جلسه سیزدهم از دوره پنجاهوچهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پرستار به استادی راهنما همسفر نرگس، نگهبانی همسفر نیلوفر و دبیری همسفر مژگان با دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت، در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری، آنچه برداشت مینمائیم) و تاثیر آن روی من» روز سهشنبه ۲۴ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد
دستور جلسه درباره «وادی هفتم و تأثیر آن بر من» است. عنوان وادی میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینمائیم.»
همانطور که میدانیم، وادیها قوانین زندگی هستند و وادی هفتم یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین قوانین را به ما آموزش میدهد؛ اینکه برای رسیدن به حقیقت، ابتدا باید راه درست را پیدا کنیم.
در این وادی گفته میشود انسانهای زیادی فقط به دلیل پیدا نکردن راه درست، به بیراهه رفتهاند و حتی دست به خودکشی زدهاند. نه اینکه این افراد انسانهای بیارادهای بودهاند؛ بلکه ممکن است اراده بسیار قوی داشته و در انتخاب مسیر خود مصمم بوده باشند و تلاش زیادی هم کرده باشند، اما چون راه را اشتباه انتخاب کردهاند، به مقصد نرسیدهاند و در نهایت به مسلخ مواد رسیدهاند.
مسلخ چه جایی است؟ جایی است که در آن ذبح میکنند؛ سلاخخانه و کشتارگاه است. در مقابل، مزرعه جایی است که در آن سبزهزار و چراگاه وجود دارد. بنابراین، یافتن راه بسیار مهم است. میتوانیم راه ارزشها را انتخاب کنیم و به سمت نور و روشنایی حرکت کنیم یا راه ضدارزشها را انتخاب کنیم و به تاریکی و عمق تاریکیها برسیم.
در وادی پنجم آموزش گرفتیم که خواستن و اجرایی کردن خواستهها از اهمیت زیادی برخوردار است. ابتدا باید بدانم چه میخواهم؛ آیا میخواهم وارد سفر دوم شوم؟ آیا میخواهم به رهایی برسم؟ سپس باید جهان ذهنی خود را به مرحله اجرا دربیاورم و خواستههایم را عملی کنم.
وادی ششم به من آموزش میدهد که از عقل، بهعنوان فرمانده، کمک بگیرم و از فرمان آن تبعیت کنم؛ فرماندهی را از نفس اماره بگیرم و به نفس مطمئنه برسانم.
اکنون وادی هفتم به من میگوید پس از خواستن، حرکت کردن و کمک گرفتن از نیروی عقل، باید راه درست را پیدا و انتخاب کنم و در آن مسیر حرکت نمایم تا به مقصد راستین برسم.
البته در این مسیر، تمام آموزشهایی که در وادیهای قبل گرفتهام، باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند؛ تلاش مستمر، صبر، گذشت، تفکر، توکل، رضا و تسلیم، همه باید در این مسیر همراه من باشند.
حال سؤال اینجاست که چگونه میتوانم این آموزشها را در زندگی خود کاربردی کنم؟
ابتدا باید دانایی خود را بالا ببرم تا بتوانم به انسانی خردمند تبدیل شوم. همانطور که در وادی گفته شده است، انسانها به دو دسته تقسیم میشوند: کمخردان و خردمندان.
این دو گروه ویژگیها و نشانههایی دارند؛افرادی که کمخرد هستند، بدون تفکر و تعقل صحبت میکنند و بعد از اینکه صحبت کردند، متوجه میشوند که خرابکاری کردهاند و باید عذرخواهی کنند. البته بعضی افراد حتی عذرخواهی هم نمیکنند؛ زیرا همچنان بر جهل خود پابرجا هستند و به دلیل منیت، حاضر نیستند آموزشپذیر باشند.
اما خردمندان چه کسانی هستند؟
خردمندان کسانی هستند که ابتدا فکر میکنند، از نیروی عقل خود کمک میگیرند و سپس صحبت میکنند.
چرا حرف زدن و سخن گفتن تا این اندازه مهم است؟
چون سخن گفتن خودش نوعی تعیین شرایط است. انسان باید شرایط را بررسی کند، تحمل طرف مقابل را در نظر بگیرد و ببیند آیا زمان و شرایط مناسبی برای بیان آن مطلب وجود دارد یا خیر؛ تا سخن او باعث ایجاد آشوب و ناراحتی در طرف مقابل نشود. حتی در انجام کارها و بستن قراردادها نیز باید ابتدا سود و زیان آن را بررسی کنیم و سپس تصمیم بگیریم و قرارداد را امضا کنیم. همچنین میتوانیم ابتدا با فردی که این راه را طی کرده و به نتیجه رسیده است مشورت کنیم و سپس تصمیم خود را عملی کنیم.
باید بدانیم که راه راست، بهتنهایی هدف ما نیست؛ بلکه صراط مستقیم، ما را به هدف نزدیکتر میکند و به مقصد میرساند.
یکی از نشانههای صراط مستقیم، رسیدن به هدف و مقصد با وضعیت مناسب است. بنابراین باید بررسی کنیم راهی که دیگران طی کردهاند و از آن نتیجه گرفتهاند، چگونه بوده است و آیا همان راه برای من نیز میتواند نتیجه مطلوبی داشته باشد یا خیر.
برای مثال، در سیدی اخیر، آقای مهندس فرمودند که روش DST خودش یک راه است، روش URD یک راه دیگر است و سقوط آزاد و شبهسقوط آزاد نیز هرکدام راهی هستند.
حال سؤال این است: من کدام راه را انتخاب کنم؟
اینجاست که باید با تفکر صحیح و سالم، راه خودم را انتخاب کنم. ایمان سالم، عمل سالم، حس سالم، عقل سالم و عشق سالم، همگی به من کمک میکنند تا بتوانم مسیر درست را پیدا کنم و به هدف خود برسم.
در این وادی، مفاهیم آن نیز یکییکی برای ما توضیح داده شده است.
راز یعنی سر مطلبی که پوشیده و پنهان است. رمز علامت و نشانهای است که به وسیله آن میتوانیم مطلبی را درک و دریافت کنیم؛ همان کلیدی که مانند حروف الفبا در زبان فارسی، وسیلهای برای فهم و انتقال است. کشف نیز به معنای پیدا کردن و آشکار کردن است و حقیقت نیز معنای روشن و مشخص خود را دارد.
در پایان، من از وادی هفتم این آموزش را میگیرم که برای رسیدن به حقیقت، فقط خواستن کافی نیست؛ باید راه درست را پیدا کنم، با تفکر و تعقل آن را انتخاب کنم و سپس در آن مسیر حرکت نمایم.
امیدوارم بتوانم در زندگی، رمز و کلید مشکلات و مسائل خودم را پیدا کنم، راه درست را از بیراهه تشخیص دهم و با حرکت در صراط مستقیم، به مقصد راستین و حقیقت نزدیکتر شوم.
رهایی ۴۰سیدی همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر سمیرا


مرزبانان کشیک: همسفر مهین و مسافر مهدی
عکاس: همسفر ساحل رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
تایپیست: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر مهین
همسفران نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
97