جلسه یازدهم دوره سی و یکم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شعبه اروند آبادان با استادی مسافر عبدالله ، نگهبانی مسافر سینا ، و دبیری مسافر میثم با دستور جلسه « وادی هفتم و تأثیر آن روی من» سهشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان، عبدالله هستم، یک مسافر.
در خصوص دستور جلسه، باید بگویم که ما باید شش وادی را خوانده باشیم و یکسری نکات را متوجه شده باشیم. وقتی به این دستور جلسه میرسیم، با یک دستور جلسه اجرایی روبهرو هستیم.
یعنی از حالت فکر کردن خارج شده و وارد مرحله اجرا میشویم. این دستور جلسه به من میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آن چیزی که برداشت میکنیم.»
حالا این رمز و راز چیست که باید کشف کنم و دنبال آن بگردم؟ اینجا یکسری سؤالها وجود دارد که باید در ذهن من، وقتی وارد کنگره شدهام، به وجود بیاید؛ اینکه باید دنبال چه هدفهایی باشم.
در وادی اول، که وادی تفکر است، اگر من یکسری چیزها را در ذهن خودم به وجود آورده باشم و هنوز نسبت به آنها اطلاعات و آگاهی کامل نداشته باشم، این وادی من را وادار میکند که حقیقتیابی کنم و خودم را پیدا کنم.
اگر بخواهم درباره نفسهای درونی و نفس خودم صحبت کنم، کمی پیچیده است. جناب مهندس آموزشها را برای ما ساده و روشن بیان کردهاند تا بتوانیم مطالب را راحتتر متوجه شویم. همین که به اینجا میآیم و متوجه میشوم که درمان اعتیاد، ترک نیست بلکه درمان است، خودش نکته مهمی است.
وقتی یک نفر میخواهد چیزی را درمان کند، باید در کنارش یکسری روشها و متدها باشد تا بتواند آن را اجرایی کند. اینکه من به اینجا آمدهام و میخواهم رمز و راز خودم را پیدا کنم، به نوع خواسته خودم برمیگردد؛ اینکه وقتی وارد اینجا میشوم، چه نوع خواستهای دارم.
خواسته من این است که فقط بگویم کنگرهای شدهام، یا اینکه بیایم، رها شوم و به مقصد خودم برسم؟ رهایی، رسیدن به آرامش، صلح و سلامتی، در این است که خودم قدمها را بردارم؛ در کنار آموزشهایی که به من داده میشود و فرمانبرداری، که دستور جلسه قبل ما بود.
.jpg)
این باعث میشود که من در مسیر یاد بگیرم چه کارهایی را باید اجرا کنم و چه کارهایی را نباید انجام دهم. من زمانی که شروع به مصرف کردم، یکسری اخلاقیات در من به وجود آمد که خواسته یا ناخواسته ایجاد شده بود؛ مثلاً بینظمی. شاید قبل از اینکه مصرفکننده شوم، آدم منظمی بودم، اما وقتی مصرفکننده شدم، این حقیقت را باید بپذیریم که مواد مخدر انسان را از روشناییها به سمت تاریکیها میبرد؛
تاریکیهایی که یکسری تخریبها را به وجود میآورد که گاهی جبرانناپذیر هستند و من این تخریبها را از نظر مالی، روحی و روانی تجربه کردهام و خیلی چیزها را از دست دادهام.
این وادی به من یاد میدهد که رمز خودم را در مسیر پیدا کنم و پیدا کردن این رمز، من را به حقیقت میرساند. حالا اینکه رمز خودم را چگونه پیدا کنم و به چه صورتی آن را به راز تبدیل کنم، موضوع مهمی است. خیلی وقتها پیش میآید که من دنبال چیزی میگردم، برایش کدگذاری میکنم و آن را قفل میکنم، اما این وادی به من میگوید که برای خودت سادهاش کن و جلو برو، حتی اگر هنوز بعضی از موضوعات را کامل متوجه نشدهای.
به مرور، یکسری چیزها برایم شفاف میشود و تصویر آنها در ذهنم شکل میگیرد و خلق میشود؛ تصویر چه چیزی؟ تصویر سلامتی، تصویر رهایی و تصویر اینکه من بتوانم از دام اعتیاد خارج شوم.
در رابطه با این دستور جلسه، موضوعات زیادی وجود دارد که ما باید نسبت به آنها وارد مرحله اجرا شویم و دربارهشان تفکر کنیم.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، متشکرم.
در ادامه رهایی مسافر پویا لژیون هفتم از بند مواد:
.jpg)
گروه سایت نمایندگی اروند آبادان
تایپ: همسفر مهدی لژیون یکم
عکس: مسافر بهنام لژیون پنجم
ارسال مطلب: مسافر رضا لژیون پنجم
- تعداد بازدید از این مطلب :
136