اولین جلسه از دوره هفتم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی سنایی نیشابور در روز سهشنبه با استادی راهنمای محترم مسافر عباس، نگهبانی مسافر بهروز ودبیری مسافر علی،با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من»در تاریخ 1405/06/24 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، عباس هستم یک مسافر.خدا را شکر میکنم که بار دیگر این فرصت را پیدا کردم تا در این جایگاه قرار بگیرم. از نگهبان عزیز تشکر میکنم که به من اجازه دادند بهعنوان خدمتگزار در این جایگاه حضور داشته باشم و از آموزشهای شما دوستان استفاده کنم.
دستور جلسه این هفته، وادی هفتم است؛ «رمز و راز کشف حقیقت، در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم.»
اگر به وادیهایی که تاکنون پشت سر گذاشتهایم نگاه کنیم، میبینیم که از وادی اول تا چهارم، بیشتر روی تفکر و افکار انسان کار میشود. وادی اول میگوید: «با تفکر، ساختارها آغاز میگردند و بدون تفکر، آنچه هست به زوال میرود.»
یعنی برای اینکه در زندگی حال خوبی داشته باشم، باید هدف داشته باشم و برای زندگیام برنامهریزی کنم. وقتی انسان هدف داشته باشد، ذهنش درگیر مسائل بیهوده نمیشود. البته از گذشته باید درس بگیریم، اما نباید دائماً در گذشته زندگی کنیم و اتفاقات و افکار مخرب گذشته را مرور کنیم؛ چون این کار انرژی انسان را میگیرد. باید در زمان حال زندگی کنیم، از گذشته آموزش بگیریم و برای آینده برنامه داشته باشیم.
در وادی اول یاد میگیریم که هستی دارای نظم و ساختار است و همهچیز با دقت و حسابوکتاب خاصی در حال انجام است. پس من هم باید در زندگی هدف و برنامه داشته باشم تا بتوانم به آرامش و حال خوش برسم.
وادی دوم به من یاد میدهد که هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به هستی نگذاشته است. وقتی به یک درخت، رودخانه، دریا، باد و حتی کوچکترین موجودات نگاه میکنیم، میبینیم که هرکدام هدف و کاربردی دارند. درختان، رودخانهها و دریاها هرکدام بخشی از تعادل هستی را برقرار میکنند.
پس اگر من هم روزی از مسیر زندگی خارج شدهام، به این معنا نیست که بیهدف آفریده شدهام؛ بلکه در مسیر، هدفم را گم کردهام و به دلیل انتخابهای نادرست، از مسیر اصلی دور شدهام.
در وادی پنجم یاد میگیریم که تفکر بهتنهایی مشکلات ما را حل نمیکند. اگر من یک ماه، دو ماه یا حتی یک سال فقط به داشتن خانه، ماشین یا هر خواسته دیگری فکر کنم، اما هیچ حرکتی نداشته باشم، اتفاقی نمیافتد. باید حرکت کنم، تلاش کنم و قدم بردارم.
مثل کشاورزی که بذر میکارد، آن را آبیاری میکند، از آن مراقبت میکند و در نهایت محصول برداشت میکند. در زندگی هم باید برای خواستههایم تلاش کنم و از آنها مراقبت کنم تا به نتیجه برسم.
در وادی ششم یاد میگیریم که عقل را به رسمیت بشناسیم و فرمان عقل را اجرا کنیم. فرمان عقل از مسائل خیلی کوچک زندگی شروع میشود. مثلاً اگر تصمیم دارم به مسافرت بروم، باید قبل از حرکت ماشین را بررسی کنم، بنزین بزنم، مسیر را مشخص کنم و برای سفر برنامه داشته باشم.
یا اگر کاری را باید در ساعت مشخصی انجام بدهم، نباید مدام آن را به تأخیر بیندازم. فرمان عقل از همین مسائل کوچک شروع میشود و به مسائل بزرگتر زندگی میرسد.
اما وادی هفتم برای من جایگاه ویژهای دارد، چون میگوید:«رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم.»
پس اولین مسئله، پیدا کردن راه است. خیلی از انسانها تلاش زیادی کردهاند، اما چون راه درست را پیدا نکردهاند، نتیجه نگرفتهاند. حتی بعضی افراد به دلیل پیدا نکردن راه درست، ناامید شدهاند و تصمیمهای بسیار سختی گرفتهاند.بنابراین یافتن راه بسیار مهم است.
ما در زندگی با واقعیتها و حقیقتها روبهرو هستیم. واقعیت ممکن است در طول زمان تغییر کند، اما حقیقت چیزی است که وجود داشته و خواهد داشت. برای مثال، وجود خداوند، وجود نفس و قوانین الهی برای من از جنس حقیقت است.
