چهاردهمین جلسه از دوره نوزدهم سری کارگاههای خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی بنیان مشهد به نگهبانی مسافر جواد، استادی مسافرمصطفی و دبیری مسافر هادی، با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من » سه شنبه مورخه 24 شهریور ۱۴۰۵ ساعت 17 آغاز شد.
سلام دوستان، مصطفی هستم؛ یک مسافر
.jpg)
موضوع جلسهی امروز ما «وادی هفتم» است. راز کشف حقیقت در دو چیز نهفته است: یافتن راه، و برداشتی که از آن راه داریم. به گمانم یکی از مهمترین پیامهای این وادی آن است که برای رسیدن به حقیقت، صرفِ تلاش کافی نیست؛ باید راه درست را نیز بیابیم و از آن، برداشتِ درستی نیز داشته باشیم.
گاهی چنین میپنداریم که اگر در زندگی بیشتر تلاش کنیم، به موفقیت میرسیم؛ اما اگر راهِ درست را برنگزیده باشیم، به دلایل گوناگون موفقیتی حاصل نخواهد شد. برای نمونه، تصور کنید بخواهم از شهری به شهر دیگر بروم: تنها داشتنِ خودرو و سوخت کافی نیست؛ باید پیش از آن مسیر را بررسی کنم، نقشه را بخوانم و راه درست را انتخاب کنم.
یکی از مقولههای مهمی که در وادی هفتم مطرح میشود همین است: پس از چهار وادیِ تفکر و آموزشِ تفکر، و وادی پنجم که همان عملگرایی و عملیاتیکردنِ آن اندیشههاست و دستیابی به «فرمانِ عقل» یعنی پذیرفتنِ عقل بهعنوان فرمانروای خویش و بهرهگیری از آن در کارها - به وادی هفتم میرسیم. اینجاست که باید به یاریِ عقل، راه خود را برگزینیم؛ آن هم با همان ابزارهایی که در وادیهای پیشین آموختیم: عقل، قدرتِ تفکر و تدبیر.
دربارهی اعتیاد نیز درست همین مسئله صادق است. فردی همچون من ممکن است بارها تصمیم به ترک اعتیاد گرفته باشد، مصرف نکرده باشد، اما چون راهِ درست را برنگزیده، دوباره به نقطهی آغازین بازگشته است. در طول بیست و پنج سال اعتیاد، این اتفاق بارها برایم رخ داد: بارها ترک کردم، بارها مصرف نکردم. یکبار این مدت به یک سال رسید، اما بار دیگر به نقطهی صفر بازگشتم، آن هم با مصرفی بیشتر و اعتیادی عمیقتر. حتی دربارهی سیگار نیز، طولانیترین مدتی که توانستم کنار بگذارمش دوازده ماه بود، اما پس از بازگشتِ دوباره، مصرفم از یک پاکت به دو پاکت افزایش یافت. این چیزی بود که خود بهروشنی لمس کردم.
.jpg)
در کنگره ۶۰، مسیری مشخص برای درمان و رسیدن به تعادل داریم. مسئله تنها قطعِ مصرفِ مواد نیست؛ آموزش میبینیم، حرکت میکنیم، صبر پیشه میکنیم و در طولِ زمان، تغییری در خویشتن پدید میآوریم. اگر این تغییر را در خود احساس نکنیم و ملموس نباشد، یعنی راه را درست نپیمودهایم. باید آموزشهایی را که در کنگره ۶۰ میگیریم، به مرحلهی اجرا برسانیم؛ یعنی در زندگیمان جاری شود.
نخست باید راه را بیابم، که من آن را یافتهام: کنگره ۶۰، روشِ DST، دارو و دوز، و صورتمسئلهی اعتیاد. همهی اینها را دریافتهام، نسبت به آن آگاه شدهام و به صحتِ آن ایمان دارم.
به نظرم من باید ذهنیت و عقدهی ذهنیِ گذشتهی خود را پشتِ در بگذاریم و وارد شویم. چرا؟ زیرا بهمحضِ ورود، به ما گفته میشود: «شما سالیانی با اندیشه و ذهنِ خود زندگی کردهاید؛ اکنون چند سالی گوشبهفرمان باشید و فرمانبرداری کنید.» و اگر نتیجه نگرفتیم، دستکم میتوانیم بگوییم که فرمانبرداری کردیم اما به نتیجه نرسیدیم.
به یاد دارم که آقای رضا، راهنمای گرامیمان، آنگاه که میخواستم وارد لژیون شوم، به من گفت: «تنها یک چیز از تو میخواهم؛ میتوانی انجامش دهی؟» پرسیدم چه میخواهید؟ گفت: «تنها از تو میخواهم هر آنچه من انجام میدهم، تو نیز انجام دهی.» گفتم بله، انجام میدهم. هرچند نتوانستم همچون ایشان باشم؛ او انسانی پرانرژی، فعال و بهراستی مسئولیتپذیر است، و من چنین.
حقیقت آن چیزی نیست که تنها دربارهاش آگاهی داشته باشیم؛ حقیقت چیزی است که باید کشف و تجربه شود. راهنمایان کنگره ۶۰ خود به این حقیقت رسیدهاند و ما را نیز راهنمایی میکنند تا بدان دست یابیم، آن را تجربه کنیم و به آرامش برسیم.
در نخستین سفری که به اینجا میآمدم، هرگاه کسی اعلامِ رهایی میکرد و میگفت «رها شدهام، اکنون حالم خوب است»، باورم نمیشد؛ میگفتم بهدروغ سخن میگوید، اکنون تعارف میکند. اما آنگاه که سفرِ خودم، خدای را سپاس، به پایان رسید، دریافتم که چنین نیست. اجرا کردم، طبق اصول پیش رفتم: DST را، دارو و دوز و اندازههایم را بهموقع انجام دادم، خواب روز را قطع کردم؛ یعنی همه چیز را طبق دستورِ کنگره و راهنمایان، به روال انجام دادم. همه چیز روبهبهبود نهاد، و اتفاقهای خوبی برایم رخ داد.
یکی از دلایل حضورم در کنگره، آرامشی است که در آن یافتهام. کنگره پس از سالها جستوجو، این آرامش ارزشمند را به من هدیه داد و خدا را شکر میکنم که در این مکان مقدس و در کنار دوستان عزیز به آن دست یافتم.
وادی هفتم را در قالب یک مثلث خلاصه میکنم تا سخن به درازا نکشد: مثلثِ راهِ صحیح، حرکتِ صحیح، و برداشتِ صحیح؛ یعنی راهِ درست را برمیگزینی، حرکتِ درست میکنی، و به آن هدف و برداشتِ درست دست مییابی.
سپاسگزارم که سکوت کردید و به سخنانم گوش دادید.
مرزبان خبری: مسافر هوتن
عکس: مسافر سید محمد لژیون 14
نگارش: مسافر مجتبی لژیون 8
ویرایش: مسافر علی لژیون 14
ارسال: مسافر بشیر لژیون 9
- تعداد بازدید از این مطلب :
41