وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم که همیشه به دنبال راهی برای رهایی بودیم؛ اما نمیدانستیم که فقط پیدا کردن یک راه کافی نیست. سالها فکر میکردیم؛ اگر راهی پیدا کنیم که سریعتر به مقصد میرسیم، حتماً بهترین راه است. مسافرم راههای زیادی را امتحان کرد، راههایی که هر کدام با امید شروع میشد؛ ولی در نهایت به بنبست میرسید؛ چون دنبال تمام کردن مشکل بودیم، نه پیدا کردن حقیقت. آن روزها من هم مانند بسیاری از خانوادههایی که با مسئله اعتیاد روبهرو بودم، پر از نگرانی، ترس و سؤال بودم.
بارها با خودم فکر میکردم چرا هر بار امیدی پیدا میکنیم، دوباره همه چیز به نقطه اول برمیگردد؟ چرا راههایی که فکر میکردیم نجاتدهنده هستند، نتیجهای ندارد؟ آن زمان نمیدانستم که مشکل فقط پیدا نکردن راه نیست؛ شاید راه درست را پیدا نکردهایم و مهمتر از آن، برداشت درستی از مسیر رهایی نداریم. «وادی هفتم به من یاد داد که رمز و راز حقیقت، در ۲ چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری، آنچه برداشت مینمائیم».
راههای زیادی سد مسیر ما بود؛ زیرا برداشت و تفکر درستی از راه نداشتیم یک شبه همه چیز تمام شود، میخواستیم کوتاهترین مسیر را انتخاب کنیم؛ غافل از اینکه رهایی یک سفر است، نه یک اتفاق، امروز بهتر متوجه میشوم که پیدا کردن راه، شروع کار است و نه پایان آن ممکن است انسان بهترین مسیر را هم پیدا کند؛ ولی در آن مسیر حرکت نکند، آموزش نگیرد و از تجربههای آن برداشت درستی نداشته باشد، باز هم به نتیجه نمیرسد.
راه زمانی معنا پیدا میکند که انسان قدم بردارد و از هر قدم، چیزی برای بهتر شدن خودش بیاموزد. به لطف خداوند بهترین راه برای من انتخاب شد، کنگره۶۰ را سر راهم قرار داد؛ شاید این راه زودتر به زندگی ما وارد میشد، قدر او را نمیدانستیم. امروز باور دارم که هیچ چیز بیحکمت نیست و آمدن ما به این مکان مقدس هم در زمان خودش اتفاق افتاد. اینجا فهمیدیم که باید آرامآرام حرکت کنیم، آموزش بگیریم، تفکر کنیم و قدمهای کوچک و درست برداریم.
در این مکان امن آموختم که رهایی فقط به معنی کنار گذاشتن مواد نیست، رهایی یعنی بازسازی، ساختن دوباره چیزی که در طول سالها آسیب دیده است. یعنی تغییر نگرش، رفتار، شناخت خود و یاد گرفتن درست زندگی کردن. متوجه شدم؛ اگر فقط صورت مسئله را پاک کنم، علت و ریشه آن را نشناختم. حقیقت آنچیزی است که به دنبال آن هستم.
من بهعنوان یک همسفر امروز میدانم که نقش من فقط همراهی کردن نیست؛ بلکه باید خودم هم در این مسیر آموزش ببینم و تغییر کنم؛ بایستی ببینم قبل از کنگره چطور فکر میکردم و نگاه امروز به زندگی چگونه است. من هم در این مسیر اشتباهات و برداشتهای نادرست خودم را شناختم. فهمیدم که گاهی نگرانی بیش از اندازه، توقع، عجله و ترس نهتنها کمکی به مسافرم نمیکند؛ بلکه خودم را هم از آرامش دور میکند. کنگره۶۰ به من یاد داد که هر انسانی مسیر خودش را دارد و من نمیتوانم به جای مسافرم حرکت کنم و فقط میتوانم همراه او باشم، آموزش بگیرم، محبت کنم و با صبر، مسیر خود را درست طی کنم.
نویسنده: همسفر راضیه رهجو راهنما همسفر سمیه (لژیون تغذیه سالم)
عکاس: همسفر فاطمه (ب) رهجو راهنما همسفر سمیه (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر اکرم رهجو راهنما همسفر شهلا (لژیون دوم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی امیر اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
72