را مشخص کنید و زمانی که تعهدی می‌دهید، به آن عمل نمایید. بازی کنگره شوخی نیست. اینکه یک‌بار دنور یا سردار شوم کافی نیست؛ بازی بخشش ماهیت دیگری دارد. همه چیز وابسته به تکرار است. اگر می‌خواهید دل همسر خود را به دست آورید، با تکرار رفتارهای شایسته میسر می‌شود. اگر می‌خواهید کاسب خوبی باشید یا در کنگره به رهایی برسید، باید کارهای درست را به تکرار انجام دهید و جدی بازی کنید تا جدی هم نتیجه بگیرید. کسانی که در سفر اول جدی بازی نمی‌کنند، در سفر دوم دچار مشکل می‌شوند. به همان اندازه که روزگار، خانواده یا کسب‌وکار را به شوخی بگیرید، آن‌ها نیز شما را به شوخی خواهند گرفت. خواسته یا ناخواسته وارد یک بازی جدی شده‌اید، پس جدی بازی کنید.

حضور ماهانه ما در لژیون سردار برای همین جدی بازی کردن است. در سفر اول و در بحث خدمت در سفر دوم جدی باشید. جناب مهندس می‌فرمایند برای مسافر سفر اول، لژیون سردار مانند داروی درمان است. اگر حال مسافر خوب نباشد، ۶ میلیون تومان به چه کار می‌آید؟ می‌دانیم که «با تفکر ساختارها آغاز می‌شود»، اما در این وادی می‌گوید فکر نکن و ذهن را درگیر حواشی نکن؛ مسیر را که یافتید، حرکت کنید. در حرکت است که اتفاقات رخ می‌دهد و در بازی بخشش است که تغییر شکل می‌گیرد. کدام‌یک از ما در سفر اول تفکر کردیم؟ من که تفکر نکردم و تا کنون نیز در این باره تفکری نداشته‌ام؛ چرا که در برخی مراحل اجازه تفکر و دست‌دست کردن نداریم. به چه چیزی فکر کنید؟ اینکه داروی مصرفی ۰/۵ سی‌سی باشد یا ۰/۶ سی‌سی، یا ساعت ۶ صبح مصرف شود یا ۸ صبح؟ این موارد جای تفکر ندارد و تنها نیازمند عمل و فرمان‌برداری است. اگر معرفت و دانشی وجود دارد، باید اجرا شود. در کنگره این مسیر طی شده و انتهای آن روشن است؛ جناب مهندس خود این مسیر را پیموده‌اند و الگوی آن هستند.

امیدوارم بتوانید با قدرت این مسیر را طی کنید. تا کنون نیز با حمایت یکدیگر به اینجا رسیده‌ایم و از این پس نیز ادامه خواهیم داد. این‌ها حاصل تجربه ۲۲ ساله من است. افرادی با سابقه بیشتر از من نیز حضور دارند که وقتی سخن می‌گویند، گوش می‌دهم و رفتارشان را زیر نظر می‌گیرم تا ببینم آیا گفتار و رفتارشان یکی است یا خیر. اگر ببینم در بیرون کنگره نیز مانند درون آن عمل می‌کنند، تسلیم آموزش‌هایشان می‌شوم. نمونه بارز آن جناب مهندس دژاکام هستند که در بیرون، در منزل و در محیط کار دقیقاً مانند کنگره رفتار می‌کنند. بنابراین سی‌دی‌ها را واو به واو بنویسید و چیزی را حذف یا اضافه نکنید. سفر اول که تمام شد، چرا باید در سفر دوم خدمت کنیم؟ چون چیزی را نمی‌توانید با خود از این دنیا ببرید. اگر روی این صندلی نشستید و به رهایی رسیدید، اما شرایطی فراهم نکردید تا فرد دیگری به این جایگاه برسد، این صندلی آن‌قدر خالی می‌ماند تا روزی خودتان بازگردید و آن را پر کنید—تازه اگر اجازه بازگشت داده شود. این مسئله تا این حد جدی است. تنها جایی که می‌توان این سخنان را بیان و جاری کرد، همین لژیون است.

لژیون سردار عمومی‌ترین و جامع‌ترین لژیون کنگره است. هیچ‌کس نمی‌تواند در لژیون دیده‌بانان یا مرزبانان شرکت کند، زیرا لژیون‌های اختصاصی هستند؛ اما تنها لژیونی که همه—حتی بنیان کنگره—در آن حضور می‌یابند، لژیون سردار است؛ لژیونی که همگان باید عضو آن شوند و چاره‌ای جز این نیست. همین کمک‌های مالی ماست که تبدیل به میز، دیوار، ستون، سیستم سرمایشی و امکانات می‌شود. هر کجا بخواهند ساختاری بنا کنند، نیاز به منابع مالی است و لژیون سردار این مکان امن را برپا می‌دارد. اگر این ساختار نبود، این شال بر گردن چه مفهومی داشت؟ پس این موضوع را جدی بگیرید. آموزش‌ها در کنگره جاری و یکسان است، اما آنچه تفاوت ایجاد می‌کند «عمل سالم» است. کسی که توانایی انجام عمل سالم را پیدا کند، گویی او این آموزش‌ها را با چشم، گوش و حس‌های متفاوت‌تری درک و دریافت می‌کند. از این‌که به صحبت‌های من توجه کردید از همه شما سپاس‌گزارم.  

تایپ: مسافر حمید لژیون دوم، مسافر امید لژیون دوم
عکس و تنظیم خبر: مسافر محمدحسین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .