جلسه نهم از دوره پنجاهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی البرز کرج، با استادی راهنمای محترم مسافر منوچهر ، نگهبانی مسافر موسی و دبیری مسافر محمد، با دستور جلسه "وادی هفتم و تاثیر آن روی من" در روز سهشنبه بیست و چهارم شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
گاهی فکر میکنم که از دستور جلسات چیزی متوجه نمیشوم و گاهی هم به صورت القا مطالبی را دریافت میکنم. دستورات جلسات کنگره پر مفهوم و عالی میباشد. اینبار هم دستور جلسه وادی هفتم میباشد. من همیشه دنبال راهی بودهام، راهی که بتوانم از مواد مخدری که زندگیام را نابود کرده بود؛ رها شوم. راههای زیادی را امتحان کردم اما فهمیدهام که هیچکدام از آنها راه درمان نبودهاند و من را به بیراهه بردهاند.
همه مصرف کنندگان دنبال راه رهایی هستند و اینطور نیست که از مصرف خود راضی باشند و دنبال راهی میگردند که بتواند از این موضوع نجات پیدا کنند. درکی از درمان نداشتم و پیوسته دنبال تَرک کردن بودم؛ یعنی در اصل راه را پیدا نمیکردم. برای مثال میخواهیم برویم به تبریز، نمیدانیم کجا هستیم و باید کدام مسیر را برویم ولی متاسفانه نود و نه درصد به مقصد نمیرسند. چون اولین قدم را اشتباه برداشته بودهاند.
وارد کنگره میشویم و تازه راه را میفهمیم؛ متوجه میشویم که درمان اعتیاد حقیقی چه هست. من در بدو ورود به کنگره فکرش را هم نمیکردم که حدود ده ماه باید سفر کنم. اما راهنما برای من معنی درمان اعتیاد را شکافت و با آغوش باز همگی من را پذیرفتند. با خودم گفتم که یکبار هم باید این راه را انتخاب کنم و خدا را شکر بهترین راه را انتخاب کردم. برای رسیدن به مقصد راهی که نقطه به نقطه آن نشانه گذاری شده بود؛ مهم ترین آموزه کنگره برای منِ تازه وارد نظم بود و از کنار آن نظم آموزههای مهم دیگری آشکار شدند.
به مرور که به آگاهی رسیدم فهمیدم که راههایی که قبل از کنگره امتحان کرده بودم اصلا راه نبود. در طول سفر از لحاظ درونی آگاهی میگیرید و هر آگاهی پله ای میشود برای آگاهی های بیشتر، ذره به ذره آگاهیها جمع میشوند و برای ما مسیری میسازند که انتهای آن پیام این وادی است. انتهای مسیر رهایی است و اگر این نقطه به نقطه آگاهی را خوب پیموده باشیم جنس این رهایی فرق میکند.
.jpg)
تایپ و ویرایش: مسافرامید
بارگزاری: مسافرحمزه
عکس: مسافرمهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
182