English Version
This Site Is Available In English

رسیدن به رشد و رهایی

رسیدن به رشد و رهایی

جلسه اول از دور اول جلسات ماهانه لژیون سردار نمایندگی خوانسار با نگهبانی پهلوان مسافر ناصر و دبیری مسافرسعید و استادی دنورمسافر امیر بادستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من» در روز سه‌شنبه در۲۴شهریورماه ۱۴۰۵ساعت۱۵:۴۵آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان امیر هستم یک مسافر 

کنگره ۶۰ در مباحث مالی به هیچ عنوان از هیچ سازمان غیردولتی و از هیچ شخصی، غیر از اعضای کنگره، کمک دریافت نمی‌کند. تمام مخارج کنگره ۶۰ توسط خود اعضا تأمین می‌شود، چه به صورت کمک و چه با هر نیتی که در قلب خود دارند. برای بقای هر سیستمی هم می‌دانیم که منابع علمی، نیروی انسانی و توان مالی لازم است. هیچ سیستمی بدون توان مالی نمی‌تواند ادامه دهد. مسافر رضا می‌گفت: اگر می‌خواهی نفست را تربیت کنی، با بخشش می‌توانی نفست را تربیت کنی. می‌گفت: شما در سفر اول، وقتی انسان می‌خواهد بخشش کند، می‌بیند که نمی‌تواند. چرا؟ زیرا من فکر می‌کردم اگر بخشش کنم، از دست می‌دهم؛ اما کمی که تفکر کردم، دیدم با بخشش به دست می‌آورم. من در سفر اولم از OT خودم می‌گذشتم و به رشد و رهایی دست پیدا می‌کردم. در سفر دوم خودم از غذای خودم می‌گذشتم و به کاهش وزن دست پیدا می‌کردم. بنابراین رمز و راز رشد و تربیت نفس نیز به نظر من همان بخشش است. ما برای هر کاری که می‌کنیم تفکر می‌کنیم. چرا من باید اصلاً کمک مالی بکنم؟ انسان وقتی کاری را با چرایی‌هایش انجام بدهد و تقلید نکند، به نظر من خیلی قوی‌تر جلو می‌آید. من به لژیون پزشکان نگاه می‌کردم. روز جمعه، ژورنال پزشکان را آقای مهندس صحبت می‌کردند. یک دکتر برجسته‌ای هم نشسته بود. دکتری سؤال کرد: آقای مهندس، کنگره ۶۰ در بحث درمان از همه سازمان‌های غیردولتی برتر است ولی شما فقط درمان می‌کنید، برای پیشگیری هیچ کاری نمی‌کنید. آقای مهندس فرمودند: الان اعتیاد پیچیده در کل کشور ما، یک جنگلی آتش گرفته است برای اینکه پیشگیری بکنید، اول باید آن آتش را خاموش بکنید، بعد سراغ پیشگیری بروید. خود خاموش کردن آتش باعث می‌شود که دیگر آن آتش پیشگیری نداشته باشد. خیلی قشنگ آقای مهندس جواب داد. واقعاً همین طور است آیا به نظر شما من یک روزی خودم مواد می‌کشیدم، بچه‌ام می رفت مواد مصرف می کرد، آمدم درمان کردم ولی امروز باز هم مصرف‌کنندگان دیگری در جامعه هستند. مصرف‌کنندگان مواد مخدر، معلمان اعتیادند. دیروز یک نفر، در مغازه به من گفت همین تو منو معتاد کردی. من معلم اعتیاد بودم. امروز اگر معلمین اعتیاد درمان شوند و دیگر معلم اعتیاد نباشند، معلم درمان اعتیاد شدیم. الان در بحث پیشگیری برای کنگره ۶۰ ما داریم کار می‌کنیم و خانواده‌هایی که می‌آیند اینجا آموزش می‌گیرند، واقعاً کمک بزرگی به کل جامعه می‌شود. پس پولی که من اینجا به عنوان دنور و سرداری برای پهلوانی می‌دهم، خیلی ارزشمند است. و بزرگ‌ترین کاری هم که کنگره ۶۰ می‌کند: یک وقت شما می‌خواهی به یک نفر کمک کنی، می‌روی دو میلیون می‌گیری و کیف و کتاب می‌خری برای بچه‌اش این کمک دادن به یک خانواده می شود، ولی کنگره ۶۰ ماهیگیری را یاد انسان‌ها می‌دهد. امروز می‌آید من را احیا می‌کند، به عنوان سرپرست خانواده، به گونه‌ای که خیرمن به خیلی‌های دیگر می‌رسد. لژیون سردار را من خیلی دوست دارم. چرا؟ چون یک روز یک مطالعه‌ای می‌کردم. آقای مهندس هم همیشه کتاب‌های پائولو کوئیلو را می‌خواند. یک کتاب صوتی بود، مال تولستوی بود. یکی از نویسندگان روسیه نوشته بود که هر کجا بخشش هست، خدا هم آنجاست. داستان درباره یک پیرمرد کفاشی بود به نام مارتین که زن و بچه‌اش را از دست می‌دهد و پانزده سال با خدا قهر می‌کند. یک شب در خواب صدایی به او می‌گوید فردا من از خیابان خواهم آمد، من عیسی هستم. او صبح به خیابان می‌رود و به چند نفر کمک می‌کند: پیرمردی که در برف افتاده بود، زنی با بچه‌اش که در سرما می‌لرزید و پسری که درگیر شده بود. شب که به خانه برمی‌گردد، عیسی مسیح را در همان سه تصویر می‌بیند و می‌فهمد هر کمکی که کرده، به خدا کرده است. و می‌خوام به شما بگم، قلبی که دچار بخشش قرار می‌گیره، دقیقاً خود خداوند توی اون قلب رسوخ می‌خوره و اجازه بخشش و خدمت کردن به دیگران را خداوند می‌دهد اما این اجازه را خداوند به هر کسی نمی‌دهد. با اصغر آقا منصوری رفتم، ختم مادرشون بود. گفت تو خوب می‌شی، چون دنبال راهنما امدی. گفت من ده سال خدمت مادرم را کردم و ناراحت نیستم، چون خداوند اجازه خدمت به پدر و مادر را به بچه‌ها می‌دهد. در پایان بگویم که هر کجا عشق هست، خداوند هم آنجاست. من هم بارها خواستم به کنگره ۶۰ بیایم، اما تلفن زدم به آقا احسان و گفتم من مأمورم و نمی‌آیم. سه روز بعد آقا احسان خودش مغازه من آمد. به نظر من این وجود خداوند بود که به او الهام کرد و آمد.پس اگر کسی بخشش می‌کند، دقیقاً دست خداوند می‌شود و می‌گوید دست‌هایی که کمک می‌کنند، مقدس‌تر از لب‌هایی هستند که دعا می‌کنند.

 

مشارکت اعضای لژیون مالی جهت گلریزان ۱۴۰۵

عکس وتایپ همسفر علی 

تنظیم وارسال مسافر محمد 

اعضای لژیون سردار نمایندگی خوانسار

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...