جلسه سوم از دوره نهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صبا به استادی راهنما همسفر مهری، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر زینب با دستور جلسه <<وادی هفتم و تاثیر آن روی من>> روز سهشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که به واسطه وادی هفتم و این دستور جلسه در خدمت شما هستم. این شعبه یکی از شعبههای کنگره است که در آن حس خوبی را تجربه میکنم. تشکر میکنم از ایجنت، مرزبانان، تمام راهنماها، همکاران که به من فرصت خدمت و آموزش دادید. عنوان وادی هست: رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه که برداشت میکنم. همانطور که شما هم بهتر میدانید آقای مهندس در مورد رمز و راز و کشف راه میگویند؛ که برای باز کردن یک حقیقت باید این سه مورد برای ما نمایان شود.
در کنگره یاد گرفتیم تفاوت حقیقت و واقعیت این است که حقیقت بوده، هست و خواهد بود؛ اما واقعیت چیزی است که ممکن میشود. ممکن است سال پیش من ماشین دیگری داشتم و الان تبدیل به چیز دیگری شده است؛ یعنی چیز دیگری واقع گردیده است. حقیقت وجودی انسان، صور پنهان و تمام قوانین هستی که آقای مهندس به ما آموزش دادهاند، هیچوقت تغییر نمیکنند و راستین هستند. این وادی به ما میگوید که برای کشف حقیقت باید چه کار کرد.
من به عنوان کسی که قبل از ورود به کنگره در تاریکی زندگی میکردم، این را بلد نبودم که راهی برای درمان مسافرم پیدا کنم و فقط خودم را اذیت میکردم و دنبال راه نبودم؛ اما وقتی خوب فکر میکنم، میبینم که در صور پنهان بودم. به یاد دارم که همیشه دعا میکردم و میخواستم، به دنبال راه بودم. مدتی بعد به واسطه عزیزی پیام کنگره را گرفتم و با ترس وارد شدم؛ اما از سال ۹۳ تا الان من در کنگره هستم.
آقای مهندس به عنوان مکتشف روش DST، که یک حقیقت است و از بین نمیرود، راه را برای ما نمایان کرده است و همه ما را بههم متصل نموده تا زیر پرچم این روش به نور و آگاهی برسیم. رازی که در این مسیر و روش هست این است که من از روزی که شروع کردهام تا الان که در خدمت کنگره هستم و آموزش میگیرم. به نظر من این وادی میخواهد به من بگوید: مشکلات رحمت بوده و لعنت نیستند. زمانیکه راهنمای من هر چه پیش میآمد؛ میگفتند خیر است، من تعجب میکردم؛ اما امروز که راهنما شدهام هر چه پیش میآید حتی بدترینها، میگویم خیر است.
به عنوان کسی که سفر تغذیه کرده و راهنمای تغذیه است، میخواهم بگویم من راههای زیادی برای کاهش وزن داشتهام اما در کنگره راه برای من باز شد و رمز آن همین تغذیه سالم بود. اینکه من حرکت کنم و استقامت داشته باشم. وقتی خدمت آقای مهندس رفتم از من پرسیدند که سخت بود؟ گفتم: خیر آقای مهندس، خیلی لذتبخش بود. این همان حقیقت است که هیچوقت آزاردهنده نیست و راستین است و در قلبها وجود دارد. من خودم را میگویم در دسته کمخردان بودم اما امروزه روی خودم خیلی کار میکنم که اول فکر کنم و بعد حرف بزنم تا کمتر عذرخواهی کنم.در آخر هم دوست دارم مطلبی از مولانا برایتان بخوانم: روزی میرسد که گلهایی که گفتی باز نمیشوند، باز میشوند. غمی که گفتی تمام نمیشود، تمام میشود. زمانی که گفتی نمیگذرد، میگذرد. زندگی یک راز است؛ نخست شکر، سپس صبر و در پایان باور است.
تقدیر از تیمهای ورزش شنا، شطرنج، ایروبیک بابت مقام اول و سوم در مسابقات داخلی پارک طالقانی، توسط ایجنت محترم همسفر زری


رهایی ۳۰سیدی همسفر طیبه رهجو راهنما همسفر افسانه(لژیون سوم)


مرزبانان کشیک: همسفر رضوان و مسافر سیامک
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول)
تایپ و ویرایش: همسفر نسترن رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول) دبیر سایت
تنظیم و ارسال: همسفر رضوان مرزبان خبری
همسفران نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
166