پس وقتی میگوییم «کشف حقیقت»، باید بتوانیم راه درست را پیدا کنیم و در آن مسیر حرکت کنیم.
در زندگی هم میبینیم که بعضی افراد برای رسیدن به نتیجه، همیشه دنبال سریعترین و کوتاهترین راه هستند. مثلاً اگر روش یا دارویی پیدا شود که در مدت بسیار کوتاهی وزن زیادی کم کند، ممکن است بدون اینکه به عوارض آن فکر کنند، آن را بهترین راه بدانند. در درمان اعتیاد هم همین مسئله وجود دارد. ممکن است کسی به دنبال راهی باشد که در چند روز یا چند هفته نتیجه بگیرد، اما اگر مسیر درست را نشناسد، ممکن است دوباره به نقطه اول برگردد یا با مشکلات دیگری روبهرو شود.
پس بهترین راه، لزوماً کوتاهترین راه نیست.
در کنگره ۶۰ من یاد گرفتم که باید راه درست را پیدا کنم، آموزش ببینم و در مسیر حرکت کنم. درمان و آموزش، یک مسیر است و برای رسیدن به نتیجه باید این مسیر را بهدرستی طی کرد.
جناب مهندس از دو گروه صحبت میکنند: گروه کمخردان و گروه خردمندان.
کمخردان ابتدا کاری را انجام میدهند و بعد به فکر عواقب آن میافتند؛ یعنی اول حرکت میکنند و وقتی با مشکل مواجه شدند، تازه شروع به فکر کردن میکنند و میگویند: «اشتباه کردم، منظورم این نبود.»
اما انسان خردمند قبل از حرکت، فکر و بررسی میکند و بعد قدم برمیدارد.
به نظر من یکی از مشکلات ما این بود که همیشه تصور میکردیم کوتاهترین راه، بهترین راه است؛ در حالی که باید ببینیم کدام راه، درستتر و کمتخریبتر است.
وقتی راه درست را پیدا کردم، باید در آن مسیر حرکت کنم و آموزش بگیرم. من اگر قرار بود خودم معلم خودم باشم، شاید امروز در جایگاه دیگری بودم و مشکلات گذشته همچنان ادامه داشت. من یاد گرفتم که باید از یک راهنما آموزش بگیرم و در کنار آموزش، سپاسگزار هم باشم.
اگر امروز در کنگره آموزش میبینم و راهنما به من آموزش میدهد، باید قدر این فرصت را بدانم. باید بدانم هزینههایی که برای اداره شعبه و ادامه فعالیت کنگره پرداخت میشود، برای چیست.
در این روزها که موضوع سبد حمایت مطرح است، به نظر من هرکدام از ما باید به اندازه توان خودمان در این کار مشارکت کنیم. ممکن است توان مالی یک نفر زیاد باشد و دیگری توان کمتری داشته باشد؛ مهم این است که هرکس به اندازه توان خودش قدم بردارد.
اگر ایجنت، مرزبان و سایر خدمتگزاران در شعبه حضور دارند، برای این است که شعبه رشد کند و آموزش و خدمت در آن ادامه داشته باشد. بنابراین حمایت از شعبه و مشارکت در سبد، وظیفهای است که هرکدام از ما باید به آن توجه کنیم.
در نهایت، وادی هفتم به من میگوید که ابتدا باید راه را پیدا کنم و سپس ببینم از آن راه چه برداشتی دارم.
اگر در مسیر درست باشم، باید کمکم آرامش و حال خوش را تجربه کنم. اگر دائماً ذهن من درگیر زندگی دیگران باشد و بخواهم بدانم چه کسی چه کاری انجام میدهد، چه کسی چه چیزی میگوید و چه اتفاقی برای دیگران افتاده است، یعنی هنوز دوربینم روی خودم نیست.
من باید دوربین را روی خودم قرار بدهم و ببینم خودم چه میکنم، چه آموزشی میگیرم و چگونه میتوانم بهتر شوم.
اگر دوربین روی خودم باشد، میتوانم بدون حاشیه سفر کنم، بدون حاشیه خدمت کنم و به سمت حال خوش حرکت کنم.
پس برای من، وادی هفتم یعنی پیدا کردن راه درست و حرکت در آن مسیر؛ مسیری که با کمترین تخریب، من را به هدف و در نهایت به آرامش و حال خوش میرساند.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.

(21)(3).jpg)
در پایان جلسه از نگهبان دوره قبل مسافر حسین تقدیر به عمل آمد

ضبط صدا مسافر مهدی
عکس مسافر روح الله
تایپ مسافر علی
ویراستاری مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
